Tuesday, Feb 3, 2026

صفحه نخست » یکی بود، پنجاه هزار نفر نبود!

hkh.jpg

هادی خرسندی - ویژه خبرنامه گویا

.

یکی بود، یکی نبود

زیر گنبد کبود

پیرزن تیر خورده بود

پیرمرد تیر خورده بود

.

این خانم آموزگار

اون آقا مغازه دار

این جوان دنبال کار

همه تیر خورده بودند

.

خانمی دنبال دخترش میگشت

«ستاره مون رفته بود تظاهرات»

.

این آقا در میون جنازه ها

پسرش گم شده بود

فیلمشو دیده بودیم

.

کجایی سپهر بابا کجائی؟

نه سپهر اینجا نیست

ستاره م اونجا نیست

.

یک ستاره، یک سپهر

ده ستاره، ده سپهر

صد ستاره، صد سپهر

ده هزار

بیست هزار

سی هزار

چهل هزار

پنجاه هزار

.

همه دخترا ستاره

همه پسرا سپهر

همه ی زنا ستاره

همه ی مردا سپهر

زن حامله ستاره

مرد شصت ساله سپهر

.

این جوان گلوله خورده به سرش

در کجا؟

روی تخت کلینیک!

در حال پانسمان پاش!

.

نرسه جیغ کشیده بود

دکتره داد زده بود

پاسداره گفته خفه

دوست دارین دوتائیتونو بفرستم پیش اون؟

.

زار و زار گریه میکردن دکترا

همه شون زار میزدن پرستارا

.

چش شده این دختره؟

شاهرگشو تیغ کشیدن

وسط تظاهرات؟

نه. رفته بود گل بخره، تولد مادرشه

مادرش خبر داره؟

مادرش کشته شده.

.

آقا این عکسو ببین

میتونی لطف کنی جنازه شو پیدا کنی؟

نامزدمه

من چشام ساچمه ایه، دید ندارم

.

آقا من بیشتر ازین پول ندارم!

-نمیشه .... بیشتر ازینا تیر زدیم

تازه نصفشو آوردیم تو حساب

پول ندین، جنازه نیست!

.

یکی بود یکی نبود

زیر اون گنبد خون

پیرمرد نشسته بود

رکورد جنایتو شکسته بود

نور اسلام تو چشاش

قرآن زرکوب روی پاش

.

سردارای قُپه دار دور و برش

به یاد سفّاک ترین آدمکش روی زمین:

عکس منحوس خودش بالا سرش!.

یکی بود

پنجاه هزار نفر نبود.

---------------------
هادی ۱۳ بهمن
------------

***



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy