آنچه امروز در پهنه جغرافیایی ایران و در میان ایرانیان سراسر جهان جریان دارد، فراتر از یک تغییر سیاسی ساده است. ما شاهد تولد یک «انقلاب ملی» هستیم؛ جنبشی که هدف غایی آن، پایان دادن به شکاف تاریخی میان ملت و دولت و بازسازی هویت ملی بر ویرانههای یک تئوکراسیِ شکستخورده است. در این میان، شعار «پهلوی برمیگردد» به نمادی برای بازگشت به عقلانیتِ دولتسازی مدرن تبدیل شده است.
۱. بحران گسست: وقتی دولت علیه ملت شد
در تئوریهای سیاسی، «دولت-ملت» (Nation-State) زمانی به ثبات میرسد که نهاد قدرت (دولت) آینه تمامنمای هویت، تاریخ و خواستههای مردم (ملت) باشد. انقلاب ۱۳۵۷ با جایگزینی «مشروعه» به جای «مشروطه»، این پیوند را گسست. رژیم حاکم، دولتی ایدئولوژیک بنا کرد که نه تنها نماینده ملت ایران نبود، بلکه هویت ایرانی را در تضاد با بقای خود میدید. در چهار دهه گذشته، ایران به کشوری تبدیل شده است که در آن «دولت» به جای پاسداری از «ملت»، همچون اشغالگرِی هویت ملی را تخریب و سرمایههای ملی را نابود می کند.
۲. درسهای تاریخ: الگوی غربی و تجربه ایرانی
نگاهی به تاریخ غرب نشان میدهد که شکلگیری دولت-ملتهای پایدار (مانند فرانسه و آلمان) محصولِ ایجاد نهادهای ملی سکولار بود. در این کشورها، «قانون مدنی واحد»، «نظام آموزشی همگانی» و «ارتش ملی»، ابزارهایی بودند که افراد را از وفاداریهای قبیلهای و مذهبی رها کرده و به «شهروندانِ» یک ملت واحد تبدیل کردند.
در ایران، دوران پهلوی نخستین گامهای جدی را برای تحقق این الگو برداشت. ایجاد دادگستری نوین، پایان دادن به محاکم شرع و تأسیس نهادهای مدرن، تلاشی برای ساختن یک دولت-ملتِ کارآمد بود. امروز که مردم شعار بازگشت به آن دوران را سر میدهند، در واقع خواستار بازگشت به همان مسیرِ عقلانیِ دولتسازی هستند که در سال ۵۷ متوقف شد.
۳. انقلاب از پایین: بلوغِ ملت برای تصاحبِ دولت
بزرگترین تفاوت حرکت کنونی با تلاشهای قرن گذشته در این است که این بار، خواستِ مدرنیته و سکولاریسم «از پایین» میجوشد. اگر در گذشته، دولتِ پهلوی سعی داشت جامعه را از بالا به سوی تجدد ببرد، امروز این جامعه مدنی ایران است که در تلاش بازسازی دوباره دولتِ ملت است.
مردم ایران با تجربه ده ها سال زندگی تحت قوانین مذهبی، اکنون به این بلوغ رسیدهاند که «جدایی سیاست از مذهب» و «حاکمیت قانون مدنی»، تنها راهِ همزیستی و پیشرفت است. این انقلاب، تلاشی است برای اینکه ملت، دولتی را خلق کند که از جنس خودش باشد؛ دولتی که به جای صدور ایدئولوژی، به دنبال تأمین امنیت، رفاه و پاسداری از غرور ملی باشد.
۴ . پهلوی؛ نمادِ بازگشت به خانه ملی
در این بستر، «پهلوی» دیگر تنها نام یک خاندان نیست، بلکه به «مشخصه ای عام» برای بدست آوردن خواست های مشروطه خواهانه شده است. بازگشت به این نماد، یعنی بازگشت به ایدهی «ایران برای همه ایرانیان» بر پایه هویت ملی، نه وابستگیهای فرقه ای. این انقلاب ملی، در پی آن است که احساس همگانیِ تعلق به یک سرزمین را دوباره زنده کند؛ جایی که پیوند میان ملت و دولت، نه بر اساس ترس و سرکوب، بلکه بر پایه قرارداد اجتماعی و منافع ملی پایدار باشد.
انقلاب ملی ایران، مرحله نهاییِ گذار از رعیتپروری مذهبی به شهروندیِ مدرن است. این حرکت، تلاشی است برای پایان دادن به دورانِ «دولتِ بیملت» و «ملتِ بیدولت». هدف نهایی، استقرار نظامی است که در آن هویت ملی ایرانی، زیربنای قدرت سیاسی باشد. ما در میانه راهی هستیم که در پایان آن، ایران نه به عنوان یک پایگاه ایدئولوژیک، بلکه به عنوان یک «دولت-ملت» مقتدر و مدرن به عرصه جهانی باز خواهد گشت.

درمان جرم نیست! بابک خطی
















