Saturday, Apr 11, 2026

صفحه نخست » طرفداران خجالتی حکومت اسلامی و راه شناخت آنها، بابک خطی

Babak_Khati.jpgدر طی هفته‌های اخیر و جنگ در جریان، نگرانی‌هایی درمورد حمله به زیرساخت‌های ایران مطرح شد که در ذات خود منطقی و معقول است.

اما نمی‌توان این را هم انکار کرد که این مساله محملی شد برای اینکه طرفداران جمهوری اسلامی -خصوصا طرفداران خجالتی آن - با ورود به کانال زیرساخت‌ها، از این مساله در جهت حمایت از نظامی که هویت و آینده‌شان به بقای آن وابسته است، نهایت استفاده را ببرند.

اما طرفداران خجالتی جمهوری اسلامی چه کسانی هستند و در چنین شرایطی چگونه می‌توان نگرانی‌های واقعی را از موارد کاذب باز شناخت.

طرفداران خجالتی جمهوری اسلامی عمدتا کسانی هستند که در ظاهر امر، به دلیل غیر قابل دفاع بودن عملکرد حکومت و برای همراه نشان دادن خود با اکثریت جامعه، خود را مخالف حکومت اسلامی نشان می‌دهند، اما چون به اشکال مختلف رانت‌هایی را در ارتباط با حکومت به دست آورده‌اند و موقعیت کنونی‌شان در گرو بقای نظام اسلامی است، در بزنگاه‌هایی که اصل نظام در خطر قرار می‌گیرد و موقعیت خود را در خطر می‌بینند، سعی می‌کنند به طور زیرپوستی با ایجاد روایت‌های موازی، تشکیک در اتفاقات رخ داده یا سوار شدن بر مسائل واقعا نگران کننده مثل همین مساله زیرساخت به دفاع از نظام بپردازند.

طیف این رانت و کسب موقعیت می‌تواند از استخدام با پارتی‌بازی در یک ارگان، بهره بردن از شرایط فرای حق و شایستگی تا رانت‌های عظیم اقتصادی گسترده باشد. ویژگی مشترک همه آنها اما این است که در نبود حکومت، آن موقعیت در خطر جدی قرار می‌گیرد و البته‌ اینجا عامل بی‌شرافتی نیز وارد معادله و باعث می‌شود که آنان برای نفع شخصی‌شان نسبت به سرنوشت اکثریت اولویت قائل باشند.

اما راه شناختن این طرفداران خجالتی نیز چندان پیچیده نیست و می‌توان آن را از روی تضادهایی که در موضع‌گیری در برابر اتفاقات مختلف دارند، باز شناخت.

به این شکل که آنها برخلاف فعالیت گسترده در مواردی که اصل نظام در خطر است، وقتی حکومت دست به سرکوب گسترده یا کشتار می‌زند سکوت اختیار یا نهایتا به یک تصویر از خود که نقشه ایران را در آغوش گرفته‌اند بسنده می‌کنند. حتی یک بخش بی‌چشم و رو هم در میان آنان وجود دارد که حتی در چنین شرایطی نیز باز هم در جهت توجیه سرکوب و کشتار حکومت فعالیت می‌کنند.

اقداماتی که نمونه‌های آن را کشتار‌های اخیر دی‌ماه و سایر اعتراضات علیه حکومت اسلامی کم ندیده‌ایم.

کسانی که حتی در زمانی که حکومت قصد سرکوب به تنهایی را نداشت و نیروهای خود را با دستور کشتار و قتل‌عام معترضان به میدان فرستاده بود و به گفته همه ناظران بین‌المللی مرتکب جنایت علیه بشریت شد، سکوت اختیار کردند و در این میان حتی کسانی بودند که این کشتار گسترده را دفاع مشروع حکومت از خود توصیف کردند، اخبار آن را از کانال‌های وابسته به سپاه پاسداران بازتاب می‌دادند و در مواردی با حذف کامل عامل کشتار ده‌ها هزار انسان یعنی جمهوری اسلامی، تمام تقصیر را به گردن فراخوان دهنده انداختند.

امروز هم می‌بینیم که مثلا برخی از کنشگرانی که واژه "وطن"از دهان‌شان نمی‌افتد، برخی از هنرمندانی که به طور سمبولیک در کنار زیر ساخت‌ها، موسیقی نواختند، آواز خواندند و افراد دیگری که هرکدام بر حسب جایگاه، مخاطب و ضریب نفوذشان، خود را به شدت نگران زیر ساخت‌ها و "وطن"نشان می‌دادند، کسانی بودند که در زمان کشتار بی‌رحمانه مردم ایران در دی ماه گذشته، جنبش زن زندگی آزادی، اعتراضات ۹۸، ۹۶ و ...خاموش مانده یا حتی در جهت توجیه آن برآمده بودند و ظاهرا در آن زمان "وطن" و"هموطن"‌ برایشان قدر و ارزشی نداشت.

بنابراین مساله در اینجا تناقض در رفتارها و رویکردها است که مشت این طرفداران خجالتی را باز می‌کند.

هر چند اکنون نیز باز وقت آزمون دیگری رسیده است تا ببینیم کسانی که اینقدر نگران زیر ساخت‌ها بوده‌اند، در ادامه چه رفتاری از خود نشان می‌دهند و آیا برای حفظ ظاهر هم که شده نسبت به کشتار گسترده زندانیان سیاسی، دستگیری کسانی که تنها معترض بودند، قطع اینترنت و بریدن صدای مردم ایران، ورود هزاران نفر از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی-از حشدالشعبی تا فاطمیون- برای سرکوب مردم، بسیجی‌های کلاشینکف به دست و پشت دوشکا که علنا برای مردم رجز می‌خوانند، سپاه که مستقیما برای مردم خط و نشان کشیده که اگر اعتراض کنید، بدتر از دی‌ماه کشتار می‌کنیم و ...چه واکنشی نشان می‌دهند.

این گوی و این میدان

بابک خطی



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy