Saturday, Jan 3, 2026

صفحه نخست » ملاها بدون فیلتر؛ بازتولید انقلاب ۵۷ در لباس تحلیل

shahlaShbanner.jpgشهلا شفیق - ویژه خبرنامه گویا

آذر ماه امسال، با دسترسی به موقعيت مکانی حساب کاربران شبکه ايکس، جنجال گسترده ای در ميان فعالان سیاسی و اجتماعی ايرانی به راه افتاد. کاشف به عمل آمد در شرايطی که ميليونها کاربر در ايران از دسترسی آزادانه به اينترنت محرومند و ناگزيراز تقبل هزينه برای وی پی ان هستند، هزاران تن با بهره گيری از امتياز "سيم کارت سفيد" از اين امکان برخوردارند. معلوم شد نه تنها سايبری‌های رژيم و مقامات (از آن‌جمله مدافعان سرسخت فيلتر شدن و محدودیت اينترنت) شده بلکه برخی اعضای جامعه مدنی هم که گمان می رفته با حکومت فاصله دارند از از اين امتياز بهره مند شده و می شوند. در مواجهه با اعتراض ها، تلاش برخی از اين افراد برای توجيه کردارشان به جائی نرسيد . معترضان به درستی تاکيد کردند که بعيد است حکومت اين امتياز را بدون هیچ چشم داشتی به آنان هديه کند. به عنوان مثال، يک روزنامه نگار کمابيش شناخته شده توضيح داد که طی جنگ دوازده روزه با اسرائيل، هنگامی که می خواسته در باره کشته شدگان غيرنظامی بنويسد با قطعی اينترنت مواجه شده و ناگزيرپيشنهاد وزارت ارشاد را برای دريافت "سيم کارت سفيد" پذيرفته است. در مقابل، کاربران گزارش‌های رسانه ای را يادآوری کردند که طی آن از کشته ها و زخمی‌ها، بدون مستنداتی قابل اتکا، یاد شده بود.

اين نمونه، به روشنی بيانگر کارآمدی و تلاش جمهوری اسلامی برای تبديل و تبدل اعضای جامعه مدنی به کارگزارانی برای پيشبرد سياست های خویش است. مامورانی بسيار مفيد برای صاحبان قدرت چرا که نزد افکار عمومی مستقل از حکومت به شمار می روند.

جمهوری اسلامی دير زمانی ست به کارآیی اين استراتژی آگاهی دارد و به همين دليل خيلی زود به ايجاد شبکه نفوذ خود در خارج از کشور، به ويژه در کشورهای غربی دست زده و از همه امکاناتش برای گسترش ان بهره گرفته است.

موضوعی عموما در سايه که اخيرا، در تحقيقی ازسوی گروه ( (France 2025 مورد توجه قرار گرفته است. اين تحقيق به اقدامات جمهوری اسلامی برای جذب روشنفکران و دانشگاهيان به شبکه‌های نفوذی اش اشاره می‌کند.

اما چه ديدگاه‌هایی می توانند روشنفکر ويا فردی دانشگاهی را برانگيزند که بدون عذاب وجدان با حکومتی چنين آزادی ستيز و جنايتکار همراهی کند؟ بی هيچ شک می‌توانم بگويم همان نگرش‌هایی که در سال پنجاه وهفت، اکثريت نيروهای ملی‌گرا وچپ را به همسویی و گاه همدستی آشکار با خمينی و يارانش راند. معجونی تئوريک که درصد بالایی از نگاه ذات گرايانه به غرب و به دنيای موسوم به مسلمان را با دو برداشت کج ومعوج درمی‌آمیزد: از يکسو، اين‌همانی دمکراسی و امپرياليسم، و از سوی ديگر ، اين‌همانی اسلام و اسلاميسم. دست پختی که اينگونه فراهم می‌شود همانا معرفی جمهوری اسلامی با چاشنی مدرنيت "ويژه" است در هيبت نماينده بومی و اصيل ملت ايران که اکثريتی مسلمان دارد.

نزديک به پنج دهه است که جمع متنوعی از دانشگاهيان، کارشناسان ايران، کالاهای رنگارنگی از اين معجون ساخته و به خورد خلايق می‌دهند. ودر همان حال تحقيقات "ميدانی" شان در إيران را، که می توان تصور کرد با چه شرايطی چنین امکانی به آنها داده شده، به عنوان شاهدی بر اعتبار محصولاتشان به رخ کشيده اند. در اين کالاها، اعتراض‌های مداوم مردم تحت سرکوب، که گاه به قيمت جان معترضان تمام می‌شود، به مثابه دلايلی حاکی از وجود تحرک در وضعيت این نظام عرضه شده؛ درخواست‌های لغو احکام شريعت دستمايه ای برای تئوری سازی در باره "فمينيسم اسلامی" گشته؛ برنامه اتمی جمهوری اسلامی به جلوه ای از ملی‌گرایی حاکمان بدل شده؛ و ايدئولوژی يهود ستيزانه اينان که عامل رشد تروريسم در خاورميانه است، به يک نوع "بازی" برای حضور در منطقه، در کنار قدرت‌های سنی مذهب، تقليل يافته است.

و اينک، درشرايطی که آشکارا می‌بينيم چگونه اين "بازی" خطرناک، پای جنگ را به داخل کشور درگير با بحران های جانکاه اجتماعی اقتصادی و محيط زيستی کشانيده، برخی از اين "کارشناسان" بدون هيچ شرمی اظهار می‌کنند که حمله إسرائيل به جمهوری اسلامی برای منحرف کردن افکار عمومی از وضعيت غزه صورت گرفته است! برخی از اينان که طی خيزش انقلابی "زن، زندگی، آزادی" به سرعت جامه عوض کرده وبه هيئت اوپوزيسيون در آمده اند، به انحاء گوناگون در باره خطر سرنگونی رژيم نظرات هشدار آميز می دهند.

پرسش اينجاست که خطر برای چه کسانی؟

----------------

  • این مقاله نخست در هفته نامه فرانسوی France Tireur مورخ 30 دسامبر 2025 انتشار یافته است.


Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy