Friday, May 15, 2026

صفحه نخست » واماندگی ایران در هضم پدیده نوظهور اسرائیل، کيانوش رزاقی

razzaghi.jpgمسأله ایران و اسرائیل یکی از پیچیده‌ترین معادلات روابط بین‌الملل است که حل آن تنها از عهده گروهی از نوابغ روابط بین‌الملل برمی‌آید.

برای اینکه مسأله ایران و اسرائیل را بفهمیم باید چند مفهوم پایه این بحث را از نگاه روابط بین‌الملل کاملا بشناسیم.

۱-خاورمیانه از نظر بافت تمدنی چیست؟

خاورمیانه منطقه ای است متشکل از حوزه تمدنی ایران و دو شبه حوزه تمدنی ترکی و عربی. شبه تمدن های ترکی و عربی از سوار شدن ترکیبی از اندیشه های حوزه تمدنی ایران، روم شرقی و روم غربی بر قدرت جسمی و بدنی قبایل عرب و ترک ایجاد و در قالب امپراتوری های عباسی و عثمانی جلوه گر شدند. این شبه تمدن‌ها امروز به تنهایی امکان بقا ندارند و برای ادامه حیات باید زیر چتر یکی از تمدن های دیگر باشند. ترکیه پس از فروپاشی عثمانی کاملا زیر چتر حوزه تمدنی رومی-ژرمنی قرار گرفت و رسما عضوی از ناتو شد. کشورهای عربی هم بین دو حوزه روم شرقی (به میراث داری روسیه) و رومی-ژرمنی (به میراث داری بريتانيا و سپس آمریکا) تقسیم شدند. ایران در چند قرن اخیر بویژه بعد از شکست از روسیه فاقد قدرت سخت واقعی برای انداختن چتر خود بر خاورمیانه شد اما قدرت نرم آن به شکل آتشی زیر خاکستر در سراسر این منطقه از عراق و کویت و بحرین گرفته تا لبنان و یمن و عمان باقی ماند.

۲-اهمیت خاورميانه از نظر روابط بین تمدن ها چیست؟

خاورمیانه محل تلاقی سه حوزه تمدنی رومی-ژرمنی، روم شرقی و ایران است. به علاوه، مهمترین راه ارتباط حوزه تمدنی چین با حوزه تمدنی رومی-ژرمنی هم هست. از این رو، خاورمیانه همواره محل نزاع این دو حوزه تمدنی رومی بوده است. اگر تاریخ جنگ‌های صیلبی و همچنین تاریخ شکل گیری امپراطوری عثمانی را بخوانید به خوبی متوجه اهمیت رقابت این دو حوزه تمدنی بر سر خاورمیانه می شوید‌. اساسا یکی از مهم ترین دلایل شکست رومی-ژرمنی ها در جنگ های صلیبی و همچین تاسیس امپراطوری عثمانی رقابت روم غربی و شرقی بوده است. پیش از آن هم پیش‌روی اعراب تازه مسلمان تا قلب اروپا و ماجراهای بیزانس را باید خواند تا متوجه عمق اهمیت خاورميانه برای این دو حوزه تمدنی شد‌‌.

درسی که این دو حوزه تمدنی از تاریخ یاد گرفته اند این است که اگر در خاورمیانه با هم درگیر شوند هر دو بازنده هستند و حتی ممکن است توسط شبه تمدن هایی مثل اعراب یا ترک‌ها صدمه اساسی ببینند. امپراطوری عثمانی صدها سال بین روسیه به عنوان میراث‌دار روم شرقی و رومی-ژرمنی ها قرار گرفته بود اما هنگامی که عثمانی مرد بیمار اروپا شد و در بستر مرگ افتاد روسیه و انگلیس به عنوان سردمداران دو تمدن روم شرقی و رومی-ژرمنی به فکر چاره ای برای آینده خاورمیانه افتادند. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که باید موجودی جدید را در این منطقه به وجود بیاورند که هم روسی و هم انگلیسی باشد و خاورمیانه پساعثمانی به تدریج به این موجود جدید سپرده شود تا این منطقه دیگر هرگز جایی برای نزاع روم شرقی و رومی-ژرمنی ها نباشد‌.

۳- اسرائیل چیست؟

اسرائیل همان موجود جدیدی است که روم شرقی و غربی می توانند توافق کنند که خاورمیانه را به آن بسپارند. اسرائیل از مادری روسی و پدری انگلیسی به دنیا آمد. بدنه اسرائیل روسی و قوه عاقله آن انگلیسی است‌. به همین دلیل اسرائیل موجودی جنگاور و سلحشور و در عین حال بسیار زیرک و عاقل است.

اراده دو تمدن رومی-ژرمنی و روم شرقی این است که خاورمیانه به این فرزند مشترک سپرده شود و یک حوزه تمدنی جدید در این منطقه شکل بگیرد که هم شرقی و غربی باشد تا این منطقه دیگر زمینی برای دعوای شرق و غرب یا زمینه ای برای ظهور قدرت های مهاجمی چون خلافت اموی-عباسی یا امپراطوری عثمانی نباشد.

اکثر عرب ها اساسا هیچ مشکلی با تن دادن به این اراده رومی-ژرمنی ها و روس‌ها ندارند چون آن‌ها اساسا باید زیر چتر تمدنی دیگران باشند‌. ترک‌ها هم مشکلی با واگذاری خاورمیانه به اسرائیل ندارند چون آن‌ها هم یک شبه تمدن زیر چتر دیگران هستند.

ایران تنها موجودی در این منطقه است که با فهم مساله اسرائیل مشکل تمدنی دارد. انتقال کامل کنترل خاورمیانه به اسرائیل به معنی پایان ادعاهای تمدنی ایران در این منطقه است. ایران یک حوزه تمدنی کهن با قدمتی بیش از حوزه تمدنی رومی-ژرمنی و روم شرقی است.

ایران نه توان ایستادن در برابر اراده رومی-ژرمنی ها و روسیه را دارد و نه می تواند به این اراده تن دهد. مشکل اصلی رابطه ایران و اسرائیل دقیقا همین جاست و هر کس مسأله را به چیزی غیر از این فروبکاهد یا چیزی از روابط بین‌الملل نمی داند یا مخاطبانش را تحمیق می کند. ایران در هضم پدیده نوظهور اسرائیل دچار واماندگی شده است.

حال سوال اصلی مطرح می شود: آیا راهی وجود دارد که ایران و اسرائیل هر دو در خاورميانه قدرتمند بمانند یا یکی باید دیگری را حذف کند؟

زرسالاران مذهبی حاکم بر ایران به این سوال پاسخی خیانت آمیز و جنایتکارانه دادند. آن‌ها می دانند که ایران توان نابودی اسرائیل را ندارد چون نمی تواند در برابر اراده تمدن‌های رومی-ژرمنی و روم شرقی ایستادگی کند.

با این حال، زرسالاران مذهبی در خیانتی آشکار، شعار نابودی اسرائیل را سر دادند تا بتوانند از این دعوای تمدنی ایران و اسرائیل به عنوان فرصتی برای غارت ایران استفاده کنند. در واقع معامله کثیف و جنایتکارانه زرسالاران مذهبی با رومی-ژرمنی ها و روس‌ها این بود که قبول کردند در مقابل کشاندن ایران به ورطه نابودی در مقابل اسرائیل و اجرای اراده رومی-ژرمنی ها و روس‌ها که دادن کل خاورمیانه به اسرائیل بود، بر ایران مسلط شوند و آن را غارت کنند. انقلاب اسلامی در واقع توافق کثیف زرسالاران مذهبی ایرانی با روس و انگلیس برای اجرای این طرح بود. به همین دلیل می بینید که این انقلاب در این پنجاه سال تنها دو ثمره مهم داشته است: اولا اسرائیل تقویت و به قدرت بلامنازع منطقه تبدیل شده و ثانیا ایران غارت و در آستانه نابودی و فروپاشی قرار گرفته است. ا

ینکه خمینی از روز اول شعار ستیز با اسرائیل را مطرح کرد و خامنه‌ای هم دائما از ستیز با اسرائیل سخن می گفت نه از سر حماقت این دو آخوند پلید بلکه در راستای اجرای توافقی بود که زرسالاران مذهبی ایرانی با روسیه و انگلیس کرده بودند. بی شک خواننده‌ای که این مطلب را تا اینجا خوانده اکنون به این فکر می کند که آیا کار تمام شده و ایران محکوم به نابودی است یا هنوز می توان راهی پیدا کرد که هم رومی-ژرمنی ها و روس ها به خواست خودشان برسند و خاورمیانه را به اسرائیل بدهند و هم حوزه تمدنی ایران زنده بماند.

یک راه حل که برخی پیشنهاد می کنند افتادن ایران به دامن چین است اما به نظر من تنها و آخرین امید ایران آمریکا است. به نظر من ایده اتحاد با چین هم دقیقا از همان اتاق فکر زرسالاران مذهبی خائن به ایران می آید. آن‌ها می خواهند این آخرین فرصت را هم از ایران بگیرند و با فریفتن ایرانیان با رویای کمک چین آخرین میخ را هم بر تابوت تمدن ایران بزنند‌.

واقعیت این است ایران و آمریکا هیچ دوستی بهتر از یکدیگر در این جهان ندارند. تنها راه پیشرفت و توسعه ایران و اساسا تنها امید حوزه تمدنی ایران برای فرار از مرگ حتمی دوستی با آمریکا است. آمریکا هنوز قدرتمندترین ملت در حوزه تمدنی رومی-ژرمنی است و تنها کسی است که می تواند در مقابل اراده بريتانيا و روسیه بایستد. باید راهی پیدا کرد که آمریکا روسیه و انگلیس را راضی کند که خاورمیانه مشترکا توسط اسرائیل و ایران اداره شود. ما ده ها سال فرصت داشتیم تا راهی برای این معما پیدا کنیم اما متأسفانه صورت مسأله را از اساس درک نکرده بودیم. اکنون کار به مرحله بسیار دشواری رسیده است. اسرائیل مقتدرانه خاورمیانه را در کف خود گرفته و آماده است تا ضربه آخر را به ایران بزند. آمریکا هنوز راضی به فروپاشی ایران نیست. انگلیس با بخشیدن کشورهای عربی جنوب خلیج فارس به آمریکا سعی کرده آمریکا را راضی به دست کشیدن از ایران کند. آمریکا اما هنوز حاضر به تسلیم کل خاورمیانه به اسرائیل نیست. ایران پناهگاه اندیشه مهرورزی در جهان است‌.

آمریکایی ها نمی خواهند این اندیشه از بین برود چون خودشان هم مردمانی مهرورز هستند. ایرانیان باید راهی پیش پای آمریکا بگذارند که بتواند ایران را به عنوان یک حوزه تمدنی در این منطقه زنده نگه دارد اما در مقابل اراده هم حوزه‌ای های خود برای دادن کنترل خاورمیانه به اسرائیل هم نایستد. این آخرین فرصت برای نجات حوزه تمدنی ایران از زیر دست و پای بیزانسی ها و رومی-ژرمنی ها است.

*کيانوش رزاقی، حقوقدان و ایران‌پژوه



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy