Monday, May 11, 2026

صفحه نخست » تأثیر دکترین نوین ترامپ بر جنگ با جمهوری اسلامی، یوسف جاویدان

Yousef_J_Javidan.jpgیکی از علل مهم جنگ کنونی آمریکا با جمهوری اسلامی به دکترین نوین امنیتی ایالات متحده ارتباط دارد. این دکترین در سند «راهبرد امنیت ملی آمریکا ۲۰۲۵» در دسامبر گذشته انتشار یافت و بحث‌های گسترده‌ای در اندیشکده‌های آمریکا برانگیخت. ¹

پرزیدنت ترامپ در همان دور اول از خط مشی کلی غالب بر سیاست خارجی آمریکا در چند دهه‌ی اخیر دوری کرد و در دور دوم خط مشی دفاعی و امنیتی جدیدی را ارائه داد که با دکترین حاکم بر سیاست خارجی آمریکا در دهه‌های گذشته تفاوت‌های اساسی دارد.

رفتار بظاهر نرم ترامپ با روسیه در دور اول به شایعه‌ها و تزهای توطئه دامن زد و از جمله اینکه پوتین، با داده‌های خصوصی که از ترامپ به چنگ آورده، دارد از رییس جمهور آمریکا باجگیری می‌کند! در دور دوم بتدریج روشن شد که برخورد ترامپ با این دو کشور رقیب نشان از یک روش و منش سیاسی جدید دارد. دولت ترامپ در تقابل با روسیه اینک دارد به اوکراین کمک می‌کند و داده‌های امنیتی حساس در مورد مواضع روسیه در اختیار اوکراین می‌گذارد که نشان می‌دهد دولت کنونی تحت نفوذ روسیه نیست.

آقای ترامپ برای مقابله با جمهوری اسلامی انگیزه‌های روشنی دارد و از جمله می‌توان به کشتن نظامیان آمریکایی از عراق تا لبنان و کردار تروریستی و تهدیدآمیز جمهوری اسلامی و تامین مالی و تسلیحاتی و تکنولوژیکی نیروهای نظامی و شبه نظامی در سرتاسر خاورمیانه توسط حکومت حاکم بر ایران اشاره کرد. اما از سوی دیگر فشار روزافزون بر دولت اسلامی که به جنگ کنونی انجامید تا حدی تکیه بر این دکترین جدید دارد که موضوع بحث این نوشته است.

تغییر جهت اساسی در سیاست خارجی آمریکا

از ابتدای شکل گرفتن ایالات متحده و تا پیش از دور دوم حکومت پرزیدنت ترامپ کمابیش هشت دکترین بر سیاست خارجی آمریکا حاکم بوده است. ² دکترین ششم که بعد از جنگ جهانی دوم رایج شد و اصطلاح «جنگ سرد» را به ارمغان آورد دکترین پذیرفتن واقعیت وجودی شوروی و تلاش در مهار کردن و جلوگیری از گسترش نفوذ آن از طریق ایجاد همبستگی با کشورهای متحد و از راه کمک‌های اقتصادی و حضور نظامی در سرتاسر جهان بود.

این خط مشی در دوران پرزیدنت ریگان جای خود را به دکترین جدیدی داد که از بازدارندگی فراتر می‌رفت و بر اساس کنش قاطع‌تر در رویارویی با شوروی و تلاش فعال برای پس راندن آن بود. این دکترین نتیجه‌بخش بود و به فروپاشی شوروی کمک بسیار کرد. پس از حمله به برج‌های دوقلو در نیویورک در زمان پرزیدنت جورج دبلیو بوش دکترین مبارزه پیشدستانه با تروریسم و اینکه هر کس به تروریست‌ها پناه دهد مانند آنها تروریست قلمداد می‌شود جایگزین دکترین پیشین شد.

علیرغم تفاوت‌های اساسی بین دو دکترین یاد شده، برخی از اصول کلی سیاست خارجی آمریکا در چند دهه‌ی گذشته تا پیش از دور دوم ریاست آقای ترامپ کمابیش به جا ماندند و چه دموکرات‌ها نهاد اجرایی را در دست داشتند و چه جمهوری‌خواهان همان سیاست کلان حاکم بود و در برخی زمینه‌ها تغییری پدید نیامد. هر ایرادی که به پرزیدنت ترامپ گرفته شود یک نکته در سیاست خارجی دولت او شایان توجه است و آن جلوگیری از رویارویی نظامی با چین است. در دوره‌ی پرزیدنت بایدن ایالات متحده و چین دچار تنش‌هایی شدند که می‌توانست به تخاصم روزافزون تا سر حد درگیری و شاید فراتر از آن بیانجامد. این تخاصم روزافزون از کمابیش سال‌های ۲۰۱۲ - ۲۰۱۰ آغاز شد و در دوران پرزیدنت بایدن به اوج رسید.

در این دوره چین بخاطر بالا رفتن نیروی اقتصادی و نظامی آن حالت تهاجمی‌تری در دو دریای شرق چین و دریای جنوب چین به خود گرفت و شروع به ایجاد پایگاه‌های نظامی متعدد در جزیره‌های آن نواحی کرد که کشتیرانی در منطقه‌های بین‌المللی را به خطر می‌انداخت. سی درصد از کشتیرانی جهان از آن منطقه عبور می‌کند و بخش عظیمی از کالاها و فرآورده‌های مورد نیاز آمریکا و متحدانش به کشتیرانی آزاد در آن منطقه وابسته است. از آن گذشته برخی از نزدیک‌ترین متحدان آمریکا مانند ژاپن و کره جنوبی و تایوان در نزدیکی چین قرار دارند و قدرت‌نمایی روزافزون چین حساسیت آمریکا را برانگیخت.

تنش بین آمریکا و چین دلیل‌های متعدد داشت و افزون بر مسأله کشتیرانی در آبراه‌های بین‌المللی در دو دریای نزدیک چین، یک مساله‌ی حیاتی دیگر در این میان تایوان است که برای هر دو کشور آمریکا و چین اهمیت راهبردی دارد.

تایوان آخرین ایستگاه از یک زنجیره بزرگ جهانی تولید تراشه‌های پیشرفته است. این کشور کوچک اما بسیار پر اهمیت مواد گوناگون را که از سراسر جهان از راه یک زنجیره بزرگ به آنجا می‌رسند بکار می‌گیرد و بهترین و پیشرفته‌ترین تراشه‌ها (دستگاه‌های پردازش کامپیوتر) در جهان را با مناسب‌ترین بها تولید می‌کند. تراشه‌ها در تمام عرصه‌های آموزشی و دانشگاهی و در تمام رده‌های تولیدی در صنایع گوناگون و به ویژه در صنایع نظامی که در شرق و غرب دنیا اهمیت حیاتی دارند مورد نیاز هستند و نقش مهمی در چرخه‌ی زندگی در عصر دیجیتال بازی می‌کنند. به ویژه بخاطر کاربرد تراشه‌ها در صنایع دفاعی و نیروهای نظامی، دستگاه پردازش به صورت کالایی در آمده که با امنیت و حیات ملت‌ها پیوند دارد و آمریکا را تا حد زیادی وابسته به تایوان کرده است. این وابستگی به تایوان یک اهرم فشار در دستان چین است و آمریکا ناچار است این فشار را از طریقی جبران کند. در سال‌های اخیر مسأله تایوان به یک نقطه‌ی اصطکاک و تنش بزرگ بین آمریکا و چین تبدیل شده است و اگر این دو غول اقتصادی و نظامی در همان مسیر مانده بودند امکان داشت تنش روزافزون بسوی یک درگیری محدود نظامی پیش برود.

دولت ترامپ برای مهار موضعی چین راه دیگری را در پیش گرفت و به جای تهدید به تقابل نظامی از راه دیگری وارد شد و در نخستین مرحله با حذف مادرو رییس جمهور ونزوئلا گام بلندی برای دریغ کردن نفت ارزان ونزوئلا به چین برداشت. در حال حاضر نیز دولت ترامپ تلاش دارد که چین را از موهبت نفت ارزان، کالایی که جمهوری اسلامی با قیمتی بسیار پایین‌تر از بازار در اختیار چین می‌گذارد، محروم کند. این دلیل مازاد بر تمام دلایل دیگری هست که دولت ترامپ برای جنگ با جمهوری اسلامی دارد و اهمیتش شاید از دلایل دیگر کمتر نباشد.

اگرچه بنظر نمی‌رسد ترامپ در سیاست‌ورزی همواره بر خط مستقیم یک دکترین مشخص حرکت کند، اما دکترین جدید تا حد زیادی بر پایه‌ی طرز تلقی او از جهان شکل گرفته است. علیرغم نوسان‌هایی که در تصمیم‌گیری‌های او دیده می‌شود، او خطوط اصلی این رویکرد را دنبال می‌کند و، در تقابل با جمهوری اسلامی، چین را نیز در پس‌زمینه در نظر دارد.

پیامدهای فراگیر درگیری با جمهوری اسلامی

به همین دلیل تقابل کنونی با جمهوری اسلامی برای ایالات متحده پیامدهایی بسیار فراتر از محدوده‌ی جغرافیایی خاورمیانه دارد. چین با دقت درگیری کنونی بین آمریکا و دولت اسلامی حاکم بر ایران را دنبال می‌کند، نه تنها بخاطر نفت ارزان و روابط پر منفعتی که با حکومت ملایان دارد بلکه فراتر از آن بخاطر پیامدهایی که این رویارویی برای ایالات متحده در عرصه‌ی بین‌المللی دارد.

اگر آمریکا در مصاف کنونی با جمهوری اسلامی ضعف نشان دهد به اعتبار آن لطمه‌ی فراوان می‌زند و نه تنها دولت اسلامی را در ماجراجویی ‌های منطقه‌ای گستاخ‌تر می‌کند این امکان نیز وجود دارد که چین با استفاده از اعتبار خدشه‌دار شده‌ی آمریکا حالت تهاجمی‌تری به خود بگیرد. دولت آقای ترامپ ناچار است درگیری با جمهوری اسلامی را یا با حمله‌ی نظامی سنگین و گسترده‌تر و یا از راه محاصره‌ی اقتصادی پیگیری کند وگرنه به اعتبار آمریکا در جهان لطمه وارد خواهد شد. بنظر نمی‌آید که روحیه و خلقیات آقای ترامپ بگذارد که او مسیر مصالحه‌ای که در آن دولتمردان اسلامی بتوانند ادعای پیروزی بکنند را در پیش بگیرد.

ی‌ج‌ج

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پانوشت

¹ "2025 National Security Strategy" (NSS)

² دکترین‌های سیاسی حاکم بر سیاست خارجی آمریکا را به گونه‌های مختلف دسته‌بندی می‌کنند، یکی از این دسته‌بندی‌ها که در اینجا از آن یاد شده اشاره به هشت دکترین مجزا دارد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy