تصویری که در آن آگهیهای فروش کلیه بر پیکرهی شهر صف کشیدهاند، تنها نشاندهندهی فقر نیست، بلکه ویترینی عریان از سقوط کرامت انسانی و سند مکتوب شکست اخلاقی و سیاسی سیستمی است که با دههها مدیریت مخرب، جان و تن شهروندان را به مسلخ برده است.این سقوط، خروجی مستقیم حاکمیتی است که ثروتهای کلان ملی را به جای آبادانی، صرف سیاستهای جنگطلبانه و حمایت از گروههای نیابتی کرده و زیرساختهای اقتصادی را به ویرانی کشانده است؛ هزینهی این بلندپروازیها امروز از سفرهی مردمی پرداخت میشود که در بنبست استیصال، مجبور به حراج اعضای بدن خود شدهاند.
در این میان، حکومتی که از هراس آگاهی جامعه و افشا شدن جنایتهایش، دسترسی به اینترنت را مسدود و با فیلترینگ گسترده عملاً علیه معیشت و مشاغل آنلاین مردم اعلان جنگ کرده است، فقر را به صورتی تعمدی بازتولید میکند تا بقای خود را تضمین کند. پاسخ این نظام به مردمی که در جستجوی زندگی و عدالت به تنگ آمدهاند، همواره داغ و درفش بوده است؛ از کشتارهای بیرحمانه در خیابانها تا ماشین اعدامی که هر روز قربانی میگیرد تا با ایجاد رعب و وحشت، صدای اعتراض را در گلو خفه کند.
فروش عضو بر دیوارهای این شهر، فریاد بلند شکستِ نگاهی است که ایدئولوژی را بر رفاه و سرکوب را بر پاسخگویی ترجیح داد؛ تصویری تلخ از ایرانِ زخمی که در آن «زندگی» به بهای بقای یک ساختار مستبد و فاسد، به حراج گذاشته شده است.
واقعیتِ نهفته در این آگهیها به وضوح نشان میدهد که در این ساختار جنایتکار، کرامت انسانی هیچ جایگاهی ندارد و ریشهی تمام این سیهروزیها در ماهیت خودکامه این نظام است؛ لذا تنها راه بازگشت زندگی و عزت به این سرزمین، گذار تمامعیار از این حاکمیت و سرنگونی جمهوری اسلامی است.
مطلب قبلی...

سفر برلین رضا پهلوی و بازتاب سیاسی آن، محمد زمانی

سفر برلین رضا پهلوی و بازتاب سیاسی آن، محمد زمانی
مطلب بعدی...

خود کرده را تدبیر چیست؟!(نیست)، بهمن پارسا

خود کرده را تدبیر چیست؟!(نیست)، بهمن پارسا















