Wednesday, Jan 28, 2026

صفحه نخست » مداخله خارجی و ضرورت حذف جمهوری اسلامی، حامد آئینه‌وند

Hamed_Aiynehvand_3.jpgدوری از وطن، مرا واداشته است که در تحلیل وضعیت سیاسی ایران، صرفاً به برداشت‌های شخصی و داده‌های دیجیتال متکی نباشم. به همین دلیل، بخش مهمی از وقت من صرف تماس با افرادی در داخل کشور می‌شود؛ کسانی با دیدگاه‌ها، طبقات اجتماعی، گرایش‌های سیاسی و سطوح تحصیلی متفاوت و گاه متضاد. آنچه از این تماس‌ها برمی‌آید، تصویری واحد دارد: جامعه‌ای که به نقطه پایان رسیده است.

قتل‌عام گسترده مردم ایران در جریان تظاهرات بی‌سابقه ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، به دستور مستقیم علی خامنه‌ای و با مشارکت سپاه پاسداران، بسیج و نیروهای امنیتی، نه فقط صفحه‌ای تازه در تاریخ سرکوب ایران، بلکه رکوردی سیاه در تاریخ معاصر جهان ثبت کرد. سرکوبی عریان، سریع و بی‌رحم که جهان را در بهت و اندوه فرو برد.

جامعه جوان ایران، به‌ویژه متولدین دهه ۶۰ به این‌سو، سال‌ها کوشید از همه ظرفیت‌های مدنی ـ حتی ناممکن‌ترین آن‌ها ـ برای جلوگیری از انفجار اجتماعی استفاده کند. تلاش کردند از دل یکی از بی‌معناترین صندوق‌های رأی جهان، معنا بیرون بکشند. آن‌ها ساده‌لوح نبودند. به‌خوبی می‌دانستند میان محمد خاتمی و احمد خاتمی، روحانی و رئیسی، جلیلی و پزشکیان تفاوتی بنیادین وجود ندارد. همه شریک یک سفره‌اند؛ سفره‌ای که برای بقای آن، ریختن خون مردم مباح شمرده می‌شود. با این حال، امید داشتند با کند کردن تیغ بربریت شیعی، شاید روزی بتوان این کابوس را بی‌هزینه‌تر پایان داد.

معدود چهره‌هایی از درون نظام، مانند میرحسین موسوی، مصطفی تاج‌زاده و ابوالفضل قدیانی، از این سفره خونین فاصله گرفتند و برای گذار تلاش کردند؛ تلاشی که امروز، زیر دریایی از خون، عملاً بی‌اثر شده است. نظام با انتخاب قتل‌عام، همه راه‌های اصلاح و گذار کم‌هزینه را سوزانده است.

از ۹۶ به بعد، خیابان دیگر ابزار فشار نبود؛ میدان تقابل مستقیم بود. هر اعتراض، رادیکال‌تر و فراگیرتر از پیش. اما ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه دیگر «اعتراض» نبود. این یک خیزش انقلابی تمام‌عیار بود. بدون شکاف در بالا، اما با همه مؤلفه‌های یک انقلاب اجتماعی. گزارش‌های متعدد نشان می‌دهد تمام استان‌ها، حتی قم و مشهد ـ پایگاه‌های سنتی رژیم ـ شاهد حضور گسترده اقشار مختلف مردم بوده‌اند.

آیا نظام غافلگیر شد؟ شواهد می‌گوید نه. دستور شلیک، تیر خلاص به مجروحان، یورش به بیمارستان‌ها و کنار گذاشتن حتی حداقل پروتکل‌های سرکوب، از پیش صادر شده بود. به گفته یک منبع مطلع در سپاه، ابلاغ شورای عالی امنیت ملی برای برخورد خونین، عصر شانزدهم دی‌ماه به استانداران و فرماندهان سپاه استان‌ها ارسال شده بود. این یک تصمیم لحظه‌ای نبود؛ یک انتخاب آگاهانه بود.

امروز، نیروهای سایبری و ارزشی جمهوری اسلامی ـ با دستانی آغشته به خون ـ حامیان مداخله بشردوستانه و اجرای اصل «مسئولیت حمایت» را «بی‌شرف» می‌نامند. اما حاکمیتی که ثروت ملی را صرف حزب‌الله لبنان، حشدالشعبی عراق، بقای اسد در سوریه و مادورو در ونزوئلا کرد؛ حاکمیتی که بنا بر گزارش‌های موثق از نیروهای نیابتی خارجی برای سرکوب مردم ایران استفاده کرده، مدعی شرافت است.

این قتل‌عام، یک اتفاق تازه را رقم زده است: اجماع. بربریت شیعی حاکم، طیف‌های متنوع روشنفکری را ـ که حتی بر سر صدور یک پیام تسلیت به توافق نمی‌رسیدند ـ بر سر ضرورت مداخله بشردوستانه متحد کرده است. آنچه این اجماع را ساخته، نه تحلیل‌های بیرونی، بلکه فریاد مردم در خیابان‌های ایران است؛ مردمی که به چیزی کمتر از سقوط این بربریت رضایت نمی‌دهند.

اولویت روشن است: حذف بربریت شیعی و بازگرداندن ایران به مسیر توسعه. باقی اهداف، پس از آن معنا پیدا می‌کنند. زنده یاد احمد کسروی گفته بود: «ما حکومتی به آخوندها بدهکاریم.» این بدهی با خون، رنج و فقدان شجاع‌ترین فرزندان این سرزمین پرداخت شد. ایران، بار دیگر، از خاکستر خود برخواهد خاست.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy