توانا - مشهد؛ روایت یک قتلعام سازمانیافته
شهادتها از کشتار و بازداشت هزاران شهروند، شلیک عامدانه به آلت تناسلی، اخاذی از خانوادهها و دفن پنهانی قربانیان
یکی از مخاطبان توانا از مشهد ضمن ارسال ویدیوهایی از اعتراضات روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دیماه درباره تعداد کشتهشدگان نوشته است که اگرچه آمار دقیق و مستند در اختیار ندارد، اما شواهد عینی و آنچه با چشم خود دیده نشان میدهد ابعاد فاجعه بسیار فراتر از هر عدد رسمی است.
او تأکید میکند فقط در صبح روز ۱۹ دی، زمانی که برای تشییع به آرامستان بهشت رضا رفته، با بیش از ۴۰۰ تا ۵۰۰ خانواده مواجه شده که هر کدام عزیزی را از دست داده بودند. به گفته او، با در نظر گرفتن وقایع سه روز ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دی، تعداد جانباختگان مشهد بهتنهایی باید بالای ۴۰۰۰ نفر باشد.
این شاهد به نکتهای بسیار مهم اشاره میکند که در شلیکها، هدفگیری کاملاً حسابشده و به نقاط مشخصی از بدن انجام میشده است؛ سر، چشم و آلت تناسلی.
او مینویسد این شیوه شلیک نشان میدهد هدف فقط متفرق کردن جمعیت نبوده، بلکه کشتن، معلول کردن دائمی و ایجاد وحشت عمیق در جامعه مد نظر بوده است.
او همچنین خبر میدهد که از داخل زندان با او تماس گرفته شده و گفتهاند در بازداشتگاه سروش، بازداشتشدگان را کنار دیوار ردیف میکردند و با اسلحه ساچمهای عمداً به آلت تناسلی آنها شلیک میکردند؛ رفتاری که آشکارا بهعنوان شکنجه سیستماتیک به کار گرفته میشده است. به گفته این فرد، مأموران در همانجا بهصورت علنی میگفتند:
«نسل شماها باید منقرض بشه.»
این جمله، بهروشنی بیانگر نیت حذف فیزیکی و نسلی معترضان است؛ نیتی که در حقوق بینالملل میتواند در چارچوب جنایت علیه بشریت و حتی نشانههایی از قصد نسلزدایانه مورد بررسی قرار گیرد.
او ادامه میدهد اگر مناطق اطراف مشهد و شهرهای حومه نیز در نظر گرفته شوند، از جمله چناران، گلبهار، قوچان، گناباد، اسفراین، تربت و روستاهای اطراف، تعداد جانباختگان در کل استان خراسان رضوی ممکن است به ۷ تا ۸ هزار نفر برسد.
به گفته این شاهد، بهشت رضا تنها یکی از محلهای دفن است. مکانهای دیگری نیز برای دفن پیکرها استفاده شده، از جمله بهشت رضوان که جدیدتر و بزرگتر از بهشت رضاست، قطعه موسوم به «منافقین» در خود بهشت رضا، آرامگاه خواجه ربیع، آرامگاه خواجه اباصلت، آرامستان اطراف حرم و نقاط متعدد دیگر.
او توضیح میدهد که قطعه موسوم به «منافقین» در بهشت رضا برای دفن افرادی استفاده میشده که هویت قابل شناسایی نداشتند، یا خانوادههایشان حاضر به انجام مصاحبه اجباری با حکومت نبودند یا خانوادههایشان حاضر به انجام مصاحبه اجباری با حکومت نبودند، یا حاضر به پرداخت پول موسوم به «حق تیر» نمیشدند. به گفته او، خانوادهها عملاً در برابر سه انتخاب اجباری قرار داده میشدند: یا باید مصاحبه میکردند، یا باید مبلغی بین ۴۰۰ میلیون تا ۲ میلیارد تومان بهعنوان «حق تیر» میپرداختند، یا پیکر عزیزشان در گورهای جمعی قطعه «منافقین» دفن میشد.
این شاهد میگوید دیروز به بهشت رضا رفته، آنجا مراسم هفتم و چهلم بسیاری از کشتهشدگان بوده است. به قدری بهشت رضا شلوغ بوده که مقابل در ورودی ترافیک ایجاد شده و به محض خروج یک خودرو، خودروی دیگری وارد میشده است. او تأکید میکند این حجم فقط مربوط به یک آرامستان بوده و سایر محلهای دفن نیز بهطور همزمان فعال بودهاند.
شاهد دوم از مشهد نیز در پیامی جداگانه نوشته است که اطلاعات دقیقی درباره گورهای دستهجمعی ندارد، اما آنچه در محلههای طبرسی، ابوطالب، گاز و جاده سیمان دیده شده، بهتنهایی عمق فاجعه را نشان میدهد. به گفته او، این محلهها که از مناطق کمبرخوردارتر مشهد محسوب میشوند، درگیری بسیار شدیدی با نیروهای سرکوب داشتند و «در هر کوچه حداقل ۱۰ نفر کشته دادیم». او تأکید میکند نیروهای امنیتی به هیچکس رحم نکردند.
او نقل میکند که یکی از دوستانش برای تحویل پیکر برادرش مراجعه کرده و با این جمله روبهرو شده است:
«توی این ۷۰۰۰ نفر چطوری میخوای پیداش کنی؟»
سپس او را به پزشکی قانونی بردهاند و به سولههایی که پیشتر محل نگهداری وسایل ورزشی بوده و اکنون مملو از پیکر جانباختگان بوده است. به گفته این شاهد، برای تحویل پیکر مبلغی حدود ۷۰۰ میلیون تومان بهعنوان «پول تیر» مطالبه میشده است.
برخی خانوادهها از پرداخت این مبلغ خودداری کردهاند و گفتهاند حاضر نیستند پولی به قاتلان فرزندشان بدهند، و در نتیجه پیکر عزیزشان را تحویل نگرفتهاند.
او همچنین میگوید از بعضی خانوادهها تعهد گرفته شده که امضا کنند فرزندشان «بسیجی» بوده است، در حالی که حقیقت نداشته و قربانی از معترضان بوده است. این کار با هدف تحریف هویت قربانیان و پاک کردن مسئولیت حکومت انجام میشده است

تهدید وجودی اینترنت برای جمهوری اسلامی
















