ویژه خبرنامه گویا
در حالی که دستگاه دیپلماسی و امنیتی جمهوری اسلامی، مست در «پناهگاه روانی» خود، جهان را از دریچهی تنگ «پیروزیهای مقاومت» مینگرد، در هزاران کیلومتر آنسوتر، طرحی روی میز ابرقدرتها قرار گرفته که حکم یک «قتل خاموش اما قطعی» برای تهران را دارد. طرح صلح ترامپ برای اوکراین، برخلاف ظاهرش، پایان یک جنگ در اروپا نیست؛ آغاز «خفگی استراتژیک» در خاورمیانه است. آنچه در حال وقوع است، یک جابجایی عظیم در صفحات تکتونیک قدرت است که در آن، جمهوری اسلامی نه به عنوان یک بازیگر، که به عنوان «زائدهای مزاحم» قربانی خواهد شد. این نوشتار، تشریح نقشهی این قتل استراتژیک است؛ وقتی مسکو چهارپایه را از زیر پای تهران میکشد.
فروپاشی دکترین «نگاه به شرق»: خیانت ساختاری
سرتاسر استراتژی بقای جمهوری اسلامی در دههی اخیر بر یک پیشفرض ساده و البته متوهمانه بنا شده بود: «شکاف ابدی میان شرق و غرب». تهران تصور میکرد تا زمانی که خرس روسیه با عقاب آمریکا درگیر است، میتواند در این شکاف لانه کند و از حمایت مسکو به عنوان «چتر امنیتی» بهره ببرد.
طرح صلح ترامپ، دقیقاً همین شکاف را میبندد. این طرح، روسیه را از وضعیت «شورشی» خارج کرده و با دادن امتیازات ارضی (بخشهایی از اوکراین) و رفع تحریمها، آن را به وضعیت «نرمال» (یا شریک قابل معامله) برمیگرداند.
روسیهای که تحریمهایش لغو شود و با غرب وارد «معاملهی مادر» گردد، دیگر هیچ نیاز استراتژیکی به کارت سوختهای به نام ایران ندارد. در منطق رئالیسم روسی، ایران فقط یک «خاکریز» بود؛ وقتی صلح برقرار شود، خاکریزها صاف میشوند. تهران که سالها روی «روسیهی منزوی» سرمایهگذاری کرده بود، اکنون با کابوس «روسیهی متصل به غرب» روبرو میشود. این یعنی پوچ شدن کامل استراتژی نگاه به شرق. مسکو برای گرفتن دو استان در اوکراین، حاضر است تهران را در بازار بردهفروشان سیاسی، حراج کند.
خفگی «دولت موریانه»: جنگ بشکههای نفت
اما ضربهی کاریتر، نه سیاسی، که اقتصادی است. «دولت موریانه» (کارتل امنیتی-اقتصادی حاکم بر ایران) سالهاست که اقتصاد رسمی را بلعیده و حیاتش تنها به یک شریان باریک وابسته است: «فروش قاچاقی نفت به چین با تخفیف». صلح در اوکراین یعنی بازگشت رسمی غول انرژی روسیه به بازارهای جهانی. اگر به این معادله، احتمال بازگشت نفت ونزوئلا را هم اضافه کنیم، بازار انرژی با اشباع عرضه روبرو میشود. در این سناریو، چین (بزرگترین خریدار) دیگر هیچ انگیزهای برای خرید نفت پرریسک ایران ندارد. چرا باید از یک فروشندهی تحت تعقیب (ایران) نفت بخرد، وقتی میتواند از شریک استراتژیک خود (روسیه) نفت قانونی بخرد؟
در نتیجه چین یا خرید را متوقف میکند یا تقاضای «تخفیفهای تحقیرآمیز» (بشکهای ۳۰ دلار یا کمتر) خواهد کرد. این یعنی قطع اکسیژن مالی کارتل موریانه. ورشکستگی ارزی قریبالوقوع، نه ناشی از تحریمهای جدید آمریکا، بلکه ناشی از «آزادسازی رقبای نفتی» خواهد بود.
تنهایی اگزیستانسیال و برخورد ساعتها
این وضعیت، ما را به لحظهی هولناک «برخورد ساعتها» میرساند. ساعت بینالمللی با سرعت نور به سمت «نظم نوین ترامپ-پوتین» حرکت میکند؛ نظمی که در آن اولویتها جابجا شده و ایران در لیست «هزینههای مازاد» قرار گرفته است. ساعت نظام اما در دههی ۶۰ منجمد شده و رهبرانش هنوز در حال رجزخوانی برای جهانی هستند که دیگر وجود ندارد. تهران در حالی که مشغول جنگ لفظی با اسرائیل و آمریکاست، ناگهان بیدار میشود و میبیند که پشت سرش خالی است. نه روسیه حاضر است در درگیری ایران و اسرائیل مداخله کند (چون نمیخواهد معاملهاش با ترامپ را خراب کند) و نه چین حاضر است اقتصادش را برای ایران به خطر بیندازد. این «تنهایی مطلق ژئوپلیتیک» است؛ وضعیتی که در آن، یک کشور در اوج تهدیدات امنیتی، فاقد هرگونه متحد قدرتمند است.
پایان عصر بندبازی
آنچه به عنوان «طرح صلح اوکراین» مطرح میشود، در واقع نقشهی «محاصرهی نهایی» جمهوری اسلامی است. این طرح میگوید: دوران بندبازی تهران روی طناب اختلافات شرق و غرب به پایان رسیده است. جمهوری اسلامی که تصور میکرد «محور مقاومت» و «ائتلاف شرق» ستونهای بقای او هستند، اکنون باید با این واقعیت عریان روبرو شود: در بازی بزرگان، او نه یک «شریک»، که یک «وجهالمصالحه» است. گیوتین بالا رفته است؛ نه در تهران، که در کییف. و وقتی تیغه فرود بیاید، سری که در تهران قطع میشود، سر توهمی است که فکر میکرد میتوان با تکیه بر دیوارهای کرملین، با جهان جنگید.
سروش سرخوش
تحلیلگر استراتژیک و روانکاو فرهنگی
لطفا جهت ارتباط با نگارنده و مطالعه سایر نوشته هایش به آدرس https://x.com/sarkhosh1341 مراجعه فرمایید. خواندن مجموعه ی آثار در کنار هم، به درک بیشتر و بهتر خوانندگان محترم کمک می کند.

















