Friday, Apr 10, 2026

صفحه نخست » هر کس در کجا ایستاده است؟ ابوالفضل محققی

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgاپوزیسیون چپ، جمهوری‌خواهان مختلف و کسانی که تا دیروز، زمانی که تنها در دو روز ده‌ها هزار انسان به‌طور فجیعی توسط جمهوری اسلامی کشته شدند، جانانه از خیزش دی‌ماه که خیزشی ارزشمند توسط نسل آگاه و جوان ایران بود، صرفاً به‌دلیل فراخوان شاهزاده رضا پهلوی دفاع نکردند، خبر و نشانی از حضورشان در مبارزه با جنگ‌افروزی جمهوری اسلامی، با وجود این‌که می‌دانستند مسبب کیست، نبود! امروز با آویختن مدل صلح‌طلبی، هم‌وغم خود را مصروف حمله به شاهزاده رضا پهلوی و کسانی کرده‌اند که رهایی از چنگال خون‌ریز جمهوری اسلامی را در تقویت و حمایت از شاهزاده رضا پهلوی می‌دانند.

حمله به مردمی که در سیمای امروزی خواهان آزادی و یک زندگی ساده، آرام، آن‌چنان که شایسته نسل جدید ایران و آن بخش از ایرانیانی که پاسدار سیمای تاریخی و روند تجددی که در زمان قبل از انقلاب در کشور جریان داشت هستند.

تبلیغات و نوشته‌هایی که شاه‌بیت آن‌ها زیر ضرب بردن جبهه شاهزاده رضا پهلوی، رسانه‌ها و مردمی است که از ایشان حمایت می‌کنند. این اپوزیسیون که جنگ مایه دستشان داده، کسانی را که چون آن‌ها فکر نمی‌کنند و مقاومت سپاه را نه ناشی از عشق به میهن بلکه مبارزه مرگ و زندگی برای ماندن در قدرت به هر بهایی که شده ارزیابی می‌کنند، طرفداران شخص رضا پهلوی را تماماً در جبهه دشمن قرار داده، تیرهای عداوت دیرین را به‌سمت این نیروها رها می‌کنند. به‌سمت بخش بزرگی از جامعه که عطای انقلاب، شعارهای دهان‌پرکن «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» زیر عنوان مبارزه با امپریالیسم را پس زده و با نقدی منصفانه نسبت به دوران قبل از فاجعه بهمن پنجاه‌وهفت، صف خود را به‌تمامی از صف جمهوری کودک‌کش و به‌غایت ارتجاعی جدا ساخته‌اند. مردمی که هیچ‌گونه رشته الفتی نه با اصلاح‌طلبان حکومتی دارند و نه ته دلشان سپاه و نیروهای نیابتی آن را در جنگ با آمریکا تقدیس می‌کنند.

مردمی که بارها و بارها، هر بار وسیع‌تر و گسترده‌تر از پیش، در سیمای اعتراضات گوناگون از آبان تا جنبش مهسا و خیزش عظیم دی‌ماه و کشتار بی‌رحمانه روزهای هفدهم و هجدهم به میدان درآمدند و آزادی را فریاد زدند.

فریادی که پاسخش گلوله بود و قتل‌عام ده‌ها هزار از زیباترین و آگاه‌ترین جوانان و نوجوانان این سرزمین.

اما دریغ و درد که این همه جانفشانی در هیاهوی جنگی که از دیرباز با سیاست‌ها و عملکرد رژیم و نیروهای نیابتی آن بر کشور سایه انداخته بود گم شد.

جنگی که خواسته حکومتیان بود.

حکومتی با سرکردگی نیروهای مختلف با منافع معین؛ از آخرالزمانی‌های منتظرالظهور تا کسانی که مانند خمینی جنگ را نعمت می‌دانند و در جستجوی فضایی که بتوانند جنبش شکل‌گرفته در بطن جامعه و نیروهای مدافع آن که در دی‌ماه با شعارهای سرنگونی جمهوری اسلامی به میدان درآمده بودند را سرکوب کنند.
تمام آن امیدها و فریادهای آزادی‌خواهانه را در فضای جنگ منهدم سازند.

