Friday, Apr 10, 2026

صفحه نخست » آتش‌بس شکننده و چشم‌انداز پیش‌رو، حنیف حیدرنژاد

Hanif_Heidarnejad.jpgحنیف حیدرنژاد- حدود دو ساعت پیش از پایان ضرب‌الاجلی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، برای آغاز حمله‌ای گسترده علیه زیرساخت‌های شهری و اقتصادی ایران تعیین کرده بود، خبرگزاری‌ها از پذیرش آتش‌بس میان واشنگتن و تهران خبر دادند. این پیشنهاد از سوی شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، مطرح شده و قرار است دو هفته پیش‌ِرو برای بررسی امکان دستیابی به یک «توافق بزرگ‌تر» استفاده شود.

با وجود فضای تبلیغاتی و هیجانات پیرامون این خبر، پرسش اصلی این است که این آتش‌بس تا چه اندازه دوام خواهد داشت و آیا می‌تواند به توافقی جدی و پایدار منتهی شود یا نه.

دو طرح، دو منطق متفاوت

ایالات متحده پیش‌تر طرحی ۱۵ ماده‌ای برای پایان جنگ ارائه کرده بود که مهم‌ترین بندهای آن شامل تعطیلی کامل تأسیسات هسته‌ای نطنز، اصفهان و فردو، توقف تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای، ممنوعیت غنی‌سازی در داخل ایران، تحویل مواد غنی‌شده به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، محدودیت برنامه موشکی، توقف حمایت از گروه‌های نیابتی و تضمین آزادی عبور از تنگه هرمز بود.

جمهوری اسلامی این طرح را رد کرد و در مقابل، یک پیشنهاد ده‌ماده‌ای ارائه داد که رسانه‌های حکومتی آن را شامل «توقف "تجاوز" به ایران و گروه‌های هم‌پیمان[نیابتی ها]، خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه، اعمال پروتکل عبور محدود از تنگه هرمز، لغو همه تحریم‌ها، جبران خسارات ایران، پذیرش حق غنی‌سازی، مذاکره درباره پیمان‌های صلح منطقه‌ای و پایان‌یافتن قطعنامه‌های شورای حکام و شورای امنیت» عنوان کرده‌اند.

قرار است روز جمعه ۲۱ فروردین، نمایندگان دو طرف در پاکستان درباره شرایط آتش‌بس کامل گفت‌وگو کنند.

مقایسه دو طرح نشان می‌دهد که هر دو طرف بر خواسته‌های حداکثری خود پافشاری می‌کنند. با این تفاوت که آمریکا از موضع قدرت سخن می‌گوید، در حالی که جمهوری اسلامی پس از هفته‌ها جنگ، ضربات سنگینی متحمل شده و ابزار فشار محدودی در اختیار دارد.

محاسبات ترامپ و آتش‌بس تاکتیکی

برای ترامپ، خروج از این بحران با دست بالا اهمیتی تعیین‌کننده دارد. تحلیلگران معتقدند او به‌سختی می‌تواند شروط جمهوری اسلامی را بپذیرد؛ زیرا عقب‌نشینی از مواضع اعلام‌شده، موقعیت او را در حزب جمهوری‌خواه تضعیف می‌کند و می‌تواند بر انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در نوامبر آینده تأثیر بگذارد.

ویژگی‌های شخصیتی ترامپ - میل به پیروزی مطلق و پرهیز از نمایش ضعف - نیز احتمال پذیرش توافقی «کم‌هزینه» برای جمهوری اسلامی را کاهش می‌دهد. بر این اساس، آتش‌بس کنونی بیشتر یک اقدام تاکتیکی است تا مقدمه‌ای برای توافقی پایدار.

نیروهای نظامی آمریکا و اسرائیل پس از شش هفته عملیات، نیاز به تجدید قوا دارند. انبارهای مهمات باید پر شود، تجهیزات تازه در راه است و فرماندهان می‌توانند با جمع‌بندی مرحله نخست جنگ، تاکتیک‌های جدیدی طراحی کنند. این آتش‌بس فرصتی برای تکمیل شناسایی اهداف و رهبران سیاسی-نظامی جمهوری اسلامی نیز فراهم می‌کند.

در این دو هفته، آمریکا همچنین می‌تواند با هم‌پیمانان عرب خود در خلیج فارس وارد گفتگو شده و آنها را به حمایت مالی و لجستیکی ترغیب کند.

در سطح سیاسی، ترامپ می‌تواند با نمایش آمادگی برای مذاکره، افکار عمومی آمریکا را آرام کند. اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، او می‌تواند ادامه جنگ را نتیجه «عدم انعطاف تهران» معرفی کند و بدین ترتیب، زمینه را برای دور تازه‌ای از عملیات فراهم سازد.

تأثیر آتش‌بس بر جامعه ایران

یک روز پیش از اعلام آتش‌بس، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی گفته بود: :«آتش‌بس یعنی ایجاد وقفه برای تمدید نیرو؛ هیچ عاقلی این کار را انجام نمی‌دهد.» با این حال، پذیرش آتش‌بس از سوی رژیم، نشانه‌ای از ضعف و ناچاری آن است.

ماشین تبلیغاتی حکومت تلاش می‌کند این عقب‌نشینی را پیروزی جلوه دهد؛ همان‌گونه که چند روز پیش، نمایش خمیردندان به‌دست‌آمده از یک خلبان آمریکایی را «نماد پیروزی» معرفی می‌کرد. این نوع تبلیغات شاید برای مدتی کوتاه روحیه هواداران رژیم را تقویت کند، اما واقعیت را تغییر نمی‌دهد.

در مقابل، بخشی از مردم ایران که امیدوار بودند حملات آمریکا و اسرائیل به تسلیم یا فروپاشی جمهوری اسلامی منجر شود، ممکن است دچار یأس مقطعی شوند. اما باید توجه داشت که آمریکا و اسرائیل بر اساس منافع خود عمل می‌کنند و تعهدی نسبت به مردم ایران ندارند. با این حال، ضرباتی که به دستگاه سرکوب وارد شده، توان عملیاتی آن را به‌شدت کاهش داده و پوچی بسیاری از ادعاهای نظامی رژیم را آشکار کرده است.

سرنگونی جمهوری اسلامی، مسئولیتی است که بر دوش مردم ایران قرار دارد و دیر یا زود رخ خواهد داد. آتش‌بس شکننده کنونی نباید به ناامیدی دامن بزند. احتمال دستیابی به توافقی پایدار با جمهوری اسلامی بسیار اندک است و هر توافق احتمالی نیز ضعف ساختاری رژیم را بیشتر نمایان خواهد کرد.

چشم‌انداز پیش‌رو

پس از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، شکاف میان مردم و حکومت به «دریایی از خون» تبدیل شده است. کشته‌شدن خامنه ای و ده‌ها فرمانده ارشد سپاه پاسداران نیز رژیم را در موقعیتی بی‌سابقه از ضعف قرار داده است. در چنین شرایطی، تحولات سیاسی و نظامی میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی باید با دقت دنبال شود و جامعه ایران خود را برای سناریوهای مختلف آماده کند.

شکاف عمیق میان خواسته‌های دو طرف، امکان هرگونه توافق پایدار را تقریباً منتفی می‌کند. نه منطقه و نه جامعه جهانی دیگر نمی‌توانند با جمهوری اسلامی به شیوه گذشته کنار بیایند. این رژیم یا باید به خواست مردم ایران برای تسلیم تن دهد، یا در تقابل ناگزیر با جهان چنان فرسوده خواهد شد که زمینه سقوط آن فراهم می‌شود.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy