حکایت رئیسجمهور آمریکا و ملت ایران
علیرضا نوریزاده - ایندیپندنت فارسی
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری قدرتمندترین کشور جهان، از آغاز جنگ اخیر، موضعش را درباره جنگ، هدفهای آن، رژیم جمهوری اسلامی، مخالفان رژیم و شاهزاده رضا پهلوی، رهبر انقلاب شیروخورشید، ۱۰۷ بار تغییر داد و در نهایت از یک هفته پیش از آتشبس، از نابودی یک تمدن، برگرداندن ایران به عصر حجر و البته احیای عظمت ایران دوران پیش از انقلاب سخن گفت. سرانجام هم طرح آتشبس سران یکی از فاسدترین رژیمهای منطقه را با کارنامهای سیاه در به قدرت رساندن طالبان در افغانستان و سرکوبی جنبشهای مدنی در شبهدموکراسی پاکستان پذیرفت و با به جا گذاشتن بهت و خشم در دل ملت سرفراز ما، با ادعای اینکه رژیم تغییر کرده و مذاکرهکنندگان با دولت او رهبرانی خردمند و عملگرا وآماده صلحاند، فعلا بازگرداندن ایران به عصر حجر را به تعویق انداخته است.
ترامپ ۹ اسفند خطاب به سپاه و نیروهای رژیم و ملت ایران چنین گفت: «خطاب به اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای مسلح و همه نیروهای پلیس میگویم امشب باید سلاحهایتان را زمین بگذارید تا از مصونیت کامل برخوردار شوید. در غیر این صورت با مرگ قطعی روبرو شوید. یا سلاحهایتان را زمین بگذارید تا با شما منصفانه رفتار شود و از مصونیت کامل برخوردار شوید، یا با مرگ حتمی مواجه خواهید شد.»
او «مردم بزرگ و سرافراز ایران» را هم این چنین خطاب قرار داد: «امشب ساعت آزادی شما فرا رسیده است. در پناهگاه بمانید. از خانههایتان خارج نشوید. بیرون بسیار خطرناک است. بمبها همهجا فرود خواهند آمد، همهجا. وقتی کار ما تمام شود، دولتتان را در دست بگیرید. این دولت متعلق به شما خواهد بود تا آن را در اختیار بگیرید. این احتمالا تنها فرصت شما برای نسلها است.
مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی
سالها از آمریکا کمک خواستید، اما هرگز آن را دریافت نکردید. هیچ رئیسجمهوری حاضر نبود کاری را انجام دهد که من امشب انجام میدهم. اکنون رئیسجمهوری دارید که آنچه را میخواستید به شما میدهد. حال ببینیم چگونه پاسخ میدهید. آمریکا با قدرتی قاطع و نیرویی ویرانگر از شما پشتیبانی میکند. اکنون زمان آن است که سرنوشت خود را در دست بگیرید و آیندهای شکوفا و پرافتخار را که در دسترس شما است آزاد کنید. این لحظه اقدام است. اجازه ندهید از دست برود.»
رئیسجمهوری آمریکا بعدا در مصاحبه با شبکه سیبیاس نیوز، گفت که برای جایگزینی خامنهای فردی در نظر دارد. او چند روز، در تروث سوشیال از تغییر رژيم در ایران و آغاز دوران طلایی خاورمیانه سخن گفت. درست مانند پایان جنگ ۱۲ روزه که میگفت توان هسته ای رژيم نابود شده است.
پیام سه روز بعد او این بود: «ارتش ایالات متحده یک عملیات گسترده و مستمر را برای جلوگیری از تهدید این دیکتاتوری رادیکال و شرور علیه آمریکا و منافع اساسی امنیت ملی ما آغاز کرده است. ما موشکهای آنها را نابود خواهیم کرد و صنعت موشکیشان را به طور کامل از بین خواهیم برد. دوباره بهطور کامل نابود خواهد شد. نیروی دریایی آنها را منهدم خواهیم کرد. اطمینان حاصل خواهیم کرد که نیروهای نیابتی تروریستی رژیم دیگر نتوانند منطقه را بیثبات کنند یا به نیروهای ما حمله کنند و دیگر نتوانند از بمبهای کنارجادهای و بمبهای دستساز برای کشتن و مجروح کردن هزاران نفر، از جمله بسیاری از آمریکاییها، استفاده کنند.»
اسرائیلیها در تمام دوران درگیری هرگز به ایران توهین نکردند و فاصله بین دولت حاکم و ملت ایران را رعایت کردند. حتی از دِین خود به ایران از زمان کورش کبیر گفتند، اما ترامپ که گویی تاریخ نخوانده است، از برگرداندن ایران به عصر حجر گفت و در آخرین تهدیدش در تروث سوشیال یادآور شد: «یک تمدن کامل امشب خواهد مرد و هرگز بازنخواهد گشت.»
بنا بر ضربالاجل ترامپ، تهران میبایست تا سهشنبه ۷ مارس (۱۸ فروردین) تنگه هرمز را باز کند وگرنه با حملات شدید به زیرساختهایش مواجه میشد. او در پیامش افزود که شخصا مایل به این کار نیست، ولی احتمالا رخ خواهد داد. با این همه بروز معجزه را غیرممکن ندانست و در ادامه نوشت: «اکنون که رژیم ایران کاملا دگرگون شده و ذهنهایی متفاوت، باهوشتر و کمتر افراطی حاکم خواهند شد، شاید اتفاقی انقلابی و شگفتانگیز رخ دهد!!»
ترامپ پیامش را با این جمله تمام کرد: «امشب خواهیم فهمید. یکی از مهمترین لحظات در تاریخ طولانی و پیچیده جهان. ۴۷ سال اخاذی، فساد و مرگ سرانجام پایان خواهد یافت» و در انتها آرزو کرد: «خدا مردم بزرگ ایران را حفظ کند.»
این پیام پر از تضاد از رژیمی با ۴۷ سال اخاذی و فساد و مرگ میگوید که به پایان خواهد رسید و قالیباف و اژهای و احمد وحیدی و محمدباقر ذوالقدر بنا به ادعای دونالد، ناگهان خوی جنایتمدار و تربیت وحشی و کشتار و دزدی و فساد را کنار میگذارند و میلیاردها دلار سرقتی را به خزانه ملت باز میگردانند و فرشتهخوی و انسانمنش میشوند. البته از یاد نمیبرد تکهای هم بیندازد که مردم ایران حس کنند او به یادشان است (خدا مردم بزرگ ایران را حفظ کند).
در تمام روزهای جنگ، از یکسو غم عالم در دلم بود، به دلیل ۴۰ هزار کشته پیش از آن و از سوی دیگر هزاران بنای ویرانشده و شادی کبود و فلسفهزده در مرگ دهها تن از ارکان ولایت فقیه از جمله خود آقا سیدعلی. هر جمله ترمپ میتوانست روزم را منقلب کند. فکر میلیونها هموطنی بودم که بینشان مادران و پدران داغدار جاویدنامان هم بودند؛ عزیزان آن صدها هزارتنی که از عهد خلخالی تا قاضی صلواتی، نصیبی فراتر از چند گلوله، طناب دار یا مرگ زیر شکنجه نداشتند و پدران و مادران و خواهران و برادران و همسران ۴۰ هزار سرو بهخاکافتاده که ترامپ در دلشان شمع امید افروخته بود. اینکه با حرفهای عجیب و غریب ترامپ چه میاندیشند. ترامپ به فرزندان آنها گفت به خیابان بیایید و مراکز رژیم را تصرف کنید و آزادی را در آغوش بکشید. من با شما هستم و سه روز بعد از کشتار هزاران، گفت رژیم میخواست کسانی را اعدام کند، من تهدیدشان کردم و دست از اعدام برداشتند!
ترامپ که گفت میخواهد ایران را به عصر حجر بازگرداند، مادر داغدیده به پدر درهم شکسته گفت مهم نیست، مگر سخن سیمینبانو را به یاد نداری که گفت «دوباره میسازمت وطن». کاش بود و لحظات رهایی وطن را میدید.
آن شب میلیونها ایرانی پیر و جوان در خانه پدری و غربتکدههایی از ملبورن تا تورنتو و از ژاپن تا غنا و همه اروپا و همه آمریکا، بیدار نشستند. اینجا در لندن ساعت از ۲ گذشته و من یخ کرده بودم. نه از اینکه چرا نزد و به عصر حجر باز نگرداندمان. همه هفته در «پنجره رو به خانه پدری» هشدار دادم که حضرت! مگذار مهر ملتی که دوستت دارد، به قهر و نفرت بدل شود. شگفتیام از این بود که جناب رئیسجمهور برای افتادن ۱۶ دلاری قیمت هر بشکه نفت حاضر میشود با فاسدان جنایتپیشهای که به جنگشان رفته بود، صلح کند.
روز چهارشنبه دو تلفن از همکار و تلفنی از دوست وزارتخارجهای و یک روحانی صاحبنام از قم داشتم که هر چهار تن با حیرت و حسرت، میپرسیدند: «علیرضا چرا؟ چرا دروغ گفت؟ چرا به ما خیانت کرد؟ دیروز کارتر و امروز ترامپ.»
بازگردیم به اصل قصه. سه هفته پیش در حاشیه خلیج همیشه فارس بودم. حضور در یک بحث دانشگاهی آشکار کرد که حالا همه اهالی اینسوی آبراهه پارس، احساسی مشابه احساس هموطنانم و عراقیها و لبنانیها و بعضا یمنیها یافتهاند و بامدادان تا شبان، لعنت بر ولی فقیه ورد زبان آنها است.
روز نخست آتشبس، اسرائیل جنوب بیروت و دهها محله را در ثور و مرجعیون و اطراف لیتانی ویران کرد و صدها کشته روی دست لبنانیهایی گذاشت که مثل ما امیدوار بودند با مرگ خامنهای، کابوس ولایت فقیه دست از سرشان بردارد. در عراق هم، اما با آتشبس ترامپ، مزدوران نه فقط در وطن، بلکه در جنونکدهای جوار وطن به خیابان ریختند تا پیروزی خیالی ارباب فقیه نیممرده پنهان در سوراخی در گوشهای از خانه پدری را جشن بگیرند.
در آن روزهای شور و عشق و از جانگذشتگیها، به بینندگانی که میگفتند در فرودگاه منتظرم خواهند بود، میگفتم: «با اولین پرواز!» هنوز هم بر این باورم. چون هرگز حتی پوست تخممرغهایم را هم در سبد نتانیاهو و ترامپ نگذاشتم.
در دیماه ۱۴۰۴ دو امر برایم ثابت شد و همچنان ثابت است. نخست آن که نسل آلفا و زد، برخلاف نسل ما، چون پرواز از «عمه جزء» تا خانه ارنستو چهگوارا در قهوهخانه جنگل لاپاز و از حیدر عمواوغلی تا علی شریعتی را تجربه نکرده، گزینهاش زندگی، آزادی، سکولاریسم و سرفرازی وطن است. او یوغ ایدئولوژی را از گردن و اندیشه باز کرده و اهل حقهبازی نیست. در گزینشش صادق است. وقتی میگوید «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» تا پای جان، از شعارش پاسداری میکند. او مثل بعضی از مشروطهخواهان عصر چهارشنبه به امید آمدن شماره بلیت بختآزمایی، به میدان نیامده و اصلا دنبال برد و باخت نیست. او شمارهاش را برنده نهایی میداند. حال بگذار دونالد ترامپ میلش به قالیباف باشد یا بانکدار شبهصادراتی جبهه راه اندازد تا جلو شاهزاده، آلترناتیو بتراشد.
با همه اینها، بدیل سربلند با رفتار و گفتار، حتی پس از آتشبس، یک بار دیگر یادآور شد: «میدانم خبر آتشبس بسیاری از شما را دلسرد کرده، اما امروز نه زمان ناامیدی که زمان باور بیشتر به پیروزی است.»

















