از کلانشهرها تا شهرهای کوچک، از مرکز تا حاشیه، اعتراض علیه حاکمیت استبداد دینی و «دیکتاتور تهران» چون آتشی زبانهکش
در حال گسترش است. فارسان، مرودشت، هرسین، نورآباد، کوهدشت، فولادشهر؛ نامهایی که شاید روزی در حاشیه بودند، امروز در متن تاریخ ایستادهاند
در این مسیر، دو جوان میهندوست داریوش انصاری و امیرحسام خدایاری بهدست حکومتی تا بن دندان مسلح جان باختند؛ نامشان نه خاموش میشود و نه فراموش. خون آنان، وجدان بیدار این ملت است
این حاکمیت فاسد، ناکارآمد، مافیایی و سرکوبگر، وصلهای ناجور بر پیکر جامعه ایران است؛ حاکمیتی بیریشه در فرهنگ، خواست و آینده این ملت. نه نماینده مردم است و نه همجنس ایران. شکاف میان جامعه و حکومت، دیگر شکاف نیست؛ یک گسست تاریخی است
در حالی که مردم نان، آزادی و کرامت میخواهند، حاکمیت در تدارک سالگردسازی برای یک تروریست مخرب و بدنام است؛ گویی با تقدیس مرگ و خشونت میتوان زندگی را از مردم گرفت. اما ایرانِ زنده، این نمایشها را پس زده است
رئیسجمهور عوامفریب و مداح خامنهای، پزشکیان، نه استثناست و نه اصلاح؛ او ادامه همان زنجیرهای است که از رفسنجانی و خاتمی تا احمدینژاد، روحانی و رئیسی امتداد یافته و نهایتاً به خامنهای میرسد. همه در یک چیز مشترکند
دستور سرکوب، کشتار، بازداشت، ضربوشتم و حمله به تجمعات اعتراضی با گاز اشکآور
همان واژگان پوسیده تکرار میشود: «آماده شهادتیم». اگر چنین است، چرا خود و رهبرشان در زیرزمینها پنهان شدند؟ چرا فرماندهان اعتراف میکنند کشور از پناهگاه اداره شده؟ حاصل آن مدیریت پنهانی چیست؟
دلار ۱۵۰ هزار تومانی؛ پولی که امروز تنها چهار نان سنگک میخرد. این است کارنامه حکومت الهی
شعارهای مردم روشن و بیپرده است: نه به خامنهای، نه به ولایت، نه به استبداد دینی
و در مقابل، نامی که میدرخشد، نام وطنپرستی است؛ نام رضاشاه، رمز ایستادگی، نظم و ایرانسازی. حتی در قم، شهر خاستگاه روحانیت سیاسی، فریاد «جاوید شاه» طنینانداز میشود و نام شاهزاده بهعنوان نماد امید آینده خوانده میشود. این تصادفی نیست؛ این انتخاب آگاهانه یک ملت است
نفرت عمومی از لباس و چهره ملایان به نقطهای بیبازگشت رسیده است. کار به آنجا کشیده که سرود «ننگ بر دین و نفرین بر آیین شما»شنیده میشود و دفاتر امامان جمعه نمایندگان فاسد خامنهای یکی پس از دیگری به آتش خشم مردم سپرده میشود؛ مانند آنچه در فارسانِ چهارمحال و بختیاری رخ داد. اینها نشانههای فروپاشی مشروعیت است، نه هیجان زودگذر
حتی محمدجواد ظریف نیز از شنیدن شعارهای حمایت از شاهزاده و پهلویها عصبانی میشود و میگوید: در گذشته نمانیم، به آینده فکر کنیم
اما کسی نیست بپرسد: کدام گذشته؟
رژیم خمینی، ایران را ۱۴۰۰ سال به عقب پرتاب کرد؛ با شعار حکومت قرآن، نهجالبلاغه، امامان شیعه و امروز «اسلام ناب محمدی». آیندهای که میگویند، همان گذشتهای است که بر ما تحمیل کردهاند
ملت ایران اما راه خود را یافته است این جنبش، جنبش زندگی، کرامت و ایران است
خیابانها پیام دارند: ترس شکسته، دروغ فروریخته و امید بازگشته است ایران بیدار است و این بیداری، بازگشتناپذیر است

پوست از سرتان میکنیم، گیلهمرد
















