راهبرد شکستخورده تهران؛ جنگی که از کنترل خارج شد
کانال رادار اسرائیل - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
رهبری جمهوری اسلامی درگیر نوعی نابینایی راهبردی شده است؛ وضعیتی که معمولاً در حکومتهای رو به افول دیده میشود، جایی که حاکمان حتی در برابر واقعیتهای سخت، حاضر به تغییر نگاه خود نیستند. نتیجه این ناتوانی در اصلاح محاسبات، اکنون به شکل بحرانی جدی برای تهران ظاهر شده است.
پیش از آغاز حملات، مقامهای جمهوری اسلامی تصور میکردند که میتوان از طریق مذاکره از جنگ جلوگیری کرد، یا در بدترین حالت، درگیری محدود، کوتاه و قابل مدیریت خواهد بود. این تصور بر اساس برداشت نادرست از اراده آمریکا و اسرائیل شکل گرفته بود.
ویژگی اصلی جنگ کنونی، فروپاشی راهبردی است که جمهوری اسلامی سالها بر آن تکیه کرده بود؛ راهبردی مبتنی بر سرسختی، افزایش فشار و نمایش مقاومت. این سیاست بهجای جلوگیری از جنگ، زمینه حملهای گسترده را فراهم کرد که رژیم توان مقابله با آن را ندارد.
به نظر میرسد تهران انتظار داشت درگیری حداکثر چند هفته طول بکشد و بر اساس همین فرض، گزینههای تشدید تنش مانند بستن تنگه هرمز، فعال کردن حزبالله و استفاده از اهرمهای منطقهای را آماده کرده بود.
این در واقع نوعی بازدارندگی تدریجی در میانه جنگ بود؛ راهبردی که زمانی به کار میآید که هنوز جنگ آغاز نشده، نه وقتی که درگیری با شدت کامل در جریان است.
نشانههای تضعیف یک حکومت معمولاً در یک لحظه مشخص ظاهر نمیشود، اما علائم آن روشن است: نابودی بخش مهمی از توان نظامی، حذف فرماندهان کلیدی، و از هم پاشیدن ساختارهایی که حکومت را قادر به کنترل و ایجاد ترس میکنند.
حملههای آمریکا و اسرائیل نه کوتاه بوده و نه محدود. تلاشهای تبلیغاتی و حملات متقابل تهران نیز نتوانسته روند جنگ را تغییر دهد.
آنچه بیش از همه جلب توجه میکند، این است که طرح جنگی ایران نتیجهای کاملاً معکوس داده است. حملات ادامه دارد و فراتر از یک شکست تاکتیکی، توان جمهوری اسلامی در حال فرسایش است؛ وضعیتی که میتواند زمینه تغییرات عمیق در ساختار قدرت را فراهم کند.
حتی اگر درگیری در همینجا متوقف شود، بازگشت به وضعیت پیش از جنگ ممکن نخواهد بود. ایرانِ قبل از این جنگ دیگر وجود ندارد. پرسش اصلی این نیست که جمهوری اسلامی تغییر خواهد کرد یا نه، بلکه این است که این تغییر تا چه اندازه عمیق خواهد بود و چه چیزی جای آن را خواهد گرفت.
در سالهای اخیر، راهبرد کلان تهران بر این فرض استوار بود که میتواند بدون تحمل واکنش ویرانگر، نفوذ خود را گسترش دهد؛ از برنامه هستهای تا محور مقاومت. اما این فرض اکنون در میدان جنگ آزموده شده و نتیجه آن، ضربهای گسترده به پایههای قدرت جمهوری اسلامی بوده است.
علی صدرزاده، تحلیلگر مسائل خاورمیانه میگوید جمهوری اسلامی با تبدیل کشورهای خلیج فارس به جبهههای حمله، بهجای درگیری مستقیم با اسرائیل، باعث تغییر نگرش این کشورها نسبت به خود شده و نگاه آنها به تهران دچار چرخش شده است. pic.twitter.com/yA1unCRA0y
-- ايران اينترنشنال (@IranIntl) March 16, 2026
***

















