این یادداشت با هدف ارج نهادن به دلاوری زنان گرانقدر و فداکار ایرانی نوشته شده است. در اینجا قصد نقد عملکرد آنان وجود ندارد، چرا که نقد مستلزم طرح و پذیرش یک متدولوژی مشخص است. آنچه در این نوشتار میآید، بیان احساسی است که از رفتار و کردار این زنان شجاع دریافت میشود.
هر صبح که از خواب برمیخیزیم، خبر اعدام یک یا دو جوان دیگر ایرانی، روزمان را تیرهتر میکند؛ گویی این امر به روالی عادی تبدیل شده است. بسیاری از شجاعترین و فرهیختهترین فرزندان ایران که در «خط مقدم» نبرد نور بر تاریکی میرزمیدند، در شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ از دست رفتند. بسیاری دیگر در روزهای بعد بازداشت، شکنجه و در اعدامهای فوری کشته شدند و این جنایات همچنان ادامه دارد.
بحث درباره مقام زن و ارزش اجتماعی او موضوعی تازه نیست. اندیشمندان بسیاری در اینباره سخن گفتهاند. اما هدف این نوشتار، نشان دادن همانندیهای شگفتانگیز میان دلاوری زنان در شاهنامهٔ فردوسی و شجاعت و ازخودگذشتگی زنان امروز ایران است؛ زنانی که در جنبش «زن، زندگی، آزادی» تحسین جهانیان را برانگیختهاند.
نمونههایی از زنان برجسته در شاهنامه
رودابه:
داستان زال و رودابه، شاهکاری از عشق و شجاعت است. رودابه پس از شنیدن وصف زال، دلباختهٔ او میشود و بیپروا عشق خود را بیان میکند:
شما یک به یک رازدار منید
پرستنده و غمگسار منید
پر از مهر زال است روشن دلم
به خواب اندر اندیشه زو نگسلم
در برابر خواستگاران قدرتمند، او با صراحت میگوید:
نه قیصر بخواهم نه فغفور چین
نه از تاجداران ایران زمین
رودابه نماد خرد، انتخاب آگاهانه و شجاعت زن ایرانی است.
شهرناز و ارنواز:
دو خواهر جمشید که به دست ضحاک گرفتار میشوند. آنان در فضای ظلم و جهل رشد داده میشوند، اما در نهایت به ذات پاک خود بازمیگردند و نماد مقاومت در برابر انحراف میشوند.
گردآفرید:
دختر گژدهم، نخستین زنی است که در شاهنامه به میدان نبرد میرود. او در برابر سهراب میایستد و با هوش و شجاعت خود، نهتنها میجنگد بلکه از اسارت نیز میگریزد:
زنی بود برسان گردی سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
گردآفرید نماد غیرت ملی و شجاعت زن ایرانی است.
فرانک:
مادر فریدون، نماد خرد، صبر و ایثار است. او در سختترین شرایط، فرزند خود را برای نجات ایران پرورش میدهد:
زنی بود آرایش روزگار
درختی کزو فرّ شاهی به بار
فرانک تجسم مادری است که بار تاریخ را بر دوش میکشد.
تهمینه:
دختر شاه سمنگان، با آگاهی و اختیار، رستم را برمیگزیند. او نماد زنی است که عشق و انتخاب را آگاهانه رقم میزند.
بانو گشسب:
دختر رستم، پهلوانی است که در جنگاوری با مردان برابری میکند و نماد قدرت و استقلال زن ایرانی است.
حاصل سخن
شاهنامه نشان میدهد که مقام زن در فرهنگ ایرانی بسیار والاست. زن در این حماسه نهتنها همراه مرد، بلکه همپای او در خرد، شجاعت و کنش اجتماعی حضور دارد:
ز پاکی و از پارسایی زن
که هم غمگسار است و هم رایزن
این جایگاه نشاندهنده عظمت نگاه فردوسی به زن ایرانی است.
پیوند با امروز
جهانیان در دیماه ۱۴۰۴ شاهد صحنههایی از نبرد در خیابانهای ایران بودند؛ از یک سو زنان و مردان بیسلاح و دلیر، و از سوی دیگر نیروهای مسلح سرکوبگر. آنچه رخ داد، چیزی جز سقوط انسانیت نبود.
دلاوری زنان امروز ایران، در بسیاری موارد حتی فراتر از نمونههای حماسی شاهنامه جلوه کرده است. آنان نه در داستان، بلکه در واقعیت، جان خود را در راه آزادی فدا کردهاند.
پایان
ستاره دیده فرو بست و آرمید، بیا
فروغ نور به رگهای شب دوید، بیا
کنون که دست سحر دانهدانه چید، بیا...
(سیمین بهبهانی)

پیشکش به آسمان آبی وطنم، امیر کراب
















