اعلام «دستگیری و خروج» نیکلاس مادورو، رئیسجمهوری ونزوئلا، از سوی دونالد ترامپ، در تهران تنها بهعنوان یک رویداد دوردست در آمریکای لاتین دیده نمیشود. این رخداد، در کنار تجربه جنگ دوازده روزه و نفوذ امنیتی موساد در داخل ایران، این پرسش را پررنگتر کرده است که آیا دوران مصونیت رهبران مستقر به پایان رسیده و قواعد بازی برای جمهوری اسلامی تغییر کرده است؟
ناصر اعتمادی - رادیو بین المللی فرانسه
اعلام «دستگیری» نیکلاس مادورو، رئیسجمهوری ونزوئلا، توسط دونالد ترامپ تنها یک خبر تکاندهنده در آمریکای لاتین نبود. این رخداد، حامل پیامی فراتر از مرزهای منطقه است : پیامی که در تهران، در شرایطی به مراتب شکنندهتر از گذشته، با دقت و نگرانی دنبال میشود.
برای جمهوری اسلامی ایران، خبر دستگیری مادور در خلأ رخ نداد. تنها چند ماه پیشتر، جنگی کوتاه اما پرضربه، توازن امنیتی جمهوری اسلامی را به چالش کشید، جنگی که در آن، تأسیسات حساس نظامی و هستهای تهران هدف قرار گرفتند و شماری از فرماندهان ارشد نظامی و مرتبط با برنامه هستهای در داخل خاک ایران در همان دقایق نخست توسط موساد کشته شدند. این رخدادها نشان دادند که ساختار امنیتی جمهوری اسلامی، برخلاف روایت رسمی، نفوذناپذیر نیست.
در چنین بستری، دستگیری رئیسجمهوری یک کشور متحد تهران و بیرون آوردن او از خاک کشورش، معنایی تازه پیدا میکند: شکستهشدن یک تابوی قدیمی در روابط بینالملل، تابوی «مصونیت رهبران مستقر».
از تهدید بیرونی تا خطر درونی
سالها بود که تهدید آمریکا علیه ایران عمدتاً در قالب فشار و تحریمهای اقتصادی یا عملیات سایبری تصور یا خلاصه میشد. حتی در شدیدترین تنشها، این فرض نانوشته وجود داشت که «شخص رهبر» و هسته مرکزی قدرت، از اقدام مستقیم مصون می مانند. جنگ دوازده روزه و اکنون رخداد ونزوئلا این فرض را بهطور جدی زیر سؤال بردهاند.
👈مطالب بیشتر در سایت رادیو بین المللی فرانسه
برای تصمیمگیران تهران، پیام از این پس روشن است: اگر ایالات متحد آمریکا در صورت تشخیص ضرورت، حاضر به عبور از چنین خط قرمزی باشد، مصونیت رهبران جمهوری اسلامی دیگر بدیهی و تضمین شده نیست. این تلقی، با توجه به تجربه اخیر نفوذ اطلاعاتی و عملیاتی اسرائیل در داخل ایران، وزن و اعتبار بیشتری پیدا میکند. دیگر مسئله فقط حمله از بیرون مرزها نیست، تهدید میتواند از درون شکل بگیرد، با شناسایی دقیق اهداف و بهرهگیری از شبکههای موجود.
تأثیر بر محاسبات امنیتی رأس قدرت در ایران
این تغییر ادراک، بیش از هر چیز، تأثیری روانی-راهبردی بر رأس هرم قدرت در تهران گذاشته است، به طوری که حلقههای تصمیمگیری بستهتر شدهاند، وسواس امنیتی افزایش یافته و بیاعتمادی درونی نظام تشدید شده است. در چنین فضایی، این پرسش بهطور جدی مطرح میشود که آیا سناریوهایی که تا دیروز «غیرقابل تصور» بودند، امروز به گزینههای محتمل تبدیل نشدهاند؟
با این حال، این احساس خطر الزاماً به عقبنشینی سیاسی منجر نمیشود. تجربه تاریخی نشان میدهد که حکومتهایی که بقای خود را در خطر میبینند، بیش از آنکه به اصلاح روی آورند، به کنترل سختتر جامعه گرایش پیدا میکنند.
پیامدها برای اعتراضهای جاری در ایران
تحولات ونزوئلا همزمان با ادامه اعتراضهای جاری در ایران رخ میدهند : اعتراضهایی که بلافاصله رنگ و بوی سیاسی به خود گرفتهاند. در اینجا، پیام ونزوئلا میتواند دو اثر متضاد داشته باشد.
از یک سو، برای بخشی از معترضان، شکستهشدن تابوی مصونیت رهبران ممکن است اثر روانی تقویتکننده داشته باشد، به این معنا که توازن قوا مطلق و تغییرناپذیر نیست. از سوی دیگر، برای حاکمیت، این وضعیت هشداری است که نباید اجازه داد اعتراضها به نقطهای برسند که «بهانهای قانونی» برای فشار یا اقدام خارجی فراهم شود به ویژه این که رئیس جمهوری آمریکا در آستانۀ دستگیری مادورو حکومت ایران را صریحاً تهدید به عملیات نظامی کرد در صورتی که تهران بکوشد به گفتۀ ترامپ همانند گذشته اعتراض های مسالمتآمیز را با خشونت و خونریزی سرکوب کند.
ضربه نمادین از دست رفتن یک متحد
ونزوئلا برای جمهوری اسلامی صرفاً یک شریک سیاسی نبود، بلکه نماد ایستادگی ضدآمریکایی در «حیاط خلوت» واشنگتن بهشمار میرفت. حذف حکومت مادورو، این پیام نمادین را مخدوش میکند و به تهران یادآور میشود که اتحادهای دوردست، تضمین امنیت نیستند.
از این پس پیام دستگیری مادورو برای جمهوری اسلامی ایران روشن است: قواعد بازی سختتر شده و خطوط قرمز قدیمی دیگر مطلق نیستند. این پیام، در کنار تجربه جنگ کوتاه خرداد گذشته و آشکارشدن نفوذ امنیتی در داخل ایران، تلقی و ادراک رهبران تهران از تهدید را بهطور کیفی تغییر داده است.
با این حال، این تغییر ادراک نه به معنای عقبنشینی فوری، بلکه به معنای احتیاط همراه با تشدید کنترل است. جمهوری اسلامی در وضعیتی قرار گرفته که نه میتواند سرکوب را رها کند و نه میخواهد با خشونت عریان، هزینهای بینالمللی برای خود بسازد. نتیجه، رفتاری میان این دو قطب است : رفتاری که سرنوشت اعتراضهای جاری و مسیر تحولات آینده ایران را، دستکم در کوتاهمدت، در هالهای از ابهام نگه میدارد.

ملاها بدون فیلتر؛ بازتولید انقلاب ۵۷ در لباس تحلیل
















