حمایت محسن کدیور از تجمعات حامیان حکومت و حملات جمهوری اسلامی به کشورهای منطقه
ایران اینترنشنال - همزمان با ادامه تجمعات شبانه حامیان حکومت، محسن کدیور، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه دوک آمریکا، در گفتوگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) از این تجمعات حمایت کرد.
کدیور که برای نخستین بار پس از ۱۷ سال امکان انتشار رسمی اظهاراتش در رسانههای داخل ایران را یافته، حضور حامیان حکومت در خیابانها را «دفاع مردم ایران از میهن» توصیف کرد. او در بخش دیگری از این مصاحبه با انتقاد از رسانههای فارسیزبان خارج از کشور، حامیان مداخله خارجی را «نادان، خائن و مزدور اجنبی» خواند و از حملات جمهوری اسلامی به کشورهای منطقه دفاع کرد. کدیور همچنین تایید کرد که هشت بخش از مصاحبهاش سانسور شده، اما در عین حال از خبرگزاری ایرنا بهدلیل انتشار این گفتوگو قدردانی کرد. مطالب بیشتر در سایت ایران اینترنشنال او که پیشتر بهعنوان یکی از منتقدان شاخص ولایت فقیه شناخته میشد، در این مصاحبه اشارهای به موضوع رهبری مجتبی خامنهای نکرد.
گفتوگوی خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) با محسن کدیور
تمدن ایران لقمه گلوگیری است که متجاوزان طمعکار را خفه خواهد کرد
ترامپ و نتانیاهو از ارتکاب جنایت جنگی واهمهای ندارند. این "بربریت مدرن" است. در جهانی با یک بام و دو هوا زندگی میکنیم. ایرانی، لبنانی و فلسطینی از حقوق مشابه انسان غربی برخوردار نیستند. این تبعیض تنها در حقوق بشر نیست، در زمینه انرژی هستهای هم هست.
ادامه وضعیت عدم صلح دائم به نفع هیچکس جز اسرائیل نیست. ایران جنگ را آغاز نکرده، آماده دفاع است، تسلیم هم نمیشود، اما طالب پایان دائمی تجاوز با ضمانت معتبر بینالمللی است.
آمریکا در موقعیتی نیست که بتواند خواستههای خود را به ایران تحمیل کند. اگر واقعبینانه به قضیه بنگریم ایران هم در موقعیتی نیست که بتواند تمام خواستههای برحقش را به طرف آمریکایی تحمیل کند. مذاکره جای بده و بستان است. مهم این است که نمایندگان ایران در این مذاکرات بتوانند با درایت و تدبیر مطالبات بیشتری را به نفع منافع ملی ایران تحصیل کنند.
خوشبختانه تا کنون دولت پزشکیان و شورای عالی امنیت ملی، مواضع معقول و قابل قبولی داشتهاند. باید مطابق مقدوراتمان (منطق هزینه و فایده) پیش برویم و مقدوراتمان هم نامحدود نیست.
مردم ایران، خردمندی فراوانی از خود نشان دادند. به جای استقبال از متجاوزان، برای دفاع از میهن به خیابان آمدند. با توجه به سوابق جنبشهای اجتماعی اعتراضی در همین چند سال اخیر در تفسیر مقاومت مردم ایران باید به شدت احتیاط کرد و از مبالغه و تفاسیر احساسی و مقطعی پرهیز کرد.
این مقاومت، جلوه تنها یک جنبه از "مسئله ایران" است:
دفاع شورمندانه اکثریت قاطع ایرانیان از استقلال، تمامیت ارضی، هویت ملی، پیشینه تمدنی و فرهنگی، زیرساختهای خدماتی، اقتدار قوای مسلح کشور، و صنایع خودکفای غیرنظامی و نظامی.
در این جنبه نه تنها با اجماعی ملی مواجهیم، بلکه در این جنبه ملت و حاکمیت همداستانند.
هرگونه تفسیر انحصاری این دفاع جانانه به نفع نظام سیاسی مستقر مغالطه است.
اما "مسئله ایران" جنبه دیگری هم دارد:
حاکمیت قانون، عدالت اجتماعی، رعایت آزادیهای مصرح در قانون اساسی و اسناد بینالمللی، دموکراسی و رضایتمندی مردم، رعایت مطلق منافع ملی و تقدم آن بر هر تلقی فراملی.
به نظر میرسد بخش بزرگی از مردم ایران در این جنبه، مطالبات انباشتهشدهای دارند که با تلقی حاکمیت زاویه دارد.
در سه دهه اخیر هر دو سال و هفت ماه شاهد تظاهرات اعتراضی بودهایم. این مطالبات مردمی را نمیتوان نادیده گرفت.
مردم در زمان جنگ، پیگیری این مطالبات را به تعویق انداختند؛ حاکمیت باید آنها را مطمئن کند که پیگیر انجام این مطالبات است.
نخبگان ایرانی خارج، سه گروه متمایزند:
گروه اول پیگیر هر دو جنبه استقلال و آزادی، گروه دوم فقط پیگیر استقلال، و گروه سوم فقط پیگیر آزادی هستند و دغدغه استقلال ندارند.
گروه سوم از ترامپ و نتانیاهو برای حمله به ایران دعوت کردند.
همان جریانی که تجاوز آمریکا به لیبی، عراق، و افغانستان را "تجاوز بشردوستانه" خواند، کوشید این دو جنگ را نیز جنگ آمریکا و اسرائیل با نظام جمهوری اسلامی - نه با ملت ایران - توجیه کند.
از دیدگاه گروه اول و دوم نخبگان ایرانی، هرکسی که مداخله خارجی را قبحزدایی کند یا از جنایتکارانی چون نتانیاهو و ترامپ برای حمله به ایران دعوت کند، یا "نادان" است، یا بیلکنت زبان "خائن و مزدور اجنبی"، یا هر دو.
پایگاه تاثیر گروه سوم (اپوزیسیون وابسته به اسرائیل و آمریکا) بدون تردید رسانههای فارسی زبان خارج از کشور است.
جریانی که در چند دهه گذشته با تعطیلی مطبوعات و فشار بر روزنامهنگاران بر خلاف نص قانون اساسی، آزادی مطبوعاتی در کشور را محدود کرد و موجب مهاجرت گسترده روزنامه نگاران شد، و ثقل اطلاعرسانی را از داخل به خارج از کشور منتقل کرد، اکنون باید ببیند آن سیاستهای اشتباه چه ضربهای به ایران و حتی نظام وارد کرده است.
امیدوارم دولت در اجرای کامل فصل سوم قانون اساسی (حقوق ملت، خصوصا تحقق آزادیهای مصرح در قانون) قدم پیش بگذارد و نام نیکی از خود به یادگار بگذارد.
بازگشت موقت یا دائم نخبگان در گرو امنیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی واقعی است. نخبه ایرانی باید احساس کند که در کشورش دانش، تجربه و سرمایه او مورد احترام مسئولان است و با اشاره برخی نهادها بدون طی مراحل قانونی احضار و برایش دردسر درست نمیشود.
متأسفانه برخی نهادهای مرتبط سابقه خوبی در این زمینه به جا نگذاشتهاند.
بازگشت نخبگان در گرو "تجدیدنظر اساسی در عملکرد سابق" است. در این زمینه تا دلتان بخواهد شعار داده شده، و عمل در حد النادر کالمعدوم است.

"علت سیلی بریژیت به ماکرون گلشیفته فراهانی بود"
















