گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
خواندنی ها و دیدنی ها
در همين زمينه
24 بهمن» گلاسنوست ايرانی؛ حسن روحانی چه خواهد کرد؟ بهروز بهبودی7 بهمن» احمدینژاد و روحانی، اهداف يکسان، اولويتهای متفاوت، بهروز بهبودی 1 آبان» مصادره منافع ملی ايران توسط سپاه پاسداران، بهروز بهبودی 12 شهریور» تاثيرآلوده به جنايت جمهوری اسلامی، بهروز بهبودی 28 مرداد» کابينه چاکران رهبری، بهروز بهبودی
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! ترکمانچایهای جمهوری اسلامی، بهروز بهبودی![]() سی و چهار سال پيش در چنين روزهايی در ايران، بنياد حکومتی گذاشته شد بر اساس شعارهايی همچون «نه شرقی و نه غربی» و «استقلال و آزادی» و آرزوهايی همچون صدور انقلاب اسلامی به جهان. حکومتی که پس از سال ها برای ايرانی جز ذلت و سرشکستی و برای ايران جز ويرانی و تباهی حاصلی نداشته است. نه در سياست داخلی خواست تا با ايجاد بسترهای مناسبی، زمينه رشد و شکوفايی مادی و « معنوی » مردم را بوجود آورد و نه در سياست خارجی توانست که با ارايه مدل حکومتی ، مردم کشورهای « برادر » را جذب کرده تا انقلابش را صادر نمايد. جمهوری اسلامی بنا به ماهيت مذهبی و ايديولوگش ، حکومتی واپس گراست و با زندگی مدرن و شيوه های غربی زندگی سرسازگاری ندارد و همين ستيزه جويی بنيادگرايانه زمانی که با بی کفايتی و ناآگاهی رهبر « فرزانه » گره می خورد ، فضايی فاجعه بارتر از قبل را در ايران بوجود می آورد. چنين است که کشوری که پيش از انقلاب گام به گام به سوی صنعتی شدن پيش می رفت ، اکنون بازار مصرف کالاهای بی کيفيت چينی وتنها مشتری تکنولوژی های خارج از رده همسايه بد سابقه خود، روسيه است. سابقه روابط ايران و روسيه پر از لکه های سياهی است که نشانگرغير قابل اعتماد بودن و سواستفاده اين کشور از وضعيت ديکتاتورهای زمان در ايران دارد. قردادهای ننگين ترکمان چای و گلستان ، به توپ بستن مجلس با مشاورت و معاونت لياخوف روسی ، تا فروش همزمان اسلحه به ايران و عراق در جريان جنگ ۸ ساله و پشتيبانی از صنايع نظامی ايران که همانند ساختن نيروگاه بوشهر با صرف هزينه ای چندين برابر قيمت و زمان واقعی ساخت آن ، هنوز هم به شکل کامل و قابل اعتماد به ايران تحويل نشده است و ساير قراردادهای شرم آوری که در همين چند ساله اخير با سو استفاده کامل از انزوا و تحريم های ايران به مردم ما تحميل کرده است، همه و همه نشانه هايی است از ضربه های غير قابل جبرانی که اين کشور بر بنيان اقتصادی ايران وارد کرده است. گويی روسيه به رويای شستن چکمه های سربازانش در آب های خليج فارس به شکل ديگری جامه عمل پوشانده است. کافی است برای ديدن سرانجام کار روابط روسيه با جمهوری اسلامی نگاهی به روابط اين کشور با ديگر ديکتاتورهای منطقه بيندازيم. سوريه کنونی ، که ويرانه ای بيش نيست با بيش از ۱۵۰ هزار کشته و ميليون ها آواره ، حاصل پشتيبانی روسيه و ايران از بشار اسد است. روسيه ای که نزديک به دو سال با پشتيبانی های همه جانبه خود اسد را در راس حکومت اهريمنی اش حفظ کرده است ، اينک که در مذاکره با دولت های غربی به دست يافتن به منافع منطقه ای خود نزديک می شود، پياده کردن بشار اسد و همراهانش از اتوبوس قدرت را به گزينه ای قابل دسترس تبديل خواهد کرد ، همانطور که امروز نيز نشانه هايش قابل مشاهده است. مشابه همين بازی را روسيه با حکومت بعث عراق در آخرين سال های صدام حسين انجام داد. روسيه همواره با سو استفاده از موقعيت شکننده جمهوری اسلامی ، سعی کرده است تا با نشان دادن خود به عنوان تنها حامی قدرتمند اين حکومت در برابر دولت های غربی ، به چپاول کامل ثروت ملی مردم ايران بپردازد و کمترين مسووليتی هم در برابر قراردادهای خود با ايران نداشته باشد.( نمونه اش نيروگاه بوشهر و سيستم پدافند اس ۳۰۰ است). جمهوری اسلامی هم به دليل عدم توانايی در شناخت منافع ملی يا بی توجهی عمدی به آنها ، هيچ گاه نتوانسته است که با چرخش به سمت غرب ، دست روس ها را از غارتگری بيشتر کوتاه نمايد و اين نتيجه مستقيم آن است که جمهوری اسلامی پايگاه مردمی ندارد. سرنوشت بازی روسيه با جمهوری اسلامی را هم می توان چيزی مشابه عراق و سوريه دانست. در نهايت اين کشور به جمهوری اسلامی نيز وفا نخواهد کرد و در پايان اين ملت ايران هستند که بازنده بزرگ معامله روسيه با دولت های غربی خواهد شد ، چرا که در اين سال ها روسيه علاوه بر چپاول ثروت های ملی ايران با حمايت مستقيم خود از حکومتی استبدادی، مانع بزرگی در ايجاد مردمسالاری و پايبندی جمهوری اسلامی به قانون و حقوق ملت بوده است و سرانجام هم از ايران تنها به عنوان کارت برنده خود در ميز مذاکره با قدرت های جهانی استفاده خواهد کرد. اما جمهوری اسلامی تنها در سياست خارجی نيست که ملت ايران را به حضيض ذلت کشانده است ، بلکه در سياست داخلی نيز اين حکومت از هيچ ظلم و ستمی در حق ايرانيان کوتاهی نکرده است. پرونده هسته ای ايران که نمونه ای از بلند پروازی های اين حکومت برای مقاصد تروريستی اش می باشد ، چنان هزينه ای را بر ايران وارد کرده است که بررسی کامل همه ابعاد اين فاجعه کار ساده ای نيست. بخشی از اين فاجعه که بيشتر در تيررس کارشناسان قرارداشته است، جنبه اقتصادی آن بوده است، اما جنبه های ديگر آن نيز به شدت نياز به بررسی کارشناسانه دارد. اما در همين زمينه نيز کافی است که نگاهی بيندازيم به تصاوير صف های طولانی مردم برای دريافت سهميه سبد کالای خانواده. صف هايی که گويا کشته نيز داشته است. اين صف ها نشان از ذلت يک ملت است و ديگر هيچ. اگرتدبير اميد اين دولت چنين است که بايد نفرين کرد بر هر چه تدبير و لعنت کرد بر هرچه اميد است. صحنه های تلاش مردم برای دريافت بخشی کوچک و ناچيز از مواد غذايی ماهانه خود ، کربلای ايران بود. اگر برای کربلا هر سال ۱۰ روز بايد گريست بر اين مصيبت ملت چند هزار ساله بايد هر روزِ سال گريست و گريست وگريست. عاقبت ماجراجويی های هسته ای ولی فقيه ، که از شرايط رهبری اش آگاهی به مسايل زمانه و مدير و مدبر بودنش می باشد ، به کمک دستيارانی کوته فکر تر از خودش که يکی تحريم ها را ورق پاره می خواند و ديگری تحريم ها را نعمت ، وضعيت تاسف بار کنونی ملت ايران است. اين رهبر بی خرد و بی کفايت در پی نجات خويش از گرداب حايلی که فرايش گرفته است ، به رييس جمهور جديد مجالی برای جولان داده است و افسوس اگر روحانی نداد که اين فرصت تنفس و آرامش ، جز به قصد خارج شدن رهبری و سپاهيان از شدت تحريم ها و دور شدن از لبه پرتگاه نمی باشد. جالب تر اينکه رييس دولت در جمع دانشگاهيان آنان را تشويق به سخن گفتن درباره توافق هسته ای می کند . توافقی که جز با اذن و نظر رهبری جمهوری اسلامی ، آن هم به قصدی که گفته شد ، حاصل شدنی نبود. به راستی کدام نقد و نظر را می توان از دانشگاه و دانشگاهيان انتظار داشت ، زمانی که هنوز دانشجويان منتقد از زندان و تبعيد و اعدام خلاصی نيافته اند. زمانی که هنوز استادان و دانشجويان ستاره دار و محروم از تحصيل در کشور وجود دارد. زمانی که بسياری از متخصصان و صاحب نظران به اجبار ترک وطن کرده اند و در انتظار کورسوی اميدی برای بازگشت و خدمت و زندگی در کشور خود هستند. توافقی که دولت جديد، با تکيه بر ديپلمات مورد احترامش با ديپلماسی ظريفی در پای ميز مذاکره با غربی ها ، مبنی بر ادامه حق حيات نظام ولايت فقيه در مقابل صرف نظر کردن از ادامه ماجراجويی هسته ای حکومت ايران، به دست آورد، ای کاش و ای کاش که ، به بهتر شدن شرايط زندگی مردم ايران منجر شود و تنها همانند فرصت تجديد قوا برای خامنه ای و اذنابش نباشد ، در غير اينصورت زمانی که ظريف تهديد می کند که در صورت شکست توافق ژنو ، ايران به غنی سازی بيش از ۲۰ درصدی خواهد پرداخت ، مشخص نمی شود که طرف های غربی ها را تهديد می کند يا ملت ايران را! اما به هر روی ، خوشبختانه راهی که پيش روی جمهوری اسلامی پس از ۳۴ سال قرار دارد، راهی بی بازگشت است، چه با توافق و چه بی توافق. تغييراتی که منطقه خاورميانه آبستن آن است ، تغييراتی است به سوی دموکراسی و حکومت ملت ها. و ملت ايران نيز يکی از شايسته ترين ملت های منطقه برای دستيابی به حکومتی با شان و منزلت خويش است و جمهوری اسلامی نيز ثابت کرده است که شايستگی حکومت بر چنين کشوری را ندارد ، زيرا همانطور که بارها گفته شده است جمهوری اسلامی برآمده از انقلابی است که پيروزی «جهل» بود بر «ظلم». Copyright: gooya.com 2016
|
||||||||