ویژه خبرنامه گویا
از آغاز مسلم بود که حمله نظامی و ترور سران رژیم، جمهوری اسلامی را نابود نمی کند. از آغاز روشن بود که تجاوز نظامی حکومتهای ابردستراستی دونالد ترامپ و نتانیاهو که هر دو ماهیتی ضد آزادی، ضد حقوق بشر و نژاد پرستانه دارند برای نجات ایرانیان از چنگال خونین حکومت شر و سردمداران شرور آن نیست. برای خیر، سربلندی و رفاه ایرانیان نیست.
اینک بیش از یک ماه از مداخله نظامی می گذرد. در این مدت ترامپ به خود جرات آن را داده است که بگوید:
- "من می خواهم در تعیین رهبر ایران دخالت داشته باشم"!!
- "پس از جنگ احتمالا نقشه ایران تغییر خواهد کرد"
- "اگر لازم باشد ایران را از نقشه جغرافیا حذف میکنم"
- " من مشکلی ندارم اگر همین رژیم بماند، اما کسانی در راس آن قرار گیرند که با منافع آمریکا و دوستانش در تعارض نباشند".
- "زیرساخت های ایران را چنان نابود می کنیم که ایران به عصر حجر بازگردد"
این سخنان گستاخانه، تحقیر ایران و ملت ایران است و هر آن کس که این اهانتها را تحمل میکند، به حقارت تن داده است.
پیش از ادامه این یادداشت تأکید دارم که شرایط حقارت بار و مرگباری که ایران امروز به آن دچار شده و به این زودیها هم راه نجاتی از آن متصور نیست نتیجه اسلام جهادگر و رهبران تروریست و تبهکار آن است. اگر ایران از حکومتی برآمده از اراده مردم و مدافع منافع ملی و سربلندی کشور برخوردار بود، قطعا هرگز به منجلاب سرکوب مردم خویش و صدور اسلامیسم تروریستی به کشورهای جهان فرو نمیغلطید.
در آن صورت هیچ نظام تجاوزپیشهای جرات نمی کرد به ایران بزرگ 90 میلیونی که حکومتش منتخب مردم و مردمش حامی حکومت بودند، فکر مداخله نظامی به خود راه دهد. اما 47 سال سلطه روحانیونی که خود را نماینده خدا میدانند و هیچ ارزشی برای اراده ملت قائل نیستند، 47 سال حکومت کسانی که کشتار مردم و غارت مردم را برای پاسداری از اسلام حاکم واجب تلقی میکنند و میخواهند ایران را فدای "اسلام" کنند، سرانجام دندان طمع قدرتهائی را تیز کرد که همواره مترصد تبدیل ایران به حوزه نفوذ و غارت خود بودهاند.
تجاوزگران آن قدر برای جان مردم ایران ارزش قائل نیستند که در مورد دهها دختر مدرسهای کشته شده بیگناه ایرانی (میناب) معذرتخواهی کنند. حتی ایرانیان طرفدار مداخله نظامی نیز به خانوادههای این کودکان بیگناه تسلیت نگفتهاند چون میترسند که تجاوزگران از آنان برنجند!
تجاوزگران تا کنون بسیاری از زیر ساخت های اقتصادی و صنعتی ایران را ویران کردهاند و همزمان ترامپ مدام در تلاش است با گرفتن برخی امتیازات مورد نظر خود، با اعلام پیروزی جنگ را تمام کند.
از کسانی که هنوز هم مدعی هستند که دو حکومت نژادپرست نتانیاهو و ترامپ برای نجات ایرانیان به جنایات جنگی متوسل می شوند می پرسم آیا شما مدرسه، بیمارستان، انستیتو پاستور، صنایع فولاد سازی و پل های ایران را اهداف مشروع نظامی می دانید؟ آیا سخنان تحقیر آمیز ترامپ، شما را به خشم نمی آورد؟ اگر پس از این همه کشتارها و ویرانی ها رژیم پابرجا ماند و فقر، فلاکت و سرکوب افزایش یافت، حاضر به پذیرش خطای تاریخی خود خواهید بود؟
رژیم پس از جنگ هر چه قدر هم به لحاظ اقتصادی و نظامی تضعیف شود، در مسئله سرکوب مردم هارتر میشود. کما اینکه هم اکنون مرتبا جوانان بی گناه ایرانی را اعدام می کند.
نتیجه این جنگ تضعیف جنبش دموکراسیخواهی ملی ایران و تشدید فلاکت اقتصادی اکثریت مردم ایران است.
برای نتانیاهو و ترامپ «پیروزی» در این جنگ نابودی رژیم اسلامی و یا دست کم مجبور کردن آن به پذیرش خواستههایشان بود و هست.
اما برای جمهوری اسلامی «پیروزی» یعنی بقای رژیم حتی به قیمت ویرانی ایران و مرگ هزاران هزار ایرانی. رژیم اگر پس از جنگ باقی بماند که ظاهرا چنین است بلافاصله اعلام پیروزی مطلق در جنگ می کند. و به روال معمول خود این "پیروزی بزرگ بر آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی" را جشن خواهد گرفت و برای زهر چشم گرفتن از ملت ایران بسیاری را به اتهام همکاری با دشمن اعدام خواهد کرد.
از این گذشته مسئله ساخت هرچه سریعتر بمب اتمی به عنوان سلاحی که رژیم را بیمه خواهد کرد به طور پنهانی در دستور کار خود قرار خواهد داد. و اگر رژیم به این سلاح کشتار جمعی دسترسی پیدا کند، مسابقه تسلیحاتی در منطقه شدت خواهد گرفت و ثبات و صلح منطقه و جهان به مخاطره خواهد افتاد.
به باور من تاریخ در آینده بسیار نزدیک چنین قضاوت خواهد کرد که تهاجم نظامی دولتهای ترامپ و نتانیاهو:
1- تروریسم اسلامی را تقویت کرد.
2- به جنبش دموکراسیخواهانه مردم ایران ضربه زد.
3- بسیاری از زیر ساخت های اقتصادی ایران را ویران کرد
4- و قوانین و میثاقهای بین المللی و نهادهای مدافع آن از جمله سازمان ملل را لگدمال کرد. به کشورهای عربی نشان داد که آمریکا نمی تواند امنیت آنان را تضمین کند. اعتبار نظامی آمریکا را نیز در انظار متحدان آن از میان برد.
این مداخله نظامی در نهایت هم به زیان منافع آمریکا تمام شد و می شود وهم
ایرانیان مدافع مداخله نظامی نیز قطعا اعتبار خود را از دست خواهند داد و کسانی که فریب تبلیغات آنان را خورده بودند، علیه آنان برانگیخته خواهند شد.
وظیفه مبرم راهبران جنبش ملی ایران
رهبران جنبش ملی و دموکراسیخواهانه ایران از هم اکنون باید به فکر استراتژی، شعارها و تاکتیکهای خود برای این سناریوی احتمالی باشند و نگذارند رژیم مسئولیتهای خود در پدید آمدن جنگ و ویرانی و کشتار را تحتالشعاع تبلیغات دروغین خود قرار دهد.
آنچه بیش از هر چیز، میهنپرستان مدافع آزادی و عدالت باید به آن توجه کنند آن است که پس از جنگ رژیم از عهده حل بحرانهای اقتصادی و سیاسی برنخواهد آمد. این سوال که چه شد که کار جمهوری اسلامی به این جا رسید بر ذهن همه باقیماندگان نظام فشار خواهد آورد. بقایای روحانیون حاکمیت دیگر نه در میان نظامیان و نه در بدنه بوروکراسی دولت اعتبار لازم را خواهند داشت. رژیم باقیمانده از جنگ هرگز از پس بحران اقتصادی کشور که پس از جنگ رو به وخامت میگذارد، برنمیآید.
اکثریت قاطع ایرانیان از هر زمان فقیرتر میشوند و مسئله نان و مسکن به عنوان مطالبه عمومی شدت و حدّتی بیسابقه پیدا میکند.
رهبران و فعالان جنبش ملی دموکراسی خواهانه ایران باید خود را برای رهبری شورش میلیونی نان و مسکن و پیوند آن با دموکراسی خواهی آماده کنند. این رژیم از درون به شدت آسیب پذیر است. هم در بالا دچار شکافهای فزاینده است و هم در پائین با اکثریت 90 درصدی مردم مخالف و ناراضی روبه رو است.
سرنگونی این رژیم به دست مردم از طریق جنبش وسیع عدم خشونت، همراه با اعتصابات و نافرمانی های مدنی امکان پذیر است. به شرطی که قیام ملی آینده درست رهبری شود.
















