Thursday, Apr 23, 2026

صفحه نخست » اعدام جوانان ایران برای ارضای مارهای دوش ضحاک، محمدعلی غیبی

gheimbi.jpgهر صبح که از خواب برمی‌خیزیم آنچه روزمان را تیره‌تر می‌کند خبر اعدام یک یا دو جوان دیگر ایرانی است و گویا دیگر به یک روال عادی و همیشگی تبدیل شده‌است. جوانان بی‌گناه و عدالتخواه ایران زمین در مبارزه برای رسیدن به آزادی وطن از چنگال اهریمنانی که جز غارت و ویرانی ایران کاری از دستشان برنمی‌آید، هم‌اکنون گرفتار اند. آنها با اتهامات هرزه و رنگ‌باخته‌ای همچون آتش زدن مسجد و عضویت در سازمان مجاهدین و آتش زدن پایگاه بسیج و آتش زدن سطل زباله‌ی محلات مواجه اند و خیلی راحت بدون ارائه هیچ توضیح قانع‌کننده‌ای اعدام می‌شوند.
صرف نظر از بی‌ارزش واقع شدن آرای جان لاک در حق شورش مردم در صورت ستم‌پیشگی رژیم، گویی هم‌اکنون جان شهروندان شایسته ایرانی هم با جان حشرات هیچ تفاوتی ندارد. بماند آنکه برای قصاص هلاک شدن یک دیو بسیجی در روزهای اعتراضات، چند جوان شایسته و درس‌خوانده و بیگناه را هم اعدام کردند تا اینگونه نفس پلید هواداران خود را ارضا کنند.

اما هم‌اکنون اعدام‌ها ادامه دارد و البته دور از گوش اهریمن خیانتکار، از دو جوان در روز، به اعدام یک جوان در هر روز کاهش یافته‌است. چقدر این مرا یاد تلاش گرمایل و ارمایل در شاهنامه‌ی فردوسی می‌اندازد که با ورود به آشپزخانه ضحاک، هر روز مغز یک گوسفند را به مغز یک جوان ایرانی می‌آمیختند تا این‌گونه هر روز جان یک جوان دیگر را نجات بخشند. اما آنچه مسلم می‌نماید این است که ضحاک برای رفع گرسنگی مارهای خود و لذا آسودگی و دوام حکومت ننگین خود که برایش با وجود گذر هزار سال، پایانی قائل نبود هر روز دو جوان ایرانی را می‌کشت. هم‌اکنون هم رژیم جمهوری اسلامی برای ارضای طرفداران خود که پایه‌های فاسد حکومتش هستند هر روز دو جوان ایرانی را اعدام می‌کند.
آری رژیم مجبور است برای ارضای طرفدارانش که همان مارهای دوش ضحاک هستند، و برای هر شب به خیابان آوردنشان و سوژه دادن برای طغیان کردنشان همچنان راه‌ورسم بی‌رحمی و سفاکی را وحشیانه‌تر از قبل ادامه دهد تا دچار فروپاشی داخلی نگردد. خودی‌ها و طرفدارانی که حتی از مارهای دوش ضحاک هم خطرناک‌تر اند و شیوه کار و خواسته‌های حقیرشان در آشکار است. کیفر خواستن به این ملت بیچاره و ستم دیده تحت‌عنوان «فتنه‌گران» و «عوامل پیاده دشمن» و «تفاله‌های صهیونیسم» یا خوشحالی کردن و پخش شیرینی برای حمله هفتم اکتبر و صدها مورد دیگر که هر روز نظاره می‌کنیم. این مارها جماعتی اند که بیش از ده درصد جامعه نیستند اما بانگ گوشخراش‌شان بسیار بلندتر از ندای بی‌جان و از رمق افتاده‌ی ملت بزرگ اما ستم‌دیده‌ی ایران هر شب از خیابان‌ها به گوش می‌رسد.
افسران ارتش باید بدانند که اکنون وظیفه‌ی ارتش و نیروی زمینی آمریکا و اسرائیل نیست که برای نجات مردم ایران زمین بیایند. سربازان اسرائیلی به مردم ایران جانی بدهکار نیستند و ضمناً شأن و منزلت نظامی آنها سال‌ها و دهه‌ها لگدمال نشده‌است. آمریکائی‌ها گرچه تا اینجا موفق به نابودی رژیم اسلامی نشده‌اند اما نابود کردن تقریباً تمام ساختمان‌های نیروی انتظامی و به‌خصوص سپاه فرصتی است که بعد از این هیچگاه به چنگ مردم و ارتش ایران نخواهد افتاد. سپاهی که تمام مقرهای خود را از دست داده، توان عملیاتی خود را هم از کف داده است و بعید است بتواند با نیروی زمینی منظم ارتش توان برابری داشته باشد. هم‌اکنون فرصتی‌ست تا ارتشیان، خود و ملت ایران را از زیر تحقیری سازمان‌یافته و روزافزون رهایی بخشند. قطعاً ملت ایران این تلاش را تنها و بی‌یار نخواهند گذاشت.
رژیم اسلامی سال‌های سال مردم را سرکوب کرد؛ تحقیر کرد؛ و نهایتاً مورد تمسخر قرار داد. مردم هم‌اکنون مدتی‌ست که از ارتش ایران ناامید شده‌اند اما با تمام این تفاسیر، هیچ داستان و حماسه‌ای و هیچ متن طالع‌بینانه‌ای از روایات ضحاکان نیست که پایانش با دادخواهی‌های کاوه‌ها و کین‌جویی‌های فریدونان تمام نشود. پایان هر شبی را صبح دل‌انگیزی است.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy