Friday, May 1, 2026

صفحه نخست » حقوق بشر در ایران: میان واقعیت میدانی و سیاست جهانی، نگار کرامتی

keramati.jpgدر لحظه‌ای که تنش‌های جهانی در حال اوج‌گیری است، آنچه بیش از هر چیز کمیاب و ضروری است، شفافیت است، نه تردید.

اظهارات اخیر دونالد ترامپ در انتقاد از رهبری آلمان، صرفاً یک اختلاف سیاسی نیست؛ بلکه شکافی عمیق‌تر در تفکر راهبردی غرب را آشکار می‌کند. در شرایطی که تنش‌ها با ایران تشدید شده و پیامدها از بی‌ثباتی منطقه‌ای به امنیت جهانی گسترش یافته، پرسش دیگر این نیست که آیا جمهوری اسلامی تهدیدی محسوب می‌شود یا نه، بلکه این است که آیا جهان آماده مقابله قاطع با آن هست یا خیر.

گفتمان حقوق بشر، برای مدت طولانی به‌صورت گزینشی به کار گرفته شده است؛ زمانی که مناسب باشد، برجسته می‌شود و زمانی که هزینه‌بر باشد، کنار گذاشته می‌شود. هیچ‌جا این تناقض به اندازه ایران آشکار نیست.

دهه‌هاست که مردم ایران تحت سرکوب سیستماتیک، بازداشت‌های گسترده، اعدام‌ها و خشونت دولتی زندگی می‌کنند. اعتراضات اخیر صرفاً ناآرامی‌های پراکنده نبود، بلکه یک خیزش ملی بود. میلیون‌ها نفر به خیابان‌ها آمدند. ده‌ها هزار نفر کشته شدند. هزاران نفر بازداشت شدند.

آیا این جامعه آماده دموکراسی نیست؟
این جامعه برای دموکراسی خون داده است.

رهبری جمهوری اسلامی همچنان به تأمین مالی و تسلیح شبکه‌های نیابتی در منطقه ادامه می‌دهد و همزمان توانمندی‌های موشکی و هسته‌ای خود را گسترش می‌دهد؛ توانمندی‌هایی که نه‌تنها اسرائیل، بلکه اروپا و فراتر از آن را تهدید می‌کند.

در چنین شرایطی، اقدامات اسرائیل و ایالات متحده بی‌پروا نیست، بلکه پیشگیرانه است.

جایگزین آن، صلح نیست؛ بلکه یک رژیم هسته‌ای است که پیش‌تر هم افراط‌گرایی ایدئولوژیک و هم توان عملیاتی خود را نشان داده است.

ممکن است منتقدان درباره روش‌ها اختلاف نظر داشته باشند، اما یک واقعیت به‌طور فزاینده‌ای آشکار است: سیاست فشار حداکثری، رژیم ایران را در آسیب‌پذیرترین وضعیت خود در دهه‌های اخیر قرار داده است.

تحریم‌ها، بازدارندگی نظامی و شفافیت راهبردی، شکنندگی این رژیم را از نظر اقتصادی، سیاسی و داخلی آشکار کرده‌اند و آنچه بارها شکست خورده، گرایش اروپا به مماشات بوده است.

دعوت به خویشتنداری، مذاکرات بدون اهرم فشار و چرخه‌های بی‌پایان دیپلماتیک، تهران را تعدیل نکرده، بلکه آن را جسورتر کرده‌اند.

در همین حال، در برخی محافل اروپایی این ادعا مطرح شده که ایران «آماده دموکراسی نیست»؛ ادعایی که نشان‌دهنده درک نادرست عمیق از جامعه ایران و تحولات اخیر است.

شاهزاده رضا پهلوی بارها بر خلاف این دیدگاه تأکید کرده که مردم ایران نه‌تنها آماده‌اند، بلکه فعالانه خواهان گذار به یک نظام دموکراتیک هستند و واقعیت روشن است:
ایرانیان برای آماده بودن برای دموکراسی به اجازه کسی نیاز ندارند؛ آن‌ها بهای آن را با خون خود پرداخته‌اند. جهان باید خود را با این واقعیت هماهنگ کند، نه اینکه آن را زیر سؤال ببرد.

بحران کنونی صرفاً درباره توان هسته‌ای نیست، بلکه درباره آینده ساختار امنیتی خاورمیانه و اعتبار خود غرب است.

اگر جامعه بین‌المللی همچنان حقوق بشر را مشروط، دموکراسی را اختیاری و تهدیدهای امنیتی را قابل مذاکره تلقی کند، نه‌تنها در قبال ایران شکست خواهد خورد، بلکه بنیان‌های راهبردی خود را نیز تضعیف خواهد کرد.

بنابراین، انتخاب روشن است:
یا در کنار رژیمی بایستد که مردم خود را سرکوب می‌کند و منطقه را بی‌ثبات می‌سازد،
یا در کنار مردمی که برای آزادی همه‌چیز را به خطر انداخته‌اند.

تاریخ به‌ندرت چنین وضوحی ارائه می‌دهد، و این یکی از آن لحظات است؛ و این‌بار، تردید به معنای بی‌طرفی نیست، بلکه همدستی است.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy