کیوان حسینی در شبکه اکس نوشت:
«این فقط شما نیستید که با احساسی عمیق از بلاتکلیفی دست و پنجه نرم میکنید. تکلیف واقعا روشن نیست. نه در تهران و نه در واشنگتن. و شواهد بسیاری وجود دارد که نشان میدهد نه تبلیغات سیاسی جمهوری اسلامی درباره ثبات و قدرت بازدارندگیاش صحت دارد و نه تبلیغات آن گروه از مخالفان که میگویند کار این نظام تمام شده و همین روزها سقوط میکند.
واقعیت این است که هنوز تصمیماتی کلیدی در ارتباط با بنبست فعلی گرفته نشده و پاسخ به این پرسش که ظرف چند ماه آینده، چه بر سر ایران خواهد آمد، بیشتر اسیر گمانهزنی و دلبستگیهای سیاسی است تا نتیجهگیری مستدل.
گزارشهای رسانههای آمریکایی نشان میدهد که کاخ سفید و شخص ترامپ برای مواجهه با جمهوری اسلامی و دستیابی به یک «پیروزی» قطعی، تردیدهایی جدی دارد. چنانکه از این گزارشها بر میآید، ترامپ هنوز نمیداند که چه سیاستی را باید پی بگیرد. او گزینههای گوناگونی دارد که هر کدام میتواند نتایجی به کلی متفاوت در پی داشته باشند؛ از حمله همه جانبه و تغییر رژیم گرفته تا توافق با تهران که چه بسا به تثبیت و ادامه دار شدن عمر جمهوری اسلامی کمک کند. و چنین تناقضهایی در تحلیل شرایط امروز ایران، کم نیستند.
این درست است که حمله به قصد تغییر رژیم، اصولا با چارچوب کلی سیاست خارجی ترامپ سازگار نیست. اما در عین حال، ترامپ به یکی از نمونههای مهم در مفهوم «شخصیسازی سیاست خارجی» (personalization of foreign policy) تبدیل شده. ایرانیها با این مفهوم به خوبی آشنا هستند و بارها دیدهاند که چگونه سیاستهایی مهم تنها به دلیل تمایلات و باورهای شخص اول مملکت تعیین شدهاند. ترامپ هم اگر نه بیشتر، به همان اندازه پیگیر سیاستی است که به منافع شخصی او نیز سود برساند. او میخواهد در هر سناریویی، «برنده» باشد و بتواند با تبلیغات سیاسی، بر اعتبار خودش بیافزاید. به همین دلیل تقریبا در تمامی گزارشهای رسانههای آمریکایی این جمله تکرار میشود که ترامپ به دنبال یک «پیروزی» فوری و قطعی است؛ چیزی شبیه به ونزوئلا.
او سر در نمیآورد که چرا بعد از لشکرکشی گسترده به منطقه، هنوز جمهوری اسلامی کوتاه نمیآید و «تسلیم» نمیشود. اما بهرحال خواسته یا ناخواسته خودش را در موقعیتی قرار داده که حالا، عقبنشینی و بیعملی در قبال تهران، برای دولت آمریکا بیهزینه نخواهد بود. ترامپ با ارسال ادوات نظامی به منطقه، انتظارات درباره سیاست آمریکا را تغییر داده و موقعیتی شکل گرفته که در روابط بینالملل آن را «هزینه مخاطب» (audience cost) توصیف میکنند. اگر هیچ کاری نکند، افکار عمومی خواهد پرسید که پس چرا این همه هزینه کردی و تجهیزات نظامی را در منطقه جمع کردی.
در طرف مقابل هم، احتمال سوءبرداشت درباره مقاصد و اهداف سیاستهای آمریکا کم نیست. یعنی همان مفهومی که در متون نظریهپردازان مدرن جنگ، از رابرت جرویس تا جیمز فیرون، به عنوان یکی از مهمترین علل آغاز جنگ مطرح است. به عنوان مثال این باور رایج که ترامپ تحت هیچ شرایطی وارد جنگی تمامعیار در خاورمیانه نخواهد شد، بر اساس یک مشاهده درست اما یک نتیجهگیری نادرست است. درست است که پایگاه سیاسی او، یعنی جریان موسوم به «ماگا» اساسا گرایش انزواگرایانه دارد و با جنگهای پرهزینه مخالف است، اما تاریخ سیاست خارجی آمریکا نشان داده که جنگها لزوما و همیشه محصول ایدئولوژی نیستند، بلکه گاهی در پی «دینامیک بحران» آغاز میشوند. بسیاری از جنگها نه با تصمیم اولیه برای جنگ، بلکه با تلاش برای جلوگیری از شکست اعتبار آغاز شدهاند.
آیا آمریکا به چنین نقطهای رسیده؟ خیر، اما هواداران حمله به ایران در اسرائیل و آمریکا در تلاشند تا ترامپ به این نقطه برسد. و طبیعتا رفتارهای جمهوری اسلامی و مواضع حکومت در مذاکرات، نقشی بسیار تعیینکننده در این مساله خواهد داشت. واقعیت این است که اگر صدام هم مطمئن بود که آمریکا حمله میکند، به احتمال زیاد در ۲۰۰۳ مسیر دیگری را در پیش میگرفت. اگر خامنهای هم در موقعیت مشابه به این نتیجه برسد که حکومت او یا دقیقتر، حکومت فقهای شیعه در ایران در آستانه نابودی کامل قرار گرفته، چه بسا به عقبنشینیهایی روی بیاورد تا ترامپ را از حمله احتمالی منصرف کند.
در واقع همه شواهد نشان میدهد که ترامپ به دنبال اجرای همین سناریوست. اما آیا خامنهای به چنین نتیجهای رسیده؟ آیا اصولا ظرفیت یک عقبنشینی همه جانبه و توافقی جدید در جمهوری اسلامی فعلی وجود دارد؟ قطعی نبودن پاسخ به چنین پرسشهایی است که موجب شده این فضای مبهم شکل بگیرد.
به زبان ساده، بخش بزرگی از بلاتکلیفی فعلی، نتیجه طبیعی وضعیتی است که در آن حتی آنها که باید تصمیم بگیرند، دقیق نمیدانند چه تصمیمی در کوتاه مدت و درازمدت به نفعشان خواهد بود.»
این فقط شما نیستید که با احساسی عمیق از بلاتکلیفی دست و پنجه نرم میکنید. تکلیف واقعا روشن نیست. نه در تهران و نه در واشنگتن. و شواهد بسیاری وجود دارد که نشان میدهد نه تبلیغات سیاسی جمهوری اسلامی درباره ثبات و قدرت بازدارندگیاش صحت دارد و نه تبلیغات آن گروه از مخالفان که می...
-- Kayvan Hosseini (@Kayvan_Hosseini) February 25, 2026

پایان بازی: مرگ یا فرار
















