آیا برای نجات ایران، حد وسطی بین جمهوری اسلامی و مردم به رهبری X وجود دارد؟
کشور در آستانه یک حمله خارجی و ملت مستعدِ قیام علیه اشغالگران بیرحم است اما نیروهای مخالف ج ا یا سرگرم تحلیل عواقب این حملات هستند یا سکوت در مقابل تخریب مستقیم و غیرمستقیم ج ا علیه رهبری بالقوه یک آلترناتیوِ ملموس. طبعاً افراد و نیروهای با حسن نیتی که با تصور ویژگی ضد دیکتاتوری در ذات خود، همزمان هم مخالف ج ا و هم پهلوی هستند، و هنوز به حد یقف در انتخاب یک رهبر به جز رضا پهلوی نرسیدهاند، در قضاوت نهایی تاریخ، هرگز نمیتوانند از عواقب تصمیم امروز خود که قطعاً به نفع ج ا منتهی خواهد شد، اجتناب کنند.
دو سال پیش در این نوشته از کسانی که مخالف جنگ بودند پرسیده شد چگونه میخواهید مانع سرنوشتِ محتوم مسیری شوید که ج ا طی خواهد کرد؟ این 60 شخصیت سیاسی که عمری با نظام پهلوی و ج ا مبارزه کردهاند و در اعلامیه خود پایبندی به دموکراسی و تغییرات خارج از جنگ را گوشزد میکنند ظاهراً برای امروز که سایهی واقعی جنگ از هر زمان دیگری کیان کشور را تهدید میکند، هیچ راه حلی ندارند! شاید هم چون میبینند بعد از عمری مبارزه با دیکتاتوری پهلوی، مردم در تجمعات نخستین روزهای سال نو، اتحاد معنوی و همه جانبه خود را از خاندان پهلوی در نبرد نهایی اعلام میکنند، در بیانیه جدید خود، یا باید از ابتزال دموکراسی بنویسند، یا اینکه صریحاً منکر صندوقهای خودجوش رای مردم در حمایت از رضا پهلوی شوند.
البته مردم هم بسیار نگرانند. اکنون که سپاه ترامپ برای حمله به ایران و همزمان سپاه خامنهای برای سرکوب مردم مهیا میشود، معلوم نیست به چه زبان و چگونه باید آلترناتیو ج ا را در بر هم زدن این معادلهی ویرانگر ترامپ-خامنهای فریاد کرد تا ردههای میانی مخالف ج ا بفهمند که آغاز هر حمله خارجی اگر پیشاپیش با موجودیت یک آلترناتیو ملموس با رهبری واحد نباشد، احتمال سرنگونی ج ا تقریباً غیرممکن و در عوض، وضعیت زندگی مردم به شدت تضعیف و توان اعتراضات گسترده و مستمر کاهش خواهد یافت. چون با وجود منافع بسیار زیاد ج ا برای کشورهای خاورمیانه، چین و روسیه احتمال خیلی کمی وجود دارد که حملات نابودکننده در حد سرنگونی ج ا باشد. اما حسب اتفاق، اگر چنین چیزی محقق شد، آنگاه خارجیها خود برای ما رهبر انتخاب خواهند کرد...
شکی نیست که وقوع جنگ بدون حضور گسترده مردم در خیابانها، فقط به تضعیف قدرت نظامی، اتمی و اقتصادی ج ا و مشخصاً تشدید فقر و بدبختی مضاعف مردم منتهی خواهد شد، چون سقوط رژیم بدون وجود یک صدای واحد از داخل و خارج در اعلان موجودیت یک رهبر قدرتمند، غیرممکن است. از این نظر، انتظار داشتن از قشر خاکستری برای پیوستن به اعتراضات مردمی، تقریباً بیهوده است.
البته تا آنجا که مربوط به شخص رضا پهلوی میشود، دستِ کم، یکی از تلاشهای خوب وی تضمین امنیتِ بعد از دوره گذار به میلیونها بدنه نظامی کشور بود تا فضای امنتری برای اعتراضات مردمی در آیندهی پیش رو به وجود آید. در اینکه این تلاشها تا چه اندازه برای ترغیب قشر خاکستری برای پیوستن به جوانان مؤثر خواهد بود، باید به وقتش دید و قضاوت کرد. اما پرسش نویسنده و پرسش بسیاری دیگر از مردم این است که سایر مخالفان در کدام میدان واقعی، برای چه هدفی و با چه کسی سرگرم مبارزهاند؟ البته اگر پذیرفته باشیم که دوره افشاگری علیه ج ا خیلی وقت است که گذشته؛ و ج ا در این دنیا نه اعتبار و آبرویی دارد که نگران آن باشد و نه ترسی که مانع کشتار مردمش.
وقت چندانی برای تصمیمگیری نمانده است. هرچه زودتر باید انتخاب کرد. هیچکس کامل نیست. رضا پهلوی هم کامل نیست اما به عنوان قدرِ متیقن، وسیله گذار، یا حتی به عنوان غنیمت شمردن یک لنگه کفش در بیابان فعلاً تنها رهبر بالقوه یک آلترناتیوِ ملموس و مهم در سرنگونی ج ا ست که باید توسط نیروهای میانی مبارز از جمله شخصیتهای سیاسی که نگران حملات نظامی به ایران هستند، به شدت تقویت شود.
به همین دلیل، بین ج ا و مردم به رهبری x حد وسطی وجود ندارد. حتی اگر شرافتمندانهترین و منزهترین افکار سیاسی را داشته باشیم، وضعیت کشور به گونهای است که اگر در جبهه رضا پهلوی یا یک رهبر بالفعلِ موجود دیگر مثل محسن سازگارا، نیک آهنگ کوثر، توکا نیستانی، توماج صالحی، مریم رجوی، مسیح علینژاد، حسین رونقی، علی کریمی، اکبر گنجی، نازنین بنیادی، شیرین عبادی و... نباشیم، عملاً در کنار ج ا مانع پیروزی مردم هستیم. چون پیروزی مردم در اعتراضات خیابانی زمانی اتفاق خواهد افتاد که دو قطبِ مردم و حکومت به طور خالص در مقابل هم قرار گرفته باشند و ریزش نیروهای سرکوبگر دقیقاً معطوف به گستردگی غیرقابل کنترل اعتراضاتی است که قشر خاکستری قبلاً به آن پیوسته.
بنابراین، تعلل یا سکوتِ امروز همه "مخالفان" ج ا در اعلان نام یک رهبر که به معنای اثبات موجودیت یک آلترناتیوِ ملموس در سرنگونی ج ا برای دنیای متمدن و قشر خاکستری است، پرمعناتر از آن خواهد بود که بتوان با رطب و یابس ژست ضد جنگ و ایراندوستی به خود گرفت، همزمان نابودی کامل ایران و مردم بیپناهش را در کشورهای مرفه و امن به نظاره نشست.
دارکوب*
*س. بزرگنیا، ا. ارسلان و س. ق. کاویان

ما اهل جنگ نیستیم ولی...، کوروش گلنام