Monday, Feb 9, 2026

صفحه نخست » آخرین شعر، علی میرفطروس

Ali_Mirfetrous_2.jpg

اشاره:

آخرین شعرِ - به عنوان واپسین اثرِ نگارنده در عرصۀ شعر- پس از انتشار کتابهای اسلام شناسی (فروردین ۵۷) و حلّاج (اردیبهشت۵۷) و در حیرتِ حریقِ هولناکِ سینما رکس آبادان سروده شده بود:هشداری به حاکمیّتِ«تازی ها و نازی ها» چند ماه پیش از بازگشت آیت الله خمینی. ع.م

نمایش تازۀ «آخرین شعر» باصدای شاعر

شنیدن «آخرین شعر» باصدای شاعر

552.jpg

ـ « نه !

مرگ است این

که به هیأت قِدّیسان

برشطِّ شادِ باورِ مردم

پارو کشیده است...»

این را خروس های روشنِ بیداری

ـ خون کاکُلانِ شعله ورِ عشق-

گفتند.

ـ « نه !

این ،

منشورهای منتشرِ آفتاب نیست

کتیبۀ کهنۀ تاریکی ست ـ

که ترس وُ

تازیانه وُ

تسلیم را

تفسیر می کند.

آوازهای سبزِ چکاوک نیست

این زوزه های پوزۀ«تازی ها»ست

کز فصل های کتابسوزان

وز شهرهای تهاجم و تاراج

می آیند»

این را سرودهای سوخته

در باران

می گویند.

***

خلیفه!

خلیفه!

خلیفه!

چشم وُ چراغ تو روشن باد !

اَخلافِ لاف تو

ـ اینک ـ

در خرقه های توبه و تزویر

با مُشتی از استدلال های لال

حلاّجِ دیگری را

بردار می برند

خلیفه!

خلیفه!

چشم و چراغ تو روشن باد ! !

***

در عُمقِ این فریبِ مُسلّم

در گردبادِ دین وُ دَغا

بايد

از شعله وُ

شقایق وُ

شمشیر

رنگین کمانی برافرازم ...

در همین باره:

چند مقاله در بارۀ «انقلاب اسلامی»،علی میرفطروس



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy