۲۴ آوریل ۱۹۸۲ فقط یک تاریخ در تقویم نیست؛ نشانه یک نقطه عطف است. روزی که سرکوب مخالفان جمهوری اسلامی از مرزهای ایران عبور کرد و بهصورت عینی، خشن و سازمانیافته در خاک اروپا خود را نشان داد. یادآوری این تاریخ صرفاً بازگویی یک واقعه نیست، بلکه تلاشی برای مقابله با فراموشی است؛ زیرا هرجا حافظه تاریخی تضعیف شود، خشونت سیاسی آسانتر عادیسازی میشود.
در آستانه ۲۴ آوریل ۲۰۲۶، چهلوچهار سال از شبی میگذرد که این منطق سرکوب در آلمان بهشکلی عریان آشکار شد. شامگاه ۲۴ آوریل ۱۹۸۲، حدود ۱۰۰ مهاجم با پوشش اتحادیه انجمن دانشجویان مسلمان «قدس» به یک خوابگاه دانشجویی در دانشگاه ماینس یورش بردند. در جریان این حمله، یازده اتاق تخریب شد، ۲۸ دانشجوی ایرانی مجروح شدند و بخشی از مدارک آنان به سرقت رفت. یک دانشجوی آلمانی که شاهد این یورش بود، بر اثر شوک شدید جان خود را از دست داد. این رویداد را نمیتوان صرفاً یک «درگیری دانشجویی» دانست؛ ماینس یکی از نخستین نشانههای سرکوب فرامرزی سازمانیافته جمهوری اسلامی بود.

اهمیت این واقعه فقط در خود حمله خلاصه نمیشود، بلکه در پیام سیاسی آن است: مخالفت با جمهوری اسلامی، حتی در خارج از کشور نیز بیهزینه نخواهد بود. هدف، ایجاد رعب، محدود کردن فعالیت سیاسی مخالفان و انتقال ترس به بدنه اپوزیسیون در خارج از کشور بود. در این چارچوب، ماینس را باید آغاز الگویی دانست که در سالهای بعد در قالب تهدید، تعقیب، نفوذ، عملیات اطلاعاتی و ترور مخالفان ادامه یافت.
سپاه پاسداران نیز در همین بستر تاریخی قابل فهم است. این نهاد پس از انقلاب ۱۳۵۷ با هدف «پاسداری از نظام» شکل گرفت، اما بهتدریج از یک نیروی صرفاً نظامی فراتر رفت و به عرصههای امنیتی، سیاسی و اقتصادی گسترش یافت. امروز، حضور و مداخله آن در بسیاری از حوزهها، از داخل تا خارج از کشور، قابل مشاهده است.
برای دقت تاریخی باید تأکید کرد که نیروی قدس، بهعنوان شاخه برونمرزی سپاه، حدود سال ۱۹۹۰ شکل گرفت. بنابراین حمله ماینس را نمیتوان به ساختار رسمی امروز آن نسبت داد. با اینحال، این واقعه نشان داد که منطق سرکوب فرامرزی پیش از شکلگیری رسمی این ساختار نیز وجود داشته و از طریق شبکههای همسو و ابزارهای غیررسمی اعمال میشده است.
در سالهای بعد، این منطق نهتنها از میان نرفت، بلکه پیچیدهتر و نهادینهتر شد. ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی تلاش کردند فضای سیاسی ایرانیان خارج از کشور را زیر نظر بگیرند، در آن نفوذ کنند و در صورت لزوم با تهدید و خشونت آن را مهار کنند. از ماینس ۱۹۸۲ تا امروز، شکل این سرکوب تغییر کرده، اما اصل آن پابرجاست: دایره تهدید محدود به مرزهای ایران نیست.
یادآوری ۲۴ آوریل، صرفاً ادای احترام به قربانیان نیست؛ یادآوری آغاز یک سیاست است. سیاستی که در دهههای بعد در اشکال مختلف تداوم یافت. فراموشی این تاریخ، بهمعنای نادیده گرفتن یک هشدار تاریخی است.
امروز، با گذشت بیش از چهار دهه، استمرار تهدید مخالفان و فشار بر فعالان سیاسی نشان میدهد که این موضوع همچنان به اکنون ما مربوط است. ثبت و روایت این وقایع، نه برای ماندن در گذشته، بلکه برای جلوگیری از تکرار آن ضروری است. زیرا مقابله با فراموشی، بخشی از دفاع از حقیقت است.
۲۴ آوریل ۱۹۸۲ را باید نه فقط بهعنوان یک حادثه، بلکه بهعنوان نماد آغاز مرحلهای تازه در سرکوب مخالفان جمهوری اسلامی به یاد آورد؛ مرحلهای که در آن خشونت سیاسی از مرزهای ایران عبور کرد و در اروپا شکل سازمانیافته یافت.
امروز، در آستانه ۲۴ آوریل ۲۰۲۶، یادآوری این تاریخ یک وظیفه سیاسی و اخلاقی است؛ نه برای ماندن در گذشته، بلکه برای محافظت از آینده.
ایستادن در برابر فراموشی، ایستادن در برابر تکرار است.
بهروز اسدی

















