Saturday, Jan 3, 2026

صفحه نخست » انقلاب شاه و مردم؛ الگوی موفق و راهبرد نجات ایران امروز، بهروز فتحعلی

Behrouz_Fathali.jpgانقلاب شاه و مردم را باید یکی از سنجیده‌ ترین و کارآمد ترین پروژه‌ های تحول در تاریخ معاصر ایران دانست و آن را تجربه ‌ای کم‌نظیر در مسیر دولت‌ سازی مدرن، نوسازی ساختار اجتماعی و برقراری پیوندی مستقیم و کارکردی میان حاکمیت و ملت به شمار آورد. این انقلاب, نه یک رویداد سیاسی مقطعی، بلکه طرحی جامع و آینده‌ نگر برای بازسازی ایران بر اساس عقلانیت تاریخی، توسعه نهادی و ارتقاء شأن شهروندی بود. طرحی که با درک عمیق از الزامات عصر جدید، ایران را از چرخه مزمن عقب‌ ماندگی و بی‌ ثباتی سیاسی رها ساخت.

در بزنگاهی که نیروهای سیاسی اپوزیسیون آن زمان, از جریان ‌های ایدئولوژیک چپ گرفته تا ملی‌ نمایان, در دام اختلافات درونی، شعار زدگی, نفی گرایی و بی برنامگی و بطور کلی ناتوانی در حرکت در جهت منافع واقعی کشور گرفتار بودند، محمدرضاشاه پهلوی, آگاهانه و با اتکای مستقیم به ملت خود به‌ عنوان منبع مشروعیت و موتور تحول, دست به انقلاب شاه و مردم زد. هدفی که این انتخاب راهبردی دنبال می کرد, در اصلاح ساختاری از بالا با پشتوانه اجتماعی و ساختن دولت مدرن با مشارکت ملت خلاصه می شد.

انقلاب شاه و مردم توانست در زمانی کوتاه, تحولی بنیادین در ساختار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران پدید آورد. اصول ۱۹ گانه این انقلاب و از آن جمله اصلاحات ارضی، گسترش آموزش و بهداشت عمومی، صنعتی ‌سازی هدفمند و ارتقاء جایگاه زنان، بنیان‌ های جامعه ایرانی را به گونه ای دگرگون ساختند که بازگشت کامل به مناسبات پیشامدرن عملا ناممکن شد.

زن ایرانی، در پرتو انقلاب شاه و مردم، از موقعیت حاشیه ‌ای بیرون آمد و با حضور در متن جامعه, به شهروندی برخوردار از حقوق قانونی و نقش و منزلت اجتماعی بدل گشت. این دستاورد تمدنی, تا بدان اندازه بزرگ بود که حتی دهه‌ها حاکمیت ایدئولوژیک نیز نتوانست آن را آنطور که می خواست, از حافظه تاریخی و زیست روزمره جامعه ایران حذف کند.

از منظر سیاسی، انقلاب شاه و مردم نمونه‌ای کم‌ نظیر از شکل‌ گیری رابطه ‌مستقیم و کارآمد میان دولت و ملت بود. رابطه ‌ای که محور سیاست‌ گذاری آن را توسعه، رفاه عمومی و کرامت انسانی تشکیل می داد. این الگو، اپوزیسیون اسیر نفی‌ گرایی مزمن را به حاشیه راند و نشان داد که پیشرفت ایران, نه از مسیر هیاهوی سیاسی و تخریب مستمر، بلکه از راه برنامه ‌ریزی مدرن، نهادسازی، نوسازی و انسجام ملی می‌گذرد. بخش قابل‌ توجهی از تحولات مثبت اجتماعی ایران معاصر, ریشه در همان پانزده سال سرنوشت‌ سازی دارد که با انقلاب شاه و مردم آغاز گشت و ایران را با شتابی بی‌ سابقه, به‌ سوی مدرنیته و اقتدار ملی پیش راند.

آنچه امروز با عنوان خیزش ملی ایران قابل مشاهده است، در جوهر خود معطوف به ادامه همان مسیر ناتمام تاریخی است؛ حرکتی خودجوش، فراگیر و آینده نگر که فراتر از مرزبندی‌ های سنتی سیاسی، حول محور ایران و منافع ملی آن شکل گرفته است. حتی آنان که خود را پادشاهی ‌خواه نمی ‌دانند اما دل در گرو ایران دارند، در سطح راهبردی, با همان منطقی همسو هستند که انقلاب شاه و مردم را ممکن ساخت: تقدم ایران بر ایدئولوژی، توسعه بر شعار و ملت بر گروه و فرقه!

در ایران فردا, تنها راه عملی برای گذار از شرایط اسفبار سیاسی, اقتصادی, اجتماعی و فرهنگی بجا مانده از جمهوری نکبت اسلامی, بازگشت به منطق انقلاب شاه و مردم خواهد بود. ضرورتی عقلانی که تاریخ, آن را به شکل تجربه ای آزموده و گرانبها به دستان ما سپرده است. آن روز, با اتکاء به ملت به‌ عنوان منبع اصلی مشروعیت و پایداری قدرت و با احیای اصول بنیادین انقلاب شاه و مردم, خواهیم توانست به بهترین شکل ممکن, به ایجاد دولت ملی مقتدر و پاسخ‌گو، حاکمیت توسعه گرا، جدایی دین از مدیریت سیاسی, حکومت قانون و حقوق برابر شهروندی نائل آییم.

در این معنا، جبران خطای تاریخی سال ۱۳۵۷ , نه با انکار گذشته، بلکه از طریق بازشناسی منصفانه و دقیق این موفق‌ ترین تجربه توسعه ملی ایران امکان ‌پذیر است. انقلاب شاه و مردم نشان داد که ایران، هرگاه بر عقلانیت ملی، رهبری مسئول و مشارکت آگاهانه ملت تکیه کند، قادر خواهد بود در زمانی نسبتا کوتاه, پیشرفت های بزرگی را از آن خود سازد. آینده ایران، نیازمند احیای این الگو و تکمیل آن است؛ الگویی که یک‌بار کارآمدی خود را به‌ روشنی اثبات کرده و می‌ تواند بار دیگر ایران را به جایگاه شایسته خود هم در صحنه تاریخ و هم در عرصه جهانی بازگرداند.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy