البته واضح و مبرهن است که پرداختن به تاریخ بسیار خوب است و بیرون کشیدن جزییات و ریزه کاری ها و رازها و ناگفته های تاریخی بسیار خوب است و کسی شدن مثل فریدون آدمیت بسیار خوب است و جد و پدر جد دکتر مصدق را از قبر بیرون کشیدن بسیار خوب است اما....
اما این کار تاریخ دانان است و تاریخ شناسان در حوزه ی تاریخ در دانشگاه ها و آکادمی ها و کتب تخصصی و فنی نه این که من اگر طرفدار شاه هستم هر روز با مناسبت و بی مناسبت مصدق را از قبر بیرون بکشم و او را رسانه های بی ربط در هم بکوبم و کار او را در ۲۸ مرداد کودتا بنامم، یا اگر ضد شاه هستم مصدق را باز از قبر بیرون بکشم و پادشاه فقید را در هم بکوبم و کار شاه را در ۲۸ مرداد کودتا بنامم و نه چیز جدیدی ارائه دهم، نه حرف جدیدی بر زبان بیاورم نه سند و مدرک جدیدی در اختیار خواننده بگذارم و نه هیچ چیز دیگر.
آخرش هم کسی که طرفدار مصدق است سر حرف خودش بماند و کسی که طرفدار پادشاه است سر حرف اش بماند و فقط میزان دلخوری ها بیشتر و بیشتر شود و از همه مهم تر.....
....و از همه مهم تر حکومت نکبت جمهوری اسلامی به ریش ما بخندد و به این دعوای ابلهانه ی تاریخ پای منقل دامن بزند و میدان سیاست امروز را تبدیل به میدان فوتبال کند که تماشاچیان برای این طرف و آن طرف نعره بکشند و علیه همدیگر شعار بدهند و جمهوری نکبت کیف اش را بکند و دوام و بقای اش را جشن بگیرد.
البته آن چه اینجا می نویسم آب در هاون کوبیدن است و ماها که در ۵۰ سال پیش و ۸۰ سال پیش فریز شده ایم، و انگار نه انگار که در سال ۲۰۲۴ و ۱۴۰۳ هستیم و نه در سال ۱۹۵۳ و ۱۳۳۲ و امریکا و انگلیس امروز مشغول بر سر کار نگه داشتن جمهوری نکبت هستند و ماها مشغول توو سر و کله ی هم زدن!
وقتی به جهل اجتماعی جوالدوز می زنیم، بد نیست یک سوزن کوچولو هم به خودمان بزنیم بلکه از خواب غفلت و بلاهت بیدار شویم!