بر کسی پوشیده نیست که دستگاه پروپاگاندایِ حکومتِ اسلامی و ارتش سایبری آن در این روزها که مرگِ خود را نزدیک میبینند، نهایت کوشش را میکنند که در میان مردمِ همگام و همآوایِ امروز، چه در ایران و چه بیرون ازایران، دو و یا چنددستگی و پراکندگی به وجود بیاورند. شوربختانه شماری، و بیشتر در ببرون از ایران، نادانسته در دام این برنامهها افتادهاند. آنان که در بیرون از ایران دانسته کارِ خرابکاری و ایجاد چنددستگی را پبش میبرند، بیشک مزدوران حکومت هستند که ننگ برآنان باد. مشکل ولی دیگرانی هستند که خود را از مردم شمرده و نادانسته به زیان قیام کنونی و سرنوشتسازِ مردم ایران کار و رفتار میکنند. این دسته بیشتر از هر چیز بینشِ ایدئولوژیکی و گروهی برایشان اهمیت دارد و میترسند در فردایِ آینده ایران حایی نداشته باشند.
زمینههایِ پروپاگاندا و خرابکاری حکومت کدام است؟
1. نخستین زمینهای که حکومت چون همیشه بهشتاب می خواست رویِ آن مانور بدهد سازکردن جدایی خواهی کردستان، بلوچستان و خوزستان بود که شعارهایِ هُشیارانه و کوبنده مردم چون: "کردستان چشموچراغِ ایران" و " از بلوچستان تا تهران جانم فدایِ ایران" و ...دیگر شعارهای همآنند برای دیگر بخشهای ایران، نه تنها چون پُتکی بر سر حاکمیت فرود آمد بلکه نشان داد که مردم ایران تا چه اندازه همراه بوده و همه اندامهایِ یکپیکرِ رنج کشیده و بسیار زخمخورده بنام ایران هستند. ژینای کردستان، مهسای ایران شد و آدینه خونین زاهدان، آدینه خونینِ ایران.
2. دومین زمینه، کوشش برای بی اعتبارکردن فریاد دادخواهی دختران و بانوان دلیر ایران علیه بیشاز چهاردهه زور، فشار، حجاباجباری و نبود آزادی و آلوده ساختن آن به کوشش برای بیبندوباری و لختشدن.
ولی مبارزه همآهنگ زنان و مردان دوشبهدوش یکدیگر در ایران و سپس بیرون از ایران، پشتیبانی بسیارگسترده و بیمانند جهانی از مبارزه مردمِ ایران به ویژه زنان و جهانی شدنِ سیمایِ زیبایِ زندهیاد "مهسایِ ایران" و شعار : "زن، زندگی، آزادی" و ترانه ساده ولی پُربارِ و اندوهبار"برای" این ترفند را نیر نقش بر آب کرد و مُهر آزادیخواهی و بیزاری از حکومت تبهکار و کودککش اسلامی را برآن زد و نشان داد مبارزه بیهیچ اما و اگر برای آزادی است.
3. یک ترفند دیگری که پروپاگاندایِ حکومت کوشش کرد آنرا زیرِ پرسش برده و بهآن دامن بزند، وجود پرچمهایِ گوناگون در گردهمآییهایِ ایرانیان در بیرون از ایران بود که از آن نیز نتوانست نتیجهای بگیرد زیرا واژگونه پندار او، این خود نشانی از بُردباری و همسویی ایرانیان از هر قوم با هرگرایش در اندیشه، جنس و باور بود و خواهد بود.
4. ولی بسیار شگفتآور و تأسفآور است که در این هنگامهای که مردم و جوانان در کفِ خیابانها و زیر شدیدترین سرکوبها برای آزادی از جان خود مایه میگذارند، کسانی در اندیشه گروهِ خود و برخوردهایِ گروهی و ایدئولوژیکی هستند با این ارزیابی که نکند در فردایِ آزادی دستشان بهجایی بند نشود. برهیچکس پوشیده نیست که شماری از مردمِ ایران، به هر انگیزهای، پادشاهیخواه هستند و این نیز بر کسی پوشیده نیست که حتا اگر مردم به پادشاهی نیز رای بدهند، هرگز حتا همآنان که به پادشاهی رای دادهاند خودکامگی و پادشاهی مطلقِ فردی را نخواهند پذیرفت. فراموش نکنیم جامعهای که بیش از چهاردهه یک دیکتاتوریِ خونآشام و تبهکار مذهبی را از سر گذرانده است و جوانانی اهل اندیشه، پویا و مبتکر دارد هرگز امکان حودکامگی به کس دیگری در هر پُست و مقام و در هر سیستمی حکومتی که باشد را نخواهند داد.
بنابراین باید بررسی کرد و پرسید شعارهایِ "نه شاه میخوایم نه رهبر، نه بد میخوایم نه بدتر" یا "مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر" که در آغاز اعتراضها گاه شنیده شد(البته امروز دیگر شنیده نمیشود چون مردمِ هُشیار ایران فهمیدند خط نفاق و پراکندگی پُشتِ آن لانه کرده است)، از کجا سر برآورده است؟ خیلی ساده است، به سایتهایِ سازمان مجاهدین و یا چپهایِ سنتی سری بزنید.
بتازگی نیز بیانیهای از شماری جمهوریخواهان منتشر شده که خواسته یا ناخواسته در همآن راستایِ گروهگرایی، جداسری و به سود حکومت اسلامی کار میکند. آیا در هنگامه مبارزه مرگوزندگی در ایران زمان مناسبی برایِ دادن چنین بیانیههایی است یا به راستی حکایت خروس بیمحل است؟!

گزارشی از ایران ( قسمت پایانی)، ابوالفضل محققی