Wednesday, Apr 29, 2026

صفحه نخست » ترامپ و فرضیات نقشه راهش، نادر دولتشاهی

dolatshahi.jpgبا نگاهی به جنگ دوازده‌روزه و سپس آتش‌بس ناگهانی--ظاهراً به خواست ترامپ--در بحبوحه جنگ دوازده‌روزه ایران و اسرائیل و همچنین جنگ ۵۴ روزه اخیر ایران و آمریکا و سپس آتش‌بس در اوج جنگ، این فکر را به ذهن متبادر می‌کند که تا اینجای جنگ، چه کسی را می‌توان برنده جنگ اعلام کرد؟ بعضی‌ها و به‌خصوص خود ترامپ می‌گویند ما جنگ را بردیم و از آن‌طرف ایران هم اعلام پیروزی می‌کند.

حال اگر از دید بازی شطرنج به آن نگاه کنیم، این بازی به‌نظر پات می‌آید--هرچند در این شطرنجِ سیاسی، ایران رهبر و بیش از چهل تن از سرانش را که از مهره‌های مهم در این شطرنج محسوب می‌شدند از دست داد، ولی از نظر سوق‌الجیشی توانست موقعیت خوبی به‌دست آورد که همانا تنگه هرمز و گرفتن شریان حیاتی اروپا و بخشی از جهان در دستش است.

اگر با همین منظر به بقیه این بازی شطرنج نگاه کنیم، در حال حاضر هر دو طرف ادامه بازی را به بعد موکول کردند که تاریخش معلوم نیست؛ چرا که هر دو طرف نیاز به تجدید قوا و فکر کردن بیشتر دارند و به همین خاطر آتش‌بس از طرف ترامپ چند روز دیگر تمدید شد که یقیناً ایران هم از آن استقبال می‌کرد.

گرچه ترامپ روی ایران فشار می‌آورد که باید سریع به پای میز مذاکره بیاید، ولی از آن‌طرف می‌گوید از آنجا که بین مقامات ایران اختلاف نظر وجود دارد، این آتش‌بس را چند روز دیگر مجدداً تمدید کرد و چه‌بسا ادامه یابد.

ولی آیا به‌نظر نمی‌آید که تمدید آتش‌بس، با وجود خط‌ونشان‌های ترامپ، صرفاً وقت دادن به ایران نباشد، بلکه خواست واقعی خود ترامپ باشد؟ آن هم به دلایل زیر:

  • از آنجا که بالا رفتن قیمت بنزین در آمریکا، خیلی‌ها آن را از چشم ترامپ و جنگی که به راه انداخته می‌بینند--به‌خصوص که در بمباران جنگ دوازده‌روزه، آمریکا اعلام کرده بود مناطق هسته‌ای ایران را بمباران کرده--پس وارد شدن مجدد به جنگ، طبعاً از نگاه عموم چه‌بسا خودسرانه و بی‌معنی تلقی شده و در نتیجه کاسه‌کوزه‌های گرانی بنزین و چه‌بسا خوراکی‌ها بر سر ترامپ شکسته می‌شود؛ همان‌گونه که دوستی که راننده اوبر است می‌گوید مسافرانی که سوار می‌شوند، به‌خاطر گرانی بنزین ترامپ را لعن و نفرین می‌کنند.
  • دوماً، انتخابات میان‌دوره‌ای در آمریکا نزدیک است و ترامپ باید هر طور شده فتیله جنگ را پایین بکشد، زیرا شروع مجدد جنگ همان و بالا رفتن هزینه‌های زندگی در آمریکا همان--و این چیزی نیست که ترامپ در حال حاضر به‌دنبال آن باشد.

حال اگر فرض کنیم ترامپ به هر دلیل، از جمله فرسایشی شدن جنگ و عواقب آن بیم داشته باشد، چه برگ برنده‌ای می‌تواند در دست داشته باشد که هم ایران را از نظر اقتصادی و سیاسی به عقب‌نشینی وادارد و هم اروپا را به همراه خود بکشاند؟

مگر نه اینکه در حال حاضر گلوگاه اقتصادی اروپا در تنگه هرمز در دست ایران است و ایران می‌تواند هر کشتی را که عبور کند در تیررس قرار دهد؟ و مگر نه اینکه اروپا روزهای سختی را از نظر اقتصادی می‌گذراند و اگر جنگ مجدداً شروع شود، چه‌بسا فشار اقتصادی آن‌ها را به‌طور انفجاری بیشتر کند؟--پس شاید بتوان گفت که ترامپ، با توجه به نارضایتی وی از عدم مشارکت اروپا در جنگ علیه ایران، به‌جای توسل مجدد به جنگ که می‌تواند فرسایشی شده و وی را در باتلاق جنگی بی‌سرانجام فرو ببرد، ترجیحاً ممکن است محاصره دریایی ایران را ادامه دهد تا حلقه اقتصادی را دور آن‌ها تنگ‌تر کند؛ مگر اینکه ایران دست از پا خطا کند و آتش‌بس را بشکند که داستان عوض می‌شود.

اگرچه ادامه محاصره دریایی ایران، خواهی‌نخواهی فشار اقتصادی را بر اروپا نیز به‌مرور بیشتر می‌کند، ولی چه‌بسا ممکن است اروپا در نقطه‌ای مجبور شود برای نجات اقتصاد خود، به همراه آمریکا وارد جنگ با ایران شود تا کار را فیصله بخشد؛ که در این صورت، این برای ترامپ یک برهان محکمه‌پسند برای ادامه جنگ از نظر افکار عمومی و کنگره آمریکاست و از طرف دیگر پای اروپا را، علیرغم میل باطنی آن‌ها، به این جنگ می‌کشاند.

ناگفته نماند که این فرضیات بدون در نظر گرفتن مبحث شیرینِ آن چیز--یعنی «غنی‌سازی»--نگاشته شده است، زیرا معلوم نیست تا چه قرنی این مبحث شیرین ممکن است کش پیدا کند و معامله‌گران همچنان در حال رفت‌وبرگشت تا قیامت باشند!



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy