در شرایطی که یک ماه از سرکوب بزرگ و تاریخی مردم ایران و کشتار هزاران نفر از معترضان در خیابانها میگذرد، باید به این نکته باید توجه ویژه داشت که طبق اخبار رسانههای مستقل بازداشت معترضان در نقاط مختلف کشور همچنان ادامه دارد و تاکنون دستکم به ۵۰ هزار و ۲۵۱ نفر دستگیر و بازداشت شدهاند.
افرادی که صرفا برای ابراز نظر و اعتراض به شرایط موجود به خیابان آمده، توسط ماموران سرکوب، دستگیر شدهاند.
مساله نگران کننده این است که با توجه سابقهای که از امنیتی سازی و انتقام گیری جمهوری اسلامی در مورد زندانیان سیاسی و بازداشتیهای اعتراضات داریم، این افراد در خطر جدی احکام سنگین توسط حکومت قرار دارند.
به همین خاطر لازم است تمامی گروههای سیاسی، حقوق بشری و مجامع جهانی در این شرایط به این مساله ورود کرده، با ایستادن کنار زندانیان حافظ سلامت و جان و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط آنان باشند.
اهمیت این مساله وقتی بیشتر میشود که بدانیم روش انتقام گیری از زندانیان سیاسی در تاریخ جمهوری اسلامی سابقهای بسیار تلخ و طولانی دارد.
چنانکه وقتی در تابستان ۱۳۶۷ جمهوری اسلامی قطعنامه صلحی را پذیرفت که خمینی رهبر وقت ایران آن را معادل "نوشیدن جام زهر" دانست و به انتقام تحقیری که حکومت خود را در معرض آن میدید، خمینی طی یک فرمان به قوه قضاییه دستور برخورد حذفی و قتل هزاران زندانی سیاسی را صادر کرد.
اینگونه بود که "کمیته مرگ" در دادگاههای چند دقیقه حکم اعدام هزاران زندانی را صادر کرد و تراژدی هولناک "تابستان ۶۷" را رقم زد.
اتفاق هولناکی که در جریان آن هزاران تن از زندانیان سیاسی در حالی اعدام گشتند که حتی با وجود احکام ناعادلانه در سیستم قضایی حکومت اسلامی، دوران محکومیت آنان به پایان رسیده بود یا فقط احکامی در حد چند سال زندان داشتند.
بنابراین اکنون نیز از حکومتی که چنین بر علیه شهروندان خود لشکرکشی میکند و هزاران نفر از شهروندان خود را فقط در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی در خیابانها و با شلیک گلولههای جنگی از پای در آورده است و از طرفی به شدت از طرف آمریکا و غرب تحت فشار است و در مجموع در ضعیفترین حالت، در طی حیات خود قرار گرفته، هیچ بعید نیست که خشم خود را متوجه زندانیان سیاسی کند و دست به جنایتی گسترده در زندانها بزند. خصوصا اینکه طی سالهای اخیر قضات دادگستری به جز وابستگی مطلق به حکومت اکثرا از افراد کاملا ضعیف و گوش به فرمان انتخاب میشوند و عملا فقط نقش ماشین امضای عوامل امنیتی و سرکوب را بازی میکنند.
بنابراین نهادهای حقوق بشری و مجامع سیاسی باید از همین الان نسبت به این مساله آماده باشند و مانع به راه افتادن این ماشین اعدام گردند.
چرا که در چنین شرایطی رژیم برای ارضای حس تحقیر و انتقام خود، روحیه دادن به نیروهای سرکوب و ایجاد محیط رعب و وحشت در جامعه ممکن است از هر روش جنایتکارانهای استفاده کند و زندانیان سیاسی در این میان، اهدافی کاملا در دسترس و بیپناه هستند که دیوارشان از همه کوتاهتر است.
پس در روزهایی که مردم ایران در یکی عزای ملی هستند و خانوادههای زیادی در سوگ شجاعترین فرزندان این آب و خاک نشستهاند، باید به فکر آزادی و نجات معترضین دستگیر شده و از بیشتر شدن ابعاد این فاجعه ملی که دامن مردم ایران را گرفته است، جلوگیری کرد و به رژیم جتایتکار اسلامی اجازه نداد بابت خشم و تحقیر خود، از زندانیان بیپناه انتقام بگیرد.
بنابراین اکنون وقت اقدام و عمل است و منطقی ترین خواسته در شرایط کنونی تضمین آزادی تمام بازداشت شدگان این اعتراضات و سایر زندانیان سیاسی است. کسانی که به جز بیان نظرات خود و اعتراض به حکومت هیچ گناه دیگری ندارند. از هم اکنون نیز تاکید میشود مسوولیت تمام و کمال جان و سلامت تمامی این زندانیان بر عهده جمهوری اسلامی میباشد.
در چنین شرایطی کمترین انتظار از نهادهای حقوق بشری و رسانههای مستقل این است که در این زمینه فعال و حساس باشند و بیش از هر زمان دیگری بر مساله زندانیان سیاسی و اعمال فشار بر حکومت اسلامی برای حفاظت از سلامت و جان و آزادی آنان تمرکز نمایند و در این زمینه صرفا به اقدامات واکنشی پس از شروع کار ماشین اعدام و صدور احکام سنگین بسنده نکنند و اجازه ندهند جان این زندانیان قربانی خشم و تحقیر جمهوری اسلامی گردد و به قتل و آزار آنان بینجامد.

















