Wednesday, Apr 29, 2026

صفحه نخست » آیا اقتصاد ایران در مسیر فروپاشی تدریجی است؟ احمد علوی

Ahmad_Alavi.jpgفروپاشی اقتصادی دقیقاً چیست؟

در ساده‌ترین تعریف، فروپاشی اقتصادی یعنی از کار افتادن تدریجی یا ناگهانی سازوکارهایی که تولید، توزیع و رفاه را در یک کشور ممکن می‌کنند بدین ترتیب موسسات اقتصادی و حاکمیت دیگر نمی تواند وظیفه متعارف خود را انجام دهند. برای مثال بانکها از نقدینگی تهی میشود و سپرده گذاران نمی توانند سپرده خود را دریافت کنند، عرضه برق قطع شده و شهر دچار خاموشی میشود، خرید ساده ترین مایحتاج عمومی هم مانند دارو بسیار دشوار میشود. عرضه برخی از کالاهای عمومی محدود میشود.

اما این فروپاشی شکل‌های مختلفی دارد.

گاهی ناگهانی است؛ مانند آنچه در آرژانتین رخ داد، که در مدت کوتاهی بانک‌ها تعطیل شدند و مردم به سپرده‌های خود دسترسی نداشتند.

گاهی هم تدریجی است؛ مانند تجربه ژاپن، که اقتصاد برای سال‌ها در رکودی فرسایشی باقی ماند.

از زاویه‌ای دیگر، فروپاشی می‌تواند فقط یک بخش را درگیر کند--مثل بحران بانکی ایسلند--یا به کل اقتصاد سرایت کند، مانند آنچه در ونزوئلا رخ داد.

همچنین، برخی فروپاشی‌ها ریشه در داخل دارند--مثل ابرتورم زیمبابوه--و برخی دیگر تحت تأثیر شوک‌های خارجی شکل می‌گیرند، مانند تأثیر جنگ بر اقتصاد اوکراین.

در ایران، نشانه‌ها ترکیبی از این عوامل را نشان می‌دهند: هم مشکلات ساختاری داخلی و هم فشارهای خارجی.

نشانه‌های یک بحران چندلایه

پولی که دیگر «پناهگاه» نیست

وقتی تورم بالا و ارزش پول ملی بی‌ثبات می‌شود، مردم به‌تدریج اعتماد خود را از دست می‌دهند. در چنین فضایی، پول ملی دیگر ابزار پس‌انداز نیست؛ بلکه به یک دارایی موقتی تبدیل می‌شود که باید سریع به ارز، طلا یا ملک تبدیل شود. این تغییر رفتار، خود به بی‌ثباتی بیشتر دامن می‌زند.

نظام بانکی؛ قلبی که ضعیف می‌زند

بانک‌ها باید منابع مالی را به سمت تولید هدایت کنند، اما وقتی با حجم بالای وام‌های بازنگشته و کمبود نقدینگی مواجه شوند، این نقش مختل می‌شود. در چنین شرایطی، وابستگی بانک‌ها به منابع بانک مرکزی افزایش می‌یابد و این امر می‌تواند به رشد نقدینگی و تورم دامن بزند.

تجربه بحران مالی ایالات متحده آمریکا نشان داد که ضعف نظام بانکی چگونه می‌تواند کل اقتصاد را به رکود بکشاند. در ایران نیز، تضعیف این بخش به معنای کند شدن موتور سرمایه‌گذاری است.

دولت و چرخه‌ای که به تورم ختم می‌شود

یکی از مهم‌ترین گره‌های اقتصاد، کسری بودجه مزمن است. وقتی هزینه‌های دولت از درآمدهایش بیشتر می‌شود، این شکاف باید به نحوی جبران شود. اگر این جبران از مسیرهای پایدار نباشد، معمولاً به افزایش پایه پولی ختم می‌شود.

این روند در عمل به یک چرخه معیوب تبدیل می‌شود. افزایش هزینه‌های دولت به کسری بودجه می‌انجامد. برای پوشش این کسری، دولت به منابع پولی متوسل می‌شود که نتیجه آن افزایش تورم است. تورم، قدرت خرید مردم را کاهش می‌دهد و فشار اجتماعی برای افزایش حقوق و حمایت‌های دولتی را بالا می‌برد. دولت نیز برای پاسخ به این فشارها، هزینه‌های خود را بیشتر می‌کند و چرخه از نو آغاز می‌شود.

نمونه‌ای از این وضعیت را می‌توان در زیمبابوه مشاهده کرد، جایی که این چرخه به تورم‌های بسیار شدید انجامید.

سرمایه‌گذاری؛ موتور خاموش اقتصاد

هیچ اقتصادی بدون سرمایه‌گذاری رشد نمی‌کند. اما وقتی نااطمینانی بالا باشد--از تورم گرفته تا بی‌ثباتی سیاست‌ها--سرمایه‌گذاران عقب‌نشینی می‌کنند. نتیجه آن کاهش تولید، افزایش بیکاری و کوچک‌تر شدن اقتصاد است.

تجربه یونان نشان داد که کاهش سرمایه‌گذاری می‌تواند اقتصاد را برای سال‌ها در رکود نگه دارد. در ایران نیز فشار بر تولید و کاهش سرمایه‌گذاری، زنگ خطری برای آینده است.

زیرساخت‌ها؛ جایی که بحران وارد زندگی روزمره می‌شود

وقتی برق قطع می‌شود، گاز کم می‌آید یا حمل‌ونقل مختل می‌شود، بحران دیگر فقط در آمارها نیست؛ وارد زندگی روزمره مردم شده است. این مرحله معمولاً نشان می‌دهد که دولت در تأمین نیازهای پایه با مشکل مواجه شده و بحران به سطح اجتماعی رسیده است.

تجربه مردم؛ روایت واقعی اقتصاد

شاید دقیق‌ترین تصویر از وضعیت اقتصادی را بتوان در زندگی روزمره مردم دید:

قیمت‌هایی که هر روز تغییر می‌کنند و برنامه‌ریزی را دشوار می‌سازند

طبقه متوسطی که به‌تدریج کوچک‌تر می‌شود

مشکلاتی که زمانی استثنا بودند و حالا به روال عادی تبدیل شده‌اند

و موج مهاجرتی که سرمایه انسانی کشور را کاهش می‌دهد

این‌ها نشانه‌هایی هستند که نشان می‌دهند بحران از سطح اقتصاد به جامعه سرایت کرده است.

جمع‌بندی: یک فروپاشی آرام اما عمیق

اقتصاد ایران امروز با مجموعه‌ای از بحران‌های هم‌زمان روبه‌روست: تورم بالا، ضعف بانکی، کسری بودجه، کاهش سرمایه‌گذاری و مشکلات زیرساختی.

اما آنچه این وضعیت را متمایز می‌کند، شکل آن است.

این یک فروپاشی ناگهانی نیست؛ بلکه یک فرسایش تدریجی است--فرآیندی که در آن اقتصاد هر سال کمی کوچک‌تر، نابرابرتر و آسیب‌پذیرتر می‌شود.

تجربه جهانی نشان می‌دهد که چنین روندی می‌تواند ناگهانی به انجام برسد یا حتی سال‌ها ادامه یابد، مگر آنکه اصلاحات عمیق و هماهنگ در سیاست‌های اقتصادی، ساختار بودجه و نظام نهادی انجام شود. در غیر این صورت، هزینه بازسازی اقتصاد در آینده بسیار سنگین‌تر خواهد بود.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy