ملاقات استیو ویتکاف با رضا پهلوی؛ حمایت، سنجش مواضع و ظرفیتها، یا فشار بیشتر بر جمهوری اسلامی؟
ملاقات و گفت و گوی استیو ویتکاف، نماینده ویژۀ رئیسجمهور آمریکا، با شاهزاده رضا پهلوی که علنی شده میتواند یک نقطه مهم در روند بحران سیاسی ایران باشد، اما باید این تحلیل را با احتیاط و در چهارچوب واقعیات ژئوپولتیک و ویژگی سیاستهای پرابهام دونالد ترامپ پیش برد.
استیو ویتکاف در مصاحبه تلویزیونی خودش با «فاکس نیوز» گفته است که به دستور مستقیم رئیسجمهور آمریکا با رضا پهلوی دیدار کرده است. او شاهزاده رضا پهلوی را «فردی قدرتمند و دلسوز کشورش» توصیف کرده، اما در عین حال تاکید کرده است که دیدارش با او «در چارچوب سیاستهای رسمی ایالات متحده» بوده و ارتباط مستقیمی با ترجیحات و اهدف شخصی رضا پهلوی ندارد. این در حالی است که رئیسجمهور آمریکا از آغاز دور جدید درگیریهایش با جمهوری اسلامی و قیام اخیر مردم ایران با تشویق «کمک در راه است» او، حاضر به ملاقات با رضا پهلوی - که اکنون «رهبر انقلاب ملی ایران» شناخته میشود - نشده است.
از فحوای کلام استیو ویتکاف چنین بر میآید که دیدار او با رضا پهلوی را نمیتوان بهتنهایی نشانۀ تغییر راهبرد دولت آمریکا برای حمایت رسمی از رهبری او تعبیر کرد، بلکه باید آن را در بستر چند واقعیت کلان دید.
یکم: این دیدار، فعلا و هنوز، یک تماس دیپلماتیک محدود بوده است که هدفش بیش از هر چیز دیگر کسب اطلاعات و سنجش مواضع و برنامۀ سیاسی و راهبردی رضا پهلوی در پروژۀ سرنگونی جمهوری اسلامی و آیندۀ ایران بوده و نه اعلام حمایت رسمی از او. در این خصوص باید توجه داشت که ویتکاف گفته است که این ملاقات در چارچوب سیاستهای ترامپ انجام شده، نه برای تایید یا پیشنهاد نقشآفرینی مستقیم رضا پهلوی در ساختار آیندۀ ایران.
دوم: آمریکا هنوز و همچنان رسماً از گزینۀ توافق دیپلماتیک با جمهوری اسلامی ایران صحبت میکند و مذاکرات هستهای هم ادامه دارد و آخرین خبری هم که منتشر شد حاکی از مذاکرۀ دو طرف در روز پنجشنبۀ همین هفته در ژنو است. این که استیو ویتکاف و خود دونالد ترامپ در مصاحبهها و گفت و گوهای اخیرشان با خبرنگاران، یا در پستهایشان در شبکههای اجتماعی، صراحتا از تعجب و حتی کلافگی خود نسبت به «عدم تسلیم تهران علیرغم فشارهای همهجانبۀ آمریکا» صحبت میکنند، لزوماً به معنای ناامیدی کامل رئیسجمهور آمریکا از مذاکرات و صدور بیانیه علیه جمهوری اسلامی ایران نیست، بلکه به معنی فشار آوردن بیشتر و شدیدتر در مذاکرۀ پیش روست.
سوم: شاهزاده رضا پهلوی در گذشته هم بارها و بارها اعلام آمادگی برای ایفاء نقشی فعال در آیندۀ ایران کرده و از ایالات متحده خواسته است که برای تسریع تغییر رژیم در ایران وارد عمل شود اما تاکنون حمایت دولت آمریکا از او بطور رسمی اعلام نشده است.
چهارم: دیدار استیو ویتکاف با رضا پهلوی هرچند به خودی خود میتواند نشانۀ افزایش توجه آمریکاییها به بازیگران مخالف جمهوری اسلامی باشد، اما از آنجا که هنوز و تا این لحظه هیچ تعهد رسمی یا تغییر راهبرد آشکاری از سوی واشنگتن مبنی بر حمایت مستقیم از جایگزینی حکومت در ایران اعلام نشده، میتوان این حرکت را بخشی از سیاست ترساندن جمهوری اسلامی نیز در نظر گرفت.
با در نظر داشتن نکات فوق میتوان دیدار و گفت و گوی استیو ویتکاف با رضا پهلوی را هم نوعی حرکت و عمل در جهت «کسب اطلاعات و گسترش گزینههای سیاست خارجی آمریکا» تلقی کرد و هم اعلام خطر به جمهوری اسلامی از بابت حمایت و پشتیبانی احتمالی آمریکا از «رهبر انقلاب ملی ایران»؛ به این معنا که واشنگتن هم میخواهد بداند مواضع و ظرفیت بازیگران موجود در میان اپوزیسیون جمهوری اسلامی چیست و هم با این اقدام مقامات جمهوری اسلامی را از برآمدن احتمالی رضا پهلوی ترسانده و فشار بر آنها را افزایش دهد. آنچه این برداشت و تحلیل را تقویت میکند این است که دونالد ترامپ، دستیاران، و مقامات کلیدی کابینه او دائما تکرار میکنند که «اما هنوز به مرحلۀ اتخاذ تصمیم نهایی نرسیدهاند.» به تعبیر دیگر چنین دیدارهائی را هم میتوان مرحلۀ «تماس و سنجش» دانست که معمولاً در اوج بحرانها رخ میدهد و نه الزاما اعلام یک استراتژی جدید یا حمایت رسمی از رهبرانی مشخص، و هم ترفندی زیرکانه برای ترساندن و به زانو درآوردن جمهوری اسلامی.
با توجه به این نکات است که میتوان فهمید چرا در شرایط موجود، که تحولات در ایران با چنین سرعتی رخ میدهد و بازیگران داخلی و خارجی متعددی درگیر آن هستند، تماسهائی از این دست حساسیت سیاسی زیادی، هم در ایران، هم در واشنگتن، و هم در اروپا برانگیخته است.
رسانههای اروپائی با اشاره به دیدار استیو ویتکاف و رضا پهلوی عمدتا بر این نکته تاکید کردهاند که شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان یکی از چهرههای برجستۀ اپوزیسیون جمهوری اسلامی حضور جهانی دارد، اما هنوز جایگاهی رسمی در تصمیمات قدرتهای غربی ندارد. نکتۀ مهم از منظر اروپایی این است که گرچه سیاستمداران و مقامات دولتهای غربی علاقهمند به شنیدن دیدگاههای مختلف اپوزیسیون هستند، اما بر دیپلماسی و مذاکرات رسمی با جمهوری اسلامی نیز تأکید جدی دارند.
این در حالی است که رسانهها و برخی از تحلیلگران داخل ایران دیدار استیو ویتکاف و رضا پهلوی را نوعی «پیام سیاسی آمریکا» تفسیر میکنند، اما نه لزوماً به معنای حمایت رسمی از نقشآفرینی مستقیم رضا پهلوی در آیندۀ ایران. آنها و شماری از مقامات جمهوری اسلامی، با در نظر داشتن مذاکرات و فشارهای بینالمللی، دیدار استیو ویتکاف و رضا پهلوی را «بخشی از نمایش گستردهتر تعاملات سیاسی و فشارهای خارجی» میبینند؛ فشارهائی که ظاهرا تا به حال نتیجۀ مطلوب رئیسجمهور آمریکا را در بر نداشته است.

اُفقِ خاکستری و اُمید آبی، بهمن پارسا
















