زینب ریبوعه - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
پوشش رسانهای غرب از عملیات «اپیک فیوری» امریکا تقریباً بهطور کامل در چارچوب روایت خود جمهوری اسلامی شکل گرفته است. در بسیاری از تحلیلها و اظهارنظرها در اروپا و آمریکا، جمهوری اسلامی بهعنوان طرف ستمدیده معرفی میشود؛ روایت غالب حول این میچرخد که جمهوری اسلامی چه ادعایی دارد، چه رنجی متحمل شده و چه تهدیدهایی مطرح میکند. اما این چارچوب یک بخش اساسی را نادیده میگیرد: جهان عرب منطقهای که چهار دهه است شاهد تضعیف ساختارهای سیاسی، مذهبی و فرهنگی خود از سوی جمهوری اسلامی بوده است.
برای درک واقعی آنچه در خاورمیانه رخ میدهد، باید سه بُعد را همزمان دید؛ ابعادی که در فضای سیاسی و رسانهای غرب بهسختی قابل مشاهده هستند.
نخست، رابطه جهان عرب با ایران
از نگاه بسیاری در بروکسل یا لندن، جمهوری اسلامی خود را بهعنوان «نیروی مقاومت» در برابر هژمونی آمریکا و اسرائیل معرفی میکند؛ تصویری که با چارچوبهای ضداستعماری رایج در غرب همخوانی دارد. اما این تصویر با تجربه زیسته مردم عرب در لبنان، عراق، یمن، بحرین و سوریه متفاوت است؛ جایی که حضور ایران به معنای شکلگیری گروههای مسلح وابسته، نفوذ در دولتها، و محدود شدن حاکمیت ملی بوده است. برای بسیاری از ناظران عرب، آنچه جمهوری اسلامی به همراه آورد «آزادی» نبود، بلکه مداخله و کنترل غیرمستقیم بوده است.
بُعد دوم، مسئله نیروهای نیابتی است
تحلیلهای غربی اغلب حمایت جمهوری اسلامی از گروههای مسلح را بهعنوان «مقاومت» تفسیر میکنند، در حالی که در بسیاری از کشورهای عربی، این شبکهها ساختارهای موازی قدرت ایجاد کردهاند، نظامهای مالی را تحت نفوذ قرار دادهاند و سیاستمدارانی را بر سر کار آوردهاند که بقایشان وابسته به تهران است. از نگاه بسیاری در جهان عرب، این روند بیشتر شبیه نوعی نفوذ شبهاستعماری از طریق واسطهها بوده است تا حمایت از مقاومت.
بُعد سوم، مهمترین و در عین حال برای مخاطب غربی غافلگیرکننده است:
برای بخشی از ملیگرایان عرب حتی کسانی که منتقد سیاستهای اسرائیل هستند جمهوری اسلامی تهدیدی فوریتر از اسرائیل تلقی میشود. اما رسانههای غربی که سالها منطقه را صرفاً از دریچه مناقشه اسرائیل و فلسطین تحلیل کردهاند، بهسختی میتوانند این دیدگاه را بازتاب دهند. نتیجه این میشود که وقتی افکار عمومی غرب علیه اقدامات اسرائیل در برابر شبکههای جمهوری اسلامی موضع میگیرند، تصور میکنند با تمام جهان عرب همسو هستند، در حالی که چنین الزامی وجود ندارد.
جنگی که جهان عرب در حال تماشای آن است
در این مقطع، آنچه برای بسیاری از ناظران عرب اهمیت دارد، تضعیف شبکههای نیابتی جمهوری اسلامی است. برخی دولتهای عربی این وضعیت را فرصتی برای بازسازی حاکمیت مستقل و کاهش نفوذ خارجی میبینند. در حالی که بخشی از تحلیلهای غربی بر روایتهای شبکههای اجتماعی متمرکز بوده، در جهان عرب این تحولات بهعنوان چالشی جدی برای ساختار نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی تعبیر میشود.
برخی تحلیلگران عرب حتی معتقدند که در این روند، ایالات متحده و اسرائیل که پیشتر در گفتمان سیاسی عربی نماد فشار خارجی بودند اکنون از سوی بخشی از افکار عمومی عرب بهعنوان عاملی برای کاهش نفوذ جمهوری اسلامی دیده میشوند؛ نه از سر همدلی، بلکه بیشتر در چارچوب «کاهش یک تهدید فوری».
این بحثها عمدتاً در رسانهها و گفتوگوهای عربی جریان دارد و بخش زیادی از آن از نگاه افکار عمومی غرب دور مانده است؛ شکافی که باعث میشود برداشت غرب از جنگ، با آنچه در جهان عرب دیده میشود، تفاوت قابلتوجهی داشته باشد.

نگران محاصره دریایی تنگه هرمز نباشید

اظهارات دختر حشمت اله طبرزدی درباره پدرش















