پنجشنبه 24 بهمن 1392   صفحه اول | درباره ما | گویا

گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

گلاسنوست ايرانی؛ حسن روحانی چه خواهد کرد؟ بهروز بهبودی

بهروز بهبودی
جمهوری اسلامی، زمانی تن به تغييرات داد که عدم پذيرش تغييرات به معنای سقوط کامل حکومت بود در حالی که در شوروی هنوز بحران به آن حد نرسيده بود. همين تفاوت فرصتی طلايی برای مأمور اجرای گلاسنوست ايرانی است

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


اندکی بيش از بيست سال قبل ، يکی از پهناورترين قلمروهای حکومتی جهان تحت سلطه سران اتحاد جماهير شوروی سوسياليستی بود. در اين قلمرو وسيع ، انسانهايی با پيشينه های فرهنگی بسيار متفاوت زندگی می کردند اما حاکمان خودخواه مسکو تلاش داشتند همه آنها را به يک رنگ و فرهنگ در آورند و ظاهراً نيز در اين زمينه به موفقيت هايی رسيده بودند. در آن دوران و در حالی که نشانه های عقب ماندگی سياسی و اقتصادی در گوشه گوشه امپراطوری شوروی قابل مشاهده بود سران حکومت بيشترين سهم از بودجه کشور را به توسعه نظامی و مسابقه تسليحاتی با امريکا اختصاص می دادند در حالی در امريکا وساير رقبای شوروی ، تفاوت وضعيت اقتصادی و رضايتمندی مردم ، با آنچه در شوروی می گذشت از زمين تا آسمان بود. فضای بسته در داخل کشور امکان هرگونه اعتراض را از مردم سلب کرده بود و به نام خلق شوروی ، شهوات سياسی و آزمندی های نظامی حاکمان در قالب رقابت ناسالم و بی فايده با بزرگترين قدرت نظامی و سياسی دوران يعنی امريکا ، متجلی می شد.دلخوشی به توانمندی نظامی و غفلت از فطرت طبيعی و انسانی شهروندان ، قدرت پوشالی نظامی شوروی را آنقدر آسيب پذير کرد که در زمانی کوتاه ، فروپاشی جغرافيايی کشور که از اعلام استقلال سه جمهوری ، آغاز شده بود به سرعت همه کشور را فرا گرفت . با آغاز دهه نود ، لتونی ، ليتوانی و استونی جدايی خود از شوروی را اعلام کردند و حدود يک سال بعد از آن ، کشور پهناور شوروی به پانزده کشور مستقل تبديل شد. آنچه در دوران حاکميت شوروی بر سر صدها ميليون انسان در پهناورترين کشور جهان می آمد شرايطی به وجود آورده بود که نه تنها قدرت نظامی شوروی و زورگويی های سران حکومت نتوانست به حفظ يکپارچگی آن کشور کمک کند بلکه پس از فروپاشی ، صدها ميليون نفر در سراسر جمهوری ها، استقلال خود از شوروی را جشن گرفتند زيرا به گمان آنها حفظ يکپارچگی شوروی به معنای ادامه فقر و فلاکت ايشان بود. البته " گلاسنوست گورباچف " تنها موجب ايحاد تغييرات وسيع در قلمرو شوروی نشد بلکه تغييرات عمده ای در منطقه و جهان به وجود آورد که برخی از آنها همچنان ادامه دارد.

دو دهه پس از فروپاشی شوروی و انتقال قدرت نظامی آن به روسيه ، سران دولت در مسکو به بزرگترين حامی رژيم ولايت فقيه در ايران تبديل شده اند و از عجايب آنکه رژيم ولايت فقيه قدم در همان مسيری گذاشته که شوروی را از نقشه جهان حذف کرد. در دودهه گذشته ، فقر و نياز موجب از هم پاشيدگی هزاران خانواده ايرانی شده و تعداد زيادی از دختران معصوم و نيازمند ايرانی را قربانی هوسرانی برخی عياشان در داخل کشور يا کشورهای حاشيه ايران نموده است. اما در همين دوران، رژيم مورد حمايت مسکو در تهران، دهها و شايد صدها ميليارد دلار برای پيشبرد برنامه هسته ای بلندپروازانه خود هزينه کرده است . برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ، علاوه بر ميلياردها دلار هزينه مستقيم برای ملت ايران ، به دليل تحريک دشمنی ها عليه ايران در منطقه و جهان ، موجب تحميل تحريم هايی شده که زندگی را هر روز بيش از گذشته بر ايرانيان سخت کرده است.

البته بلند پروازی نظامی - هسته ای ، تنها شباهت ميان سران جمهوری اسلامی و حاکمان شوروی نيست. در چند ماه اخير اتفاقاتی در ايران افتاده که تنايج می تواند از برخی جهات ، مانند گلاسنوست در شوروی باشد. در ايران ، فردی که او هم مانند "گورباچف در شوروی" از عنفوان جوانی در خدمت نظام حاکم بر ايران بوده و بيش از سه دهه با سياست های نابخردانه ، همراهی کرده است هم اکنون مأموراجرای تغييرات عمده ای در داخل نظام حکومتی شده که اگر با هوشمندی و به دور از فريب کاری های رايج در جمهوری اسلامی پيگيری شود قطعاً تغييرات عمده ای در ايران به وجود خواهد آورد. آرزوی ايرانيان در گلاسنوست جمهوری اسلامی ، نه رهايی از حکومت يکپارچه مرکزی بلکه خلاصی از حاکمان مرکز نشين است که برای به زانو در آوردن حريفان خود در خارج کشور ، تا کنون صدها ميليارد دلار از در آمدها و ثروت ملی را در قالب برنامه هسته ای ، نابود کرده اند. البته هنوز نمی توان به درستی قضاوت کرد که حسن روحانی ، گلاسنوست واگذار شده به خود را در راستای منافع ملت ايران پيگيری خواهد نمود يا تنها به فکر نجات نظام جمهوری اسلامی از بحران های کشنده ای است که به دليل تحريم های جدی، با آن مواجه شده است. اما هرچه باشد اين گلاسنوست تغييرات عمده ای در سياست های جهانی ايجاد خواهد نمود. تغيير شيوه تعامل قدرت های جهانی با موضوع سوريه به خصوص نحوه مواجهه امريکا وروسيه با اين بحران جهانی - منطقه ای ، از نخستين نتايج تغييرات ناگزيری است که در ماههای اخير بر جمهوری اسلامی ، تحميل شده است. از ديگر نتايج گلاسنوست ناخواسته در جمهوری اسلامی ، تحول غيرقابل باور در روابط امريکا و عربستان است و البته تغييرات گسترده ديگری نيز در راه است.

در شوروی ،صرف هزاران ميليارد دلار برای رساندن آن کشور به جايگاه رفيع نظامی ، به جای آنکه حکومت را به يک قدرت مؤثر جهانی تبديل کند آن را به تهديدی برای کشورهای آزاد و عامل سرکوب در داخل تبديل کرده بود. ضمن آنکه به موازات توسعه قدرت نظامی و تهديد گری در خارج ،وضعيت رفاهی در داخل - اعم از اقتصادی و فرهنگی - موجب نارضايتی شهروندان بود. در ايران نيز بلند پروازی های هسته ای و تهديد های گاه به گاه سران حکومت نسبت به ساير دولت ها و ملت ها ، جز افزايش فلاکت برای ملت ثمره ای نداشته و ندارد.پس می توان عامل تن دادن هر دو نظام ديکتاتوری به نوعی از گلاسنوست را انزجار داخلی و انزوای بين المللی دانست. البته تفاوتی هم در اين ميان وجود دارد. جمهوری اسلامی ، زمانی تن به تغييرات داد که عدم پذيرش تغييرات به معنای سقوط کامل حکومت بود در حالی که در شوروی هنوز ، بحران به آن حد نرسيده بود. همين تفاوت ، فرصتی طلايی برای مأمور اجرای گلاسنوست ايرانی است . حسن روحانی که به خوبی نياز خامنه ای به خود و گلاسنوست محول شده را می داند اگر بخواهد می تواند از اين "فرصت تکرار ناشدنی" برای ايحاد برخی تغييرات به نفع ملت و نيز برای کاهش نقش منفی جمهوری اسلامی در عرصه بين المللی از جمله در بحران سوريه استفاده کند.

بهروز بهبودی
ونکوور

www.bbehbudi.com
[email protected]


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 
Copyright: gooya.com 2016