Monday, Apr 6, 2026

صفحه نخست » ماجرای دو خلبان ایرانی و آمریکایی

roostayee.jpgفرزانه روستایی

دکترینی که پنتاگون و تشکیلات نظامی آمریکا را موظف به نجات خلبان دوم جنگنده اف ۱۵ کرد از خود عملیات نجات قابل توجه تر است. دکترین Leave No Man Behind یا *هیچ کس را پشت سر نگذاریم* بیش از صد سال است که در آمریکا اجرا می شود و بر اساس آن هیچ سربازی نباید پشت جبهه باقی بماند و باید او را نجات داد.

سال ۱۹۹۵ و در جریان جنگ بوسنی نیز یک خلبان آمریکایی ایجکت کرد و پشت مواضع صرب ها فرود آمد. خلیان اف ۱۶ برای شش روز خود را در جنگل پنهان کرد و طبق پروتکلی که آموزش آن را دیده بود تا روز آخر سکوت رادیویی داشت و فقط چند سیگنال رادیویی کوتاه فرستاد تا بفهمند او زنده است. او نگران لو رفتن محل اختفا بود و نگران بود که بیسیم چی صرب ها متوجه فرکانس رادیویی او شوند.اسکات او گریدی شش روز با خوردن حشرات و برگ درخت و با آب باران زنده ماند و با صبر زیاد شرایط سخت را تحمل کرد تا روزی که کدهای محل سقوط را فرستاد. عملیات نجات او نیم ساعت بیشتر طول نکشید اما او با آموزش هایی که دیده بود خود را با همه آنهایی که آماده نجات او بودند هماهنگ کرد. اموزش هایی که این خلیان دیده بود و سیستمی که خود را موظف به یافتن یک خلبان می داند همه بخشی از دکترین *هیچ کس را پشت سر نگذاریم* بودند.

سال ۱۴۰۰ دو خلبان حوان ایرانی در یک آشیانه در دزفول یا همدان جنگنده خود را در آشیانه چک می کردند تا آماده پرواز شوند. در میانه تست دستگاهها، سیستم ایجکت فعال شد و دو خلبان را با سرعت جت به سقف آشیانه کوبید و هر دو در اثر شدت ضربه درجا کشته شدند. کیانوش بساطی و حسین نامی دو خلبانی بودند که هیج پروتکلی برای نجات جان آنها تعریف نشده بود. أنها جان خود را به پای جنگنده ای ریختند که سالها از رده خارج شده بود و هیج کمیسیون تحقیقی هم نتیجه تحقیق خودرا به اطلاع کسی نرساند. تو گویی آنها هیچگاه وجود نداشتند و فقدان آنها هیچکس را در سازمان ارتش غمگین نکرد.

وقتی عملکرد سپاه در جنگ امروز را مشاهده می کنیم و شاهد هستیم که نیروهای سپاه در همه پایگاهها و مراکز نظامی در حال کشته شدن هستند و سپاه حساسیتی نسبت به جان پرسنل خود ندارد می شود باید به این فکر کرد که فقدان نگاه انسانی به دیگران در میان فرماندهان سپاه یک معضل جدی در سوابق سپاه است. برعکس، دکترین *هیچ کس را پشت سر نگذاریم* در آمریکا نگاهی انسانی به همه نیروهای نظامی را اعمال و در صورت لزوم اجرا می کند. زیرا در ارتش کشورهای دمکراتیک نیروهای نطامی پیش از نظامی شدن شهروندانی هستند که نظام سیاسی متعهد به تامین نیازهای آنهاست و ارتش نیز مسئول حفاظت از جان آنها حتی در صحنه نبرد است.

سپاه و در راس آن محسن رضایی هیچگاه پاسخگوی این نبودند که چرا عملیات لو رفته رمضان را در جنگ ایران و عراق اجرا کرده و جان هزاران نفر را بر باد دادند. فرماندهانی که خود را موظف به حفظ جان سربازان در جبهه جنگ نمی دیدند امروز نیز پاسخگوی کشته شدن نیروهای خود تقریبا در همه مراکز نظامی نیستند. فیلم هایی که از حمله به برخی از مراکز تجمع نیروهای نظامی منتشر شده است نشان می دهد که بدن دهها نفر با دود انفجار به هوا پرتاب می شود و نشان می دهد که کشته شدن انبوهی از نیروهای سپاه برای سپاه امری عادی و پذیرفته شده است.

آنها که به قول برخی تحلیلگران در اندازه های صنعتی مردم را سرکوب و قتل عام کردند به سربازان خود نیز رحم نمی کنند. سپاه با اتخاذ سیاست تهاجمی علیه مردم، دستی در کشته شدن نیروها و پرسنل خود دارد و نیز انگشت بر ماشه آماده است تا دوباره از مردم معترض در خیابان هزاران کشته بگیرد. دیر یا زود، با مداخله ظریف یا کمک روحانی یا هر کس دیگر، سپاه باید از وضعیت ارتش خصوصی مافیای اقتصادی شرکت های تو در توی صادرات واردات خارج شود. یا اسلحه را بر زمین بگذارد و تسلیم اراده مردم شود یا با شرایط عامضی که کشور با آن مواجه است مادران و پدران پرسنل خود را سیاهپوش می کند. سپاه باید بپذیرد که جمهوری اسلامی عملا پایان یافته است و واحدهایی که دارند مقاومت می کنند از فضای سیاسی جامعه و منطقه بی اطلاعند.

***



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy