ویژه خبرنامه گویا
در روزهای پایانی آذر و ابتدای دی ۱۴۰۴ (دسامبر ۲۰۲۵)، بازارهای ایران، به ویژه بازار بزرگ تهران، صحنه یکی از گستردهترین اعتصابها و اعتراضات صنفی سالهای اخیر شد. این حرکت از ۷ دی با تعطیلی مغازهها در مراکز تجاری کلیدی مانند پاساژ علاءالدین، چارسو، پل حافظ، خیابانهای لالهزار، جمهوری، سعدی، امینحضور و بخشهای سنتی بازار بزرگ آغاز گردید و به سرعت به بازارهای موبایل، طلا و ارز گسترش یافت. کسبه و بازاریان، که اغلب به عنوان قشر محافظهکار و سنتی جامعه شناخته میشوند، با بستن کرکرهها و تجمع در خیابانها، فریاد اعتراض خود را علیه سقوط بیسابقه ارزش ریال بلند کردند. نرخ دلار در روزهای اولیه اعتراضات به بیش از ۱۴۳ هزار تومان رسید و در مقاطعی حتی به ۱۴۵ هزار تومان نزدیک شد - رکورد تاریخی که زندگی روزمره میلیونها ایرانی را فلج کرده است.
این اعتراضات محدود به تهران نماند. در روز دوم (۸ دی)، گزارشها از گسترش اعتصاب و تجمع به شهرهایی مانند کرج، اصفهان، مشهد، شیراز، همدان، قشم (به ویژه منطقه درگهان)، زنجان و ملارد حکایت داشت. شعارهایی مانند «نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم»، «بازاری میمیرد، ذلت نمیپذیرد»، «مرگ بر دیکتاتور» و حتی انتقاد مستقیم از مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، نشاندهنده گذار سریع از مطالبات اقتصادی به انتقاد سیاسی بود. نیروهای امنیتی با حضور گسترده، گاز اشکآور و باتوم پاسخ دادند، اما تصاویر منتشرشده در شبکههای اجتماعی از مقاومت معترضان و عقبنشینی موقت سرکوبگران خبر میداد.
ریشههای بحران اقتصادی: از تورم تا فروپاشی ریال
ریشه این اعتراضات در بحران اقتصادی عمیقی نهفته که ایران را سالهاست گرفتار کرده است. در سال ۱۴۰۴، ارزش ریال بیش از دو برابر کاهش یافت و تورم رسمی به بیش از ۴۲ درصد رسید، در حالی که تورم واقعی در مواد غذایی و کالاهای اساسی گاهی به ۷۰ درصد هم رسید. تحریمهای بینالمللی مداوم، هزینههای سنگین سیاست خارجی رژیم، سوءمدیریت داخلی و کسری بودجه مزمن دولت، اقتصاد را به مرز فروپاشی رساندهاند. کارشناسان اقتصادی مانند مجید شاکری تأکید دارند که ارائه لوایح بودجه با ارقام هزینهای عظیم بدون منابع شفاف، انتظارات تورمی را تقویت کرده و دلار را به پناهگاه مردم برای حفظ ارزش داراییها تبدیل کرده است.
بازاریان، به عنوان ستون سنتی اقتصاد ایران، نخستین قربانیان این بحران هستند. رکود شدید بازار، کمبود مشتری، نوسانات لحظهای قیمتها و ناتوانی در تأمین کالا، بسیاری از کسبوکارهای کوچک و متوسط را به ورشکستگی کشانده است. فروشندگان موبایل و طلا، که مستقیماً با ارز سروکار دارند، زودتر از دیگران به نقطه جوش رسیدند. یکی از کسبه پاساژ علاءالدین در مصاحبهای گفته بود: «ما جنس نمیفروشیم چون نمیدانیم فردا چقدر زیان میکنیم. این وضعیت ادامهدار، یعنی نابودی کامل.»
این بحران نه تنها معیشتی، بلکه اعتماد عمومی را نابود کرده است. معاون وزیر کشور در واکنش به اعتراضات، از «القائات روانی» سخن گفت و خواستار صبر بازاریان شد، اما این سخنان نتوانست خشم انباشتهشده را فرو بنشاند.
نقش تاریخی بازار تهران در تحولات سیاسی ایران
بازار تهران همیشه بیش از یک مرکز تجاری بوده؛ آن را قلب تپنده سیاست ایران میدانند. در بیش از یک قرن اخیر، اعتصاب بازاریان بارها دولتها را به لرزه درآورده یا حتی سرنگون کرده است. در نهضت مشروطه، بازاریان نقش کلیدی در حمایت از آزادیخواهان داشتند. در بحران ۳۰ تیر ۱۳۳۱، تعطیلی بازار برای بازگشت محمد مصدق، نخستوزیر، فشار decisive بر شاه وارد کرد. اما مهمتر از همه، در انقلاب ۱۳۵۷، تعطیلی بازار در دیماه ۱۳۵۶ جرقه اصلی جنبش ضدشاه بود و چندین بار تکرار شد تا رژیم پهلوی را به زانو درآورد.
مایکل روبین، پژوهشگر مسائل خاورمیانه، در تحلیل اخیر خود تأکید میکند که بازاریان همیشه محافظهکار و مذهبی بودهاند و حمایت سنتی از روحانیت داشتند. بنابراین، وقتی این قشر علیه رژیم اعتراض میکند، نشاندهنده کاهش حمایت از پایههای اصلی حاکمیت است. امروز هم، مانند گذشته، تعطیلی بازار میتواند نوید تغییرات بزرگتر باشد - به ویژه وقتی با نارضایتی اقشار دیگر مانند دانشجویان، کارگران و بازنشستگان همزمان شود.
سابقه رژیم در نفوذ و کنترل اعتراضات: خودجوش یا هدایتشده؟
رژیم جمهوری اسلامی سابقه طولانی در استفاده از تاکتیکهای پیچیده برای مدیریت اعتراضات دارد. از دهه ۱۳۶۰ تا خیزش ۱۴۰۱ (زن، زندگی، آزادی)، گزارشهای متعددی از نفوذ نیروهای امنیتی، ایجاد حسابهای جعلی در شبکههای اجتماعی و حتی تحریک محدود تجمعات برای شناسایی و سرکوب فعالان وجود دارد. هدف: سوءاستفاده از نارضایتی واقعی برای به دام انداختن مخالفان جدید.
در اعتراضات فعلی، رسانههای نزدیک به سپاه مانند خبرگزاری فارس، معترضان را به «نفوذیهای خارجی» متهم کرده و از خطر تبدیل اعتراض اقتصادی به سیاسی هشدار دادند - الگویی آشنا برای توجیه سرکوب پیشگیرانه. برخی گزارشها از حضور افراد مشکوک (مانند گروههای نقابدار) برای تحریک درگیری سخن میگویند، اما معترضان واقعی اغلب از آنها فاصله گرفتهاند.
با این حال، شواهد کلی حاکی از خودجوش بودن حرکت است. گسترش سریع به شهرهای مختلف، شعارهای صریح ضدحکومتی، سرکوب واقعی (گاز اشکآور و درگیری) و اعلام آمادهباش کامل سپاه، نشاندهنده نگرانی واقعی رژیم است. میزانی از احتمال نفوذ برای شناسایی و کنترل فعالان سیاسی را باید همیشه در نظر گرفت و این میزان بطور متوسط در ایران تا حد قابل توجهی وجود داشته است، اما کنترل کامل بعید به نظر میرسد، زیرا اعتراضات در حال گسترش و فراتر از پیشبینیها و چهارچوب کنترلها پیش میرود.
چشمانداز آینده: نقطه عطف یا سرکوب دوباره؟
این اعتراضات میتواند نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران باشد. اگر با اعتصاب کارگران، تجمع دانشجویان و اعتراض بازنشستگان متصل شود، به خیزشی سراسری تبدیل خواهد شد - مشابه آنچه در سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ دیدیم، اما این بار با محوریت قشری که سنتیترین حامی رژیم بوده است. رژیم با تشدید اعدامها (بیش از ۹۶ مورد تنها در دیماه) و سرکوب سعی در ایجاد ترس دارد، اما تجربه نشان داده که این روشها اغلب خشم را بیشتر میکند.
در سطح بینالمللی، واکنشهایی از وزارت خارجه آمریکا، مایک پومپئو و حتی رضا پهلوی دیده شد که همه از نارضایتی عمیق مردم حمایت کردند. وال استریت ژورنال این اعتراضات را فشار جدیدی بر رژیم بحرانزده توصیف کرد که پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، نقاط ضعف دفاعی و اقتصادیاش بیشتر نمایان شده است.
در نهایت، صدای بازار ایران فریاد ملتی است که از فقر، فساد، تورم و سرکوب به ستوه آمده. این اعتراضات نه تنها اقتصادی، بلکه مطالبه تغییر اساسی هستند. جهان باید این صدا را بشنود و از حقوق مردم ایران برای زندگی آبرومندانه، آزادی و دموکراسی حمایت کند. آیا این بار، خشم بازاریان به تغییری پایدار منجر خواهد شد؟ تحولات روزهای آینده پاسخ خواهد داد.

















