هادی خرسنده - ویژه خبرنامه گویا
-متهم خود را معرفی کند.
-با بسم الله الرحمن الرحیم و یک مقدار مزخرفات عربی، ضمن عرض سلام خدمت ملت قهرمان ایران و سرکار خانم رئیس دادگاه و هیئت محترم قضات، بنده نوکر شما سیدعلی خامنه ای.
-خودت دفاع میکنی یا وکیلت؟
-کسی وکالت بنده را قبول نکرد قربان.
-در جمهوری اسلامی چکاره بودی؟
-برگزار کننده شب شعر بودم سرکار خانم ریاست. شب شعر داشتم مثل همین جناب هالوی عالی پیام. شاعرها را جمع میکردم شعری میخواندند بنده آورین آورین میگفتم بعضی وقت ها هم فیض الله انفاسکم.
-سمت دیگری نداشتید؟
- همین شب شعر را هم به زور برگزار میکردم. البته گاهی قافیه هاشانم درست میکردم.
-شما ولی فقیه نبودی؟
-ولی فقیه کون کدام خر بود سرکار خانم؟
-مؤدب باشید. لابد ریاست جمهوریتان هم .....
-بله. کون یک خر دیگر ....
-چه خصومتی با ملت ایران داشتید؟
-خصومت چرا قربان؟ فقط یک اختلافی بود بنده دو سه بار رسماً خواهش کردم که نگوئید رادیو، بگوئید رادیان، نگوئید تله وی زیون، بگوئید تلویزان. متاسفانه مردم گوش نکردند بنده دلخور شدم.
-چرا نگذاشتید واکسن کرونا وارد شود و هزاران نفر را به کشتن دادید؟
-اتفاقاً چند تا خوبش را وارد کردیم، خود بنده و اهل بیت اول امتحان کردیم که به مردم ضرر نزند، ولی تا بخواهیم نتیجه را اعلام کنیم یک عده خودشان تلف شدند. من برایشان توی دلم فاتحه خواندم.
-راجع به شکنجه زندانیان سیاسی توضیح بدهید.
-بنده همیشه معتقد بودم زندانیان سیاسی را باید آزاد کرد. الان هم همین را میگویم، ما را آزاد کنید برویم دنبال کارمان!
-شما زندانی سیاسی نیستید زندانی جنائی هستید.
-بنده جنایتی نکردم.
-آخرین کشتار شما بالای سی هزار است.
-خیر، کمتر بود.
-کمترش هم زیاد است.
- ما چاره دیگری نداشتیم. دشمن حمله کرده بود.
-دشمن به شب شعر حمله کرده بود؟!!
-آهان، بعله، ببخشید. بنده حواسم نبود. دشمن شعرهای بی وزن و قافیه میخواند ما مجبور به مقابله شدیم!!
-ای حقّه باز!
-بنده از ریاست محترم دادگاه استدعای عفو و از ملت شریف ایران تقاضای بخشش دارم. سرکار خانم ستوده اجازه بفرمائید بروم مسکو بشار اسد را با ظرائف شعر فارسی آشنا کنم. این آقا سعید طوسی را هم اجازه بفرمائید با من بیاید با همدیگر قرآن قرائت کنیم. بنده با این جسم ناقص دیگر توان برگزاری شب شعر در اینجا ندارم. ضمنا غلط کردم گوه خوردم. انالله و انالیه راجعون. ۳ بهمن. هادی


پرواز ماهان از نجف به مقصدی نامعلوم