حکومتی که کوچک‌ترین حس میهن‌دوستی، عشق به مردم در آن وجود ندارد. مردم او نیروهای عقب‌مانده‌ای هستند بیکار که کسب‌وکارشان ارتزاق انگلی از سفره مردم ایران است که توسط رژیم جمهوری اسلامی دزدیده شده و به گلوی آن‌ها ریخته می‌شود. نیروهای لات و آسمان‌جل سازمان‌یافته در سیمای سپاه پاسداران، حشدالشعبی، لشگر فاطمیون، حزب‌الله و ده‌ها تشکل یأجوج‌وماجوجی با کینه از هر آن‌چه که بوی تمدن و تجدد بدهد.

در این بین، نه در سیمای ظاهر بلکه در باطن، خویشاوندی پنهانی است بین این نیروها با جریان‌ها و افرادی که تحت عنوان روشنفکران و نیروهای چپ وفادار به آرمان‌های سوسیالیستی که با تحولات اتحاد شوروی سابق به سوسیال‌دمکرات یا حتی به دمکرات تغییر شکل داده وجود دارد!

بن‌مایه آن‌ها همان ضد امپریالیست بودن و در ایران یکی دیگر از مشخصه‌های آن ضد دوران پهلوی بودن، عدم مخالفت با انقلاب صورت‌گرفته توسط خمینی و مخالفت با شخص شاهزاده رضا پهلوی است.

از این روست که درصد بسیار ناچیزی از تبلیغات و هیاهوی آن‌ها صرف نشان دادن ابعاد جنایت صورت‌گرفته توسط رژیم در دی‌ماه و اعدام‌های دامنه‌دار آن می‌شود؛ چرا که آن را منتسب به نیروهای حامی شخص رضا پهلوی می‌دانند. با وجود آن‌که ماهیت و علت این جنگ و چرایی آن را می‌دانند، عامدانه شروع این جنگ را خواسته شخص رضا پهلوی عنوان می‌کنند. نیرویی که خود را وجدان جامعه می‌خواند، بی‌آن‌که وجدانش بر او نهیب زند که چه کسی مسبب این جنگ ناگزیر، این ویرانی بود. چه کسی مسئول تداوم جنگ برای بقای خود بود؟ بقایی که مترادف افزایش خشونت و سرکوب و تداوم وحشتی فراتر از گذشته خواهد بود.

وجدان بیداری که قلمش در کندوکاو واقعیت‌های موجود در افکار عمومی اکثریت مردم، در آنالیز این جنگ تحمیلی که دامنه آن تا تهدید به زدن زیرساخت‌های کشور ادامه می‌یابد، در خوابی خودخواسته است، چیزی نمی‌گوید و نمی‌نویسد.

این نگاه و تفکر نشئه از بزن‌بزن سپاه با آمریکا و بستن تنگه هرمز، تمام گناه‌ها را متوجه آمریکا و اسرائیل، شخص رضا پهلوی و کسانی می‌داند که از جبهه گشوده‌شده در برابر جمهوری اسلامی حمایت می‌کنند. از نظر این نیرو، سپاه قهرمان ملی است در مقابله با دشمنی که خود تراشیده.

نگاهی که قادر به دیدن و پرسیدن این مسئله نیست که این همه لشگر فاطمیون، حشدالشعبی و حزب‌الهی که کارشان سرکوب هر جنبش آزادی‌خواهانه است، با کارنامه ننگین در سوریه، افغانستان، لبنان، عراق و... در خیابان‌های ایران رژه می‌روند و خاک در چشم مخالفان حکومت می‌پاشند از کجا آمده‌اند؟ چرا در این کشور حضور دارند؟

جوابی نخواهند داد، چرا که آن‌ها درگیر رزمی بزرگ با آمریکا هستند همراه با سپاه!

ادامه دارد
ابوالفضل محققی



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy