Wednesday, Feb 18, 2026

صفحه نخست » دی ماهِ خونبار، مهران رفیعی

Mehran_Rafiei.jpg

بگوید مادری در غم گرفتار

که چنگیزی کُند هر روز کشتار

.

بداند هر جوان کین شیخِ بدخیم

بیفتد ناگهان در دامِ تسلیم

.

بزودی می رسد آن روز از راه

برون آید به خفت از تهِ چاه

.

چو گردد عاقبت از خواب بیدار

ببیند ماتمِ دی ماهِ خونبار

.

پشیمانی بسوزد جسم و جانش

ببندد هق هقی حلق و دهانش

.

نه از منقل بگیرد شور و حالی

نه رخسارش شود از شرم خالی

.

نویسد با زغالی رویِ دیوار:

"به رنجی جاودان گشتم گرفتار

.

نباشد ماندنم جز شرمساری

نه از رفتن بیابم رستگاری"

.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy