Friday, Apr 10, 2026

صفحه نخست » بازی‌های زبانی مسیو ترامپ، یوسف جاویدان

Yousef_J_Javidan.jpgحرف‌های تند و تیز آقای ترامپ که می‌خواهد زیرساخت‌های انرژی و پل‌ها و خط های راه آهن ووو را بزند حسابی حال مرا گرفت. البته او اسمی از بمباران کردن بعضی از این زیرساخت‌ها نبرده بود ولی اینترنت پر بود از حرف‌های ناراحت کننده و گمانه‌زنی در مورد لیست احتمالی هدف‌ها. بعد خود او حرف را کشاند به از بین بردن یک تمدن و عده‌ای روی اینترنت چو انداختند که می‌خواهد تو رو من و تو بایستد و ایران را ترومنی کند و صحنه فجیعی پیش چشمم جان گرفت که بی‌ریا برق از جفت چشمانم پراند. یک بابایی روی یوتیوب داشت در این مورد داد می‌زد و شعار می‌داد و من آنقدر گیج و بهت زده شده بودم که به جای آنکه یوتیوب را ببندم وسط اتاق ایستاده بودم و همینطور انگشت به گوش و حیران مانده بودم که چکنم و حتا به خودم گفتم که شاید بهتر باشد یکی دو روز کاملن اخبار ایران را کنار بگذارم وگرنه بعید نیست که دوباره ختم بشوم در بخش اورژانس و معلوم نیست که این بار عمودی بیرون بیایم.

بعد دیدم که دوری از اخبار با گوشی روشن ممکن نیست و گفتم شاید بهتر باشد گوشی را مدتی خاموش کنم. اما خیلی زود متوجه شدم که این هم کارساز نیست چون خاموش نگه داشتن گوشی در این شرایط از اراده‌ی من بیرون است و بالاخره طاقتم طاق می‌شود و آن را روشن خواهم کرد، این بود که با خودم گفتم چطوره اصن بزنم و صفحه گوشی را خرد کنم تا مدتی دسترسی به اینترنت نداشته باشم. اما هر چه فکر کردم دیدم به دردسرش نمی‌ارزد و عاقبت به خاموش کردن گوشی رضایت دادم.

اما هنوز ده دقیقه از موعد مقرری که ترامپ برای «باز کردن تنگه یا باریدن جهنم» بر زمین و زمان تعیین کرده بود نگذشته بود که گوشی را دوباره روشن کردم و دیدم نه تنها زمین و آسمان هنوز سر جایش هست خبر از آتش بس موقت است و «افینگ» تنگه نیز قرارست باز شود! تازه آنجا بود که دو میلیونی‌ام، یعنی دوزاری‌ام، افتاد و فهمیدم که دوباره قربانی یکی از ترفندها و بازی‌های زبانی ترامپ شده‌ایم.

در دور اول ترامپ یکبار صحبت از حمله به یک «بنای مهم و شاید تاریخی» (که بنظر من اشاره مبهمی به قبر خمینی بود) کرد که بخاطر ابهامش سر و صدای زیادی برانگیخت و البته هیچوقت عملی نشد. اما این یکی بازی زبانی در مورد «نابودی تمدن» با آن قبلی‌ها فرق داشت و از نوع «داووسی» بود.

بله، یاد ماجرای گرینلند و کنفرانس جهانی داووس افتادم. آقای پرزیدنت قبل از رفتن به داووس سفت و سخت اعلام کرد که گرینلند برای امنیت آمریکا اهمیت ویژه دارد و اگر آمریکا نتواند آن را ابتیاع کند ممکن است آن را به زودی زود تصرف کند. در داووس تمام رهبران غربی از اروپایی‌ها گرفته تا کانادایی‌ها بسر ترامپ ریختند و متحد و یکپارچه او را پس زدند و مجبورش کردند که از موضع خودش عقب‌نشینی کند. پس از داووس رهبران اروپا به هم تبریک زیادی گفتند و خرسند بودند که پشت به پشت هم داده‌اند و ترامپ را عقب رانده‌اند. بعد معلوم شد که ترامپ می‌دانسته که اروپایی‌ها می‌خواهند دسته‌جمعی سر او بریزند و مانع از حمله به جمهوری اسلامی شوند و او گرینلند را بطور عمدی علم کرد تا سر آن‌ها را جای دیگری بند کند و کار خودش را پیش ببرد. ترامپ می‌دانست که اروپایی‌ها خوش ندارند که حکومت جمهوری اسلامی کن فیکون شود و با این کار این او بود که در واقع آن‌ها را عقب راند.

آقای ترامپ می‌دانست که پس از کشتار دی‌ماه و وعده‌ی کمک در راه است و تمام انتظارهایی که این ماجرا پیش آورده اگر بیاید و اعلام آتش بس کند موج عظیمی از ناراحتی و سرخوردگی در بین ایرانی‌ها پیش می‌آورد و ممکن است از عزم ایرانی‌ها برای سرنگونی حکومت بکاهد. این بود که حرف نابودی زیرساخت‌ها در سرتاسر کشور را پیش کشید و بعد «نابودی تمدن» را مثل فیل هوا کرد تا وقتی خبر آتش بس دو هفته‌ای اعلام شد، به جای سرخوردگی ایرانی‌ها نفس راحتی بکشند و بگویند آخیش، خوب شد خرابی در کشور به بار نیامد و تمدن ما هنوز سرجایش هست!

اینکه از اینجا به بعد چه پیش بیاید باید منتظر بود و دید. امید من به این است که کار به مصالحه با پسمانده‌های نظام تروریستی حاکم نکشد چون این حکومت از دشمنی با آمریکا و اسراییل تغذیه می‌کند و ماهیتش به این دشمنی گره خورده و در پناه آن به سرکوب داخلی ادامه خواهد داد. حقیقتش گمان نمی‌کنم کار به مصالحه بکشد.

خبر باز شدن تنگه در همان اوایل کار باعث نزول درصد بزرگی در بهای نفت شد که معنی آن این است که فشار روی اقتصاد جهانی و روی کیف پول رای‌دهندگان آمریکا کم خواهد شد و دست از سر ترامپ بر خواهند داشت و او می‌تواند همچنان فشارش را روی ملایان بالا نگه دارد.

وقتی که هفت هشت سال پیش سد اصلاح طلبی ترک برداشت با خودم گفتم مرحله‌ی مهمی آغاز شده اما هنوز باید تا چند سال از چندین و چند مرحله دیگر بگذریم تا برسیم به آخر خط. با آغاز جنگ و کشته شدن عظما هم می‌دانستم هنوز باید از مراحلی بگذریم تا این حکومت که چهل و هفت سال ریشه دوانده به آخر خط برسد و سرنگون شود. این آتش بس نیز بهیچوجه پایان کار نیست بلکه مرحله‌ای از مراحلی است که باید طی شوند تا به پایان کار و آزادی مردم ایران برسیم. باید صبور بود و امیدوار که این کار دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد و به پایان کار بسیار نزدیک شده‌ایم. نزدیک شدن به پایان به این معنی نیست که تا سه هفته دیگر نظام از هم خواهد پاشید اما زمان آن دور نیست. اینک وارد مرحله‌ای شده‌ایم که کار تعطیل بردار نیست. حرف آخر را مردم ایران می‌زنند و آن‌ها با این حکومت ضدایرانی اتمام حجت کرده‌اند.

یوسف جاویدان



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy