Saturday, May 16, 2026

صفحه نخست » «کاروان اسلام» و فمینیست ولایی، یوسف جاویدان

Yousef_J_Javidan.jpg

(۱) «کاروان اسلام»

دویدیم و دویدیم و دویدیم

به این دوران هردمبیل رسیدیم

«هدایت» گفت می‌آید چنین شام

به مغرب «کاروان» آید ز اسلام

ولی بازم نمی‌دیدیم این روز

که گردد غرب اینسان زار و دَرْیوز

اروپا این چنین گردد مسخّر

به دستِ مومنانِ چَفیِه بر سر

شبانه در خیابان‌های لندن

عزاداران زنند بر سینه و تن

که چندین گله از مردان دینی

کنند سینه زنی در شب نشینی

به زیر برج ایفل عده‌ای خر

زنند سینه، به لب الله و اکبر

ببردم نام این حیوان رنجان

بگشتم از چنین گفتی پشیمان

بخواهم معذرت از حضرت خر

کزین تشبیه می‌گردد مکدر

کجا خر این چنین منگ‌ست و نادان

زند بر سر چنان چکش به سندان؟

کجا خر می‌شود اینسان عزادار

کجا خر می‌کند خود را چنین خوار؟

yy.jpg

(۲) فمینیست ولایی

دویدیم و دویدیم و دویدیم

به دوران شگفتی‌ها رسیدیم

به دورانِ فمینیستِ ولایی

به دورانِ شگفتِ ژاژخایی

اگر چه دنبلانی عور داری

ز چفیه بر سرت چاقچور داری

اگر بینی که مومن لخت و عورست

یقین می‌دان که هنگام ظهورست

حدیثی هست از شخص کلینی

که آمد با تَواتُر تا خمینی

که هر گـَه مومنه با چَفیِه، چاقچور

به میدانی رود با پرچم و عور

بدانید مومنان کآمد نشانی

نشان از موکبی آخر زمانی

چو چفیه بر سر و دنبه‌ش عیان‌ست

بیا مهدی کنون آخر زمان‌ست

بیا خواهر و بگذر از فلستین

طرفداری مکن از روس و از چین

وگر که حامی اسلام هستی

مکن با چیزِ لخت ملاپرستی

(۳) چپ محور مقاومت

همه‌ش گویی ز هاوانا، ز کوبا

شدی هم جبهه و پابند ملا

بیا بگذر ز ذکر بی سرانجام

چقدر می‌نالی از جنگ ویتنام؟

ویتنامی گذشت از کینِ دیرین

و تو افتاده‌ای در بندِ آن کین

کنند بر دار هر ساعت جوانی

و تو انگار این‌ها را ندانی

شدند صدها جوان یکباره بر دار

شدند صدها گلِ نورَس نگونسار

چپولِ بی نصیبِ نازنازی

چه خیری دیدی از ملانوازی؟

چپولِ بی پرنسیب، دست بردار

ویتنامی به حال خویش بگذار

برو فکری به حال کشورت کن

جهان بی در و بی‌پیکرت کن

به فکر ده هزاران کشته‌ای باش

که شد پرپر به دستِ خیلِ کَلّاش

ز بس سرگشته در شهر فرنگی

چنین بازیچه‌ی ملای دنـگی

بیا از جبهه‌ی ملا برون شو

بیا و رو سفیدِ آزمون شو

«فِمِن» بر ضد ملا کرد تبلیغ

ولیکن «کد پینک» پا بر سر تیغ،

کند همراهی ملای خونریز

که اینسان می‌شود با ما گلاویز

گرفتارِ دو سو در این سرابیم

گرفتارِ دو سنگِ آسیابیم:

عزاداری که کف آورده بر لب

به دیگر سو فمینیستِ محجّب

ز هفت دریای توفانی گذشتیم

گرفتار قضای تیر گشتیم

خدایان این چنین تقدیر کردند

چنینم مبتلای تیر کردند

از آن سوی جهان گر می‌گریزیم

درین سو باز هم در افت و خیزیم

در آن سو گیرِ دین، افسرده حالیم

در این سو با خرافه در جدالیم

دو سوی عالم‌ست اینک گرفتار

به چنگِ مومنانِ مردم آزار

(۳) مرغِ حامیِ KFC

بیا خواهر ز گردن چَفیِه بردار

و یک چاقچور به جای چفیه بگذار

بیا با خود صداقت پیشگی کن

نگاهی بر خود و بی‌ریشگی کن

برو فکری برای این هوس کن

و این نالیدن پیوسته بس کن

تو که در جنگِ مردانِ سفیدی

جنایت‌های ملا را ندیدی؟

ندیدی تا چگون مهسا بکُشتند

ندا، هستی و آرمیتا بکُشتند؟

نمی‌بینی برای «روسری» باز

چه جنگی بر زنان کردند آغاز؟

اگرچه جنگی و بی‌تاب هستی

تو مرغِ خادم ِ قصاب هستی

عجب باشد چنین ملا پرستی

که مرغِ حامیِ کِی‌اِف‌سی هستی

پایان

ی‌ج‌ج

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دَریوز: دریوزه

محجّب: محجّبه، چاقچوری

چَفیِه؛ سَربَند چهارگوش که نزد حز‌ب‌اللهی‌ها و فلستینی‌ها نشان جنگ و جهاد بشمار می‌رود

به مغرب «کاروان» آید ز اسلام: اشاره به پیش‌بینی صادق هدایت در داستان «کاروان اسلام»

گروه «فِمِن» یک گروه فمینیست اوکراینی است که بارها علیه ملایان سرکوبگر حاکم بر ایران تظاهرات کرده‌اند، در برابر آن گروه فمینیستی «کد پینک» پویش‌هایی به نفع ملایان بر پا می‌کنند و با نایاک همکاری دارند.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy