Friday, Feb 6, 2026

صفحه نخست » ۱۴ فوریه؛ روزی که عشق به مقاومت تبدیل می شود، نگار کرامتی

keramati.jpg۱۴ فوریه امسال برای ایرانیان روز ایستادگی است. روزی که در آن، عشق به زندگی و آزادی در برابر مرگ، سرکوب و فراموشی می ایستد. در حالی که جهان از عشق گفت، ایرانیان از فقدان گفتند؛ از جان‌هایی که گرفته شد، از دخترانی که ناپدید شدند، از پیکرهایی که هرگز به خانواده‌ها بازنگشت، و از خون‌هایی که آن‌قدر در خیابان‌ها ریخت که دیوارها خود به شاهدان جنایت بدل شدند.

واقعیت امروز ایران عریان و بی‌پرده است. اعدام‌هایی که در سکوت انجام می‌شوند. شکنجه‌هایی که پشت احکام ساختگی پنهان می‌مانند. جوانانی که از خیابان ربوده می‌شوند و خانواده‌هایی که تنها با انتظار و تهدید رها می‌شوند. ویدیوهایی که با جان‌فشانی از ایران بیرون می‌آیند، خیابان‌هایی را نشان می‌دهند آغشته به خون، و دیوارهایی که بر آن‌ها با دست‌های زخمی نوشته‌اند: جاوید شاه نه با جوهر، که با خون. این‌ها شعار سیاسی نیست؛ فریاد بقاست.

پاسخ حکومت، چیزی جز وحشت نبوده است. بازداشت‌های گسترده، اعدام برای ایجاد ترس، قطع اینترنت برای دفن حقیقت، کنترل بیمارستان‌ها و تهدید خانواده‌ها برای سکوت. اما حتی زیر این فشار، مردم ایران خاموش نشده‌اند.

لس‌آنجلس، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین کانون‌ ایرانیان خارج از کشور، در آن روز تنها میزبان یک تجمع نیست ؛ به امتداد خیابان‌های خاموش ایران تبدیل شد. اعتراض ۱۴ فوریه نه نمادین و نه نمایشیست. مسئولیتیست که بر دوش تبعیدیان افتاده است: وقتی صدای داخل کشور سرکوب می‌شود، وظیفه‌ی رساندن آن صدا به بیرون منتقل می‌شود. نسل‌ها در کنار هم ایستادند؛ آنان که دهه‌ها پیش از رژیم گریختند و آنان که دور از ایران متولد شدند اما دل و هویت‌شان در گرو آن است.

آنچه این لحظه را متفاوت کرده، فقط گستردگی آن نیست ؛ شفافیت آن است. امروز بیش از هر زمان دیگری، ایرانیان به این درک مشترک رسیده‌اند که اعتراض بدون افق کافی نیست. این خیزش به وحدت، مشروعیت و یک نماد ملی نیاز دارد؛ شخصیتی که فراتر از جناح‌ها بایستد و بتواند اراده‌ی ملی را نمایندگی کند. برای بسیاری از مردم ایران، این نام روشن است: شاهزاده رضا پهلوی نه به‌عنوان قدرت تحمیلی، بلکه به‌عنوان نماد پیوند، تداوم تاریخی و گذار ملی.

وقتی نام او از دل خیابان‌های ایران فریاد زده می‌شود، این یک پیام روشن دارد: مردم به دنبال تفرقه نیستند، به دنبال محور وحدت‌اند. در چنین لحظه‌ای، هر صدا، هر جریان و هر اندیشه‌ای که خود را صدای مردم می‌داند، مسئول است که در کنار این خواست ملی بایستد، نه در برابر آن. امروز زمان رقابت روایت‌ها نیست؛ زمان هم‌صدایی برای عبور از تاریکی است.

اعتراض ۱۴ فوریه در لس‌آنجلس، که با نقش‌آفرینی حزب مشروطه ایران و تلاش فعالانی از جمله آرش رازی سازمان‌دهی شده، تلاشی است برای عبور از خشم پراکنده به سوی کنش ملی سازمان‌یافته. پیام آن ساده اما قاطع است: جمهوری اسلامی مشروعیت خود را از دست داده و آینده‌ی ایران باید بر پایه‌ی حاکمیت قانون، سکولاریسم، کرامت انسانی و آشتی ملی بنا شود.

همین وحدت است که رژیم از آن می‌ترسد. محکومیت را تاب می‌آورد، تحریم را دور می‌زند، اما در برابر همبستگی ملی ناتوان است. بقای آن در فرسایش، خستگی و پراکندگی است. ۱۴ فوریه، چالشی مستقیم علیه هر سه است.

برای مردم ایران، این دیگر بحث اصلاح یا ایدئولوژی نیست؛ مسئله‌ی بقا و شرافت است. ملتی که امیدش را با خون بر دیوار می‌نویسد، از نقطه‌ی بازگشت عبور کرده است.

۱۴ فوریه به یاد خواهد ماند نه به‌عنوان روز شعارهای عاشقانه، بلکه به‌عنوان روزی که ایرانیان، یک‌صدا و فراتر از مرزها گفتند:

ما از تاریکی عبور خواهیم کرد



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy