Sunday, Mar 8, 2026

صفحه نخست » آیا بستن تنگه هرمز به سود حاکمیت ایران است؟ احمد علوی

Ahmad_Alavi.jpgتحلیلی در اقتصاد سیاسی بین‌الملل و ژئوپلیتیک قدرت

۱. مقدمه

تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های راهبردی انرژی در نظام اقتصاد جهانی است. این گذرگاه باریک دریایی که خلیج فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند متصل می‌کند، نقش کلیدی در انتقال انرژی جهانی دارد. بر اساس برآوردهای نهادهای بین‌المللی انرژی، روزانه حدود بیست میلیون بشکه نفت و بخش قابل توجهی از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع از این مسیر عبور می‌کند. در نتیجه هرگونه اختلال در این مسیر می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای بازار انرژی، تجارت جهانی و ثبات ژئوپلیتیک داشته باشد.

در شرایط افزایش تنش نظامی میان ایالات متحده آمریکا و اسرائیل از یک سو و رژیم ولایی ایران از سوی دیگر در سال ۲۰۲۶، بستن تنگه هرمز به عنوان یکی از گزینه‌های استراتژیک در ادبیات امنیتی جمهوری اسلامی مطرح شده است. از منظر راهبردی، چنین اقدامی می‌تواند تلاشی برای افزایش هزینه‌های جنگ برای طرف مقابل و ایجاد فشار اقتصادی بر اقتصاد جهانی تلقی شود.

با این حال، تحلیل چنین گزینه‌ای بدون توجه به ساختار نابرابر قدرت در اقتصاد جهانی ناقص خواهد بود. رژیم ولایی ایران در شرایطی این ابزار ژئوپلیتیک را مطرح می‌کند که اقتصاد آن با محدودیت‌های جدی از جمله تحریم‌های گسترده مالی، کاهش سرمایه‌گذاری خارجی، محدودیت دسترسی به نظام مالی بین‌المللی و وابستگی بالا به صادرات منابع طبیعی مواجه است. در مقابل، ایالات متحده و متحدان آن از ظرفیت‌های عظیم اقتصادی، تکنولوژیک و نظامی برخوردارند که امکان مدیریت بحران‌های ژئوپلیتیک را تا حد زیادی افزایش می‌دهد.

بر این اساس، پرسش اصلی این مقاله آن است که بستن تنگه هرمز در شرایط جنگ چه پیامدهای ژئواکونومیک و ژئوپلیتیکی برای رژیم ولایی ایران در چارچوب نابرابری قدرت در نظام اقتصاد جهانی خواهد داشت.

۲. اهمیت ژئوپلیتیک تنگه هرمز در اقتصاد جهانی انرژی

تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی در نظام اقتصاد جهانی محسوب می‌شود. در ادبیات امنیت انرژی، این گذرگاه در زمره مهم‌ترین «چوک‌پوینت‌های انرژی» قرار می‌گیرد؛ یعنی نقاط جغرافیایی محدودی که بخش بزرگی از انتقال انرژی جهانی از طریق آن‌ها صورت می‌گیرد.

بر اساس داده‌های اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، حدود بیست درصد از کل تجارت نفت جهان و نزدیک به سی درصد از تجارت دریایی نفت از طریق تنگه هرمز عبور می‌کند. علاوه بر این، بخش قابل توجهی از صادرات گاز طبیعی مایع قطر نیز از همین مسیر به بازارهای جهانی منتقل می‌شود.

وابستگی بالای صادرات انرژی کشورهای حوزه خلیج فارس به این مسیر موجب شده است که امنیت تنگه هرمز از اهمیت راهبردی برای اقتصاد جهانی برخوردار باشد. کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت، عراق و قطر بخش بزرگی از صادرات نفت و گاز خود را از این مسیر انجام می‌دهند. از این رو هرگونه اختلال در تردد نفتکش‌ها می‌تواند موجب افزایش شدید قیمت انرژی، اختلال در زنجیره‌های تأمین جهانی، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه دریایی و در نهایت بی‌ثباتی در بازارهای مالی بین‌المللی شود.

با این حال باید توجه داشت که در دهه‌های اخیر برخی کشورها برای کاهش وابستگی خود به این گلوگاه انرژی اقدام به ایجاد مسیرهای جایگزین کرده‌اند. برای مثال، خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی امکان انتقال بخشی از نفت این کشور به دریای سرخ را فراهم می‌کند و خط لوله ابوظبی نیز بخشی از صادرات نفت امارات را به دریای عمان منتقل می‌کند. این مسیرهای جایگزین اگرچه نمی‌توانند به طور کامل جایگزین تنگه هرمز شوند، اما تا حدی از اهمیت مطلق آن در اقتصاد جهانی انرژی کاسته‌اند.

۳. چارچوب نظری

۳.۱ واقع‌گرایی تهاجمی و منطق بازدارندگی

در چارچوب نظری واقع‌گرایی تهاجمی که توسط جان مرشایمر (John Mearsheimer) توسعه یافته است، دولت‌ها در یک نظام بین‌المللی آنارشیک برای بقا و امنیت خود تلاش می‌کنند قدرتشان را افزایش دهند. در چنین سیستمی، رقابت قدرت میان دولت‌ها امری اجتناب‌ناپذیر تلقی می‌شود.

از این منظر، تهدید به بستن تنگه هرمز می‌تواند به عنوان نوعی استراتژی بازدارندگی نامتقارن تفسیر شود. رژیم ولایی ایران با تکیه بر موقعیت جغرافیایی خود تلاش می‌کند از جغرافیای انرژی به عنوان ابزاری برای افزایش هزینه‌های جنگ برای قدرت‌های بزرگ استفاده کند. هدف چنین استراتژی‌ای آن است که طرف مقابل در محاسبات خود نسبت به ادامه جنگ محتاط‌تر شود.

با این حال، کارآمدی چنین استراتژی‌ای به توانایی طرف مقابل برای خنثی کردن آن بستگی دارد. در شرایطی که ایالات متحده از برتری قابل توجه دریایی در منطقه برخوردار است، احتمال موفقیت بلندمدت چنین اقداماتی محدود ارزیابی می‌شود.

۳.۲ ژئواکونومی

مفهوم ژئواکونومی که توسط ادوارد لوتواک (Edward Luttwak) مطرح شده است، بر این نکته تأکید دارد که در عصر جهانی‌شدن ابزارهای اقتصادی به طور فزاینده‌ای جایگزین ابزارهای نظامی در رقابت قدرت میان دولت‌ها شده‌اند. در این چارچوب، کشورها از ابزارهایی مانند تجارت، انرژی، سرمایه‌گذاری و تحریم‌ها برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیک خود استفاده می‌کنند.

بستن تنگه هرمز را می‌توان نمونه‌ای از استفاده از جغرافیای انرژی به عنوان ابزار فشار اقتصادی در چارچوب رقابت ژئواکونومیک دانست. با این حال، در نظام ژئواکونومیک جهانی، کشورهایی که دسترسی محدود به شبکه‌های مالی بین‌المللی دارند، از ظرفیت کمتری برای استفاده مؤثر از این ابزار برخوردارند. تحریم‌های مالی گسترده علیه ایران، به ویژه محدودیت دسترسی به نظام بانکی بین‌المللی و بازارهای سرمایه، عملاً ظرفیت ژئواکونومیک این کشور را به طور قابل توجهی کاهش داده است.

۳.۳ نظریه نظام جهانی

در نظریه نظام جهانی که توسط ایمانوئل والرشتاین (Immanuel Wallerstein) توسعه یافته است، اقتصاد جهانی به سه بخش اصلی تقسیم می‌شود: مرکز، نیمه‌پیرامون و پیرامون. کشورهای مرکز دارای اقتصادهای پیشرفته، فناوری‌های برتر و شبکه‌های مالی قدرتمند هستند، در حالی که کشورهای پیرامونی عمدتاً به صادرات مواد خام وابسته‌اند و از دسترسی محدودتری به فناوری و سرمایه برخوردارند.

در دهه‌های اخیر اقتصاد ایران به دلیل عواملی مانند وابستگی بالا به صادرات منابع طبیعی، تحریم‌های اقتصادی گسترده، محدودیت دسترسی به فناوری‌های پیشرفته و کاهش سرمایه‌گذاری خارجی، به طور فزاینده‌ای به سمت موقعیت پیرامونی در اقتصاد جهانی حرکت کرده است. در چنین شرایطی، استفاده از ابزارهای ژئوپلیتیک پرریسک مانند اختلال در یکی از مهم‌ترین شریان‌های انرژی جهان می‌تواند موقعیت پیرامونی کشور را تشدید کند و به افزایش فشارهای بین‌المللی علیه آن منجر شود.

۴. پیامدهای ژئواکونومیک بستن تنگه هرمز

۴.۱ شوک به بازار انرژی جهانی

بستن تنگه هرمز می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین شوک‌های عرضه در بازار انرژی جهانی را ایجاد کند. حذف احتمالی حدود بیست میلیون بشکه نفت در روز از بازار جهانی می‌تواند به افزایش قابل توجه قیمت نفت، افزایش تورم جهانی و بی‌ثباتی در بازارهای مالی بین‌المللی منجر شود.

با این حال، تجربه بحران‌های انرژی در دهه‌های گذشته نشان می‌دهد که بازار جهانی انرژی دارای ظرفیت قابل توجهی برای سازگاری با چنین شوک‌هایی است. کشورها می‌توانند از طریق افزایش تولید در سایر مناطق، آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت و تغییر مسیرهای حمل‌ونقل بخشی از کمبود عرضه را جبران کنند.

۴.۲ اختلال در تجارت جهانی

افزایش ریسک امنیتی در منطقه خلیج فارس می‌تواند هزینه‌های بیمه کشتی‌ها و حمل‌ونقل دریایی را به طور قابل توجهی افزایش دهد. چنین وضعیتی احتمالاً موجب اختلال در جریان تجارت جهانی و افزایش هزینه واردات انرژی برای بسیاری از کشورها خواهد شد. اقتصادهای آسیایی که وابستگی بالایی به واردات انرژی از خلیج فارس دارند، بیش از سایر مناطق جهان از چنین اختلالی آسیب خواهند دید.

۴.۳ پیامدهای اقتصادی برای کشورهای خلیج فارس

اقتصاد کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به طور گسترده‌ای به صادرات انرژی وابسته است. بستن تنگه هرمز می‌تواند صادرات نفت و گاز این کشورها را مختل کند و در نتیجه درآمدهای دولتی، رشد اقتصادی و ثبات مالی آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهد.

با این حال، بسیاری از این کشورها دارای ذخایر ارزی عظیم و صندوق‌های ثروت ملی بزرگ هستند که می‌تواند امکان مدیریت شوک‌های کوتاه‌مدت اقتصادی را فراهم کند. علاوه بر این، برخی از آن‌ها با ایجاد خطوط لوله جایگزین تلاش کرده‌اند وابستگی خود به تنگه هرمز را کاهش دهند.

۵. پیامدهای ژئوپلیتیک برای رژیم ولایی ایران

۵.۱ افزایش انزوای بین‌المللی

بستن یکی از مهم‌ترین شریان‌های انرژی جهان احتمالاً از سوی بسیاری از دولت‌ها به عنوان تهدیدی علیه امنیت اقتصادی جهانی تلقی خواهد شد. چنین اقدامی می‌تواند به شکل‌گیری ائتلاف‌های نظامی گسترده‌تر برای بازگشایی مسیر انرژی و همچنین مشروعیت‌بخشی به مداخله نظامی علیه ایران منجر شود. افزون بر این، احتمال افزایش تحریم‌های اقتصادی و فشارهای دیپلماتیک علیه تهران نیز وجود خواهد داشت.

۵.۲ فشار از سوی چین و شرکای اقتصادی

چین یکی از بزرگ‌ترین واردکنندگان انرژی از خلیج فارس و در عین حال یکی از مهم‌ترین خریداران نفت ایران است. اختلال در تنگه هرمز می‌تواند امنیت انرژی چین را به طور مستقیم تهدید کند. در چنین شرایطی، پکن ممکن است برای بازگشایی این مسیر فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی قابل توجهی بر تهران وارد کند.

۵.۳ تشدید بحران اقتصادی داخلی

اقتصاد ایران پیش از تشدید جنگ نیز با مشکلات ساختاری متعددی از جمله تورم بالا، کاهش ارزش پول ملی، کسری بودجه مزمن، فرار سرمایه و تحریم‌های مالی گسترده مواجه بوده است. بستن تنگه هرمز می‌تواند صادرات نفت ایران را نیز با محدودیت‌های بیشتری مواجه کند و درآمدهای ارزی کشور را کاهش دهد. در نتیجه چنین وضعیتی احتمالاً به تشدید بحران اقتصادی داخلی و افزایش نارضایتی‌های اجتماعی منجر خواهد شد.

۶. نابرابری قدرت در جنگ ژئواکونومیک

یکی از عوامل کلیدی در تحلیل این بحران، نابرابری قابل توجه قدرت اقتصادی، تکنولوژیک و مالی میان طرف‌های درگیر است. تولید ناخالص داخلی ایالات متحده حدود بیست و هفت تریلیون دلار برآورد می‌شود، در حالی که اقتصاد اسرائیل حدود پانصد میلیارد دلار و اقتصاد ایران کمتر از چهارصد میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد.

علاوه بر این، ایالات متحده و متحدان آن به شبکه مالی جهانی، فناوری‌های پیشرفته، و قدرت دریایی برتر دسترسی دارند. چنین ظرفیت‌هایی به آن‌ها امکان می‌دهد در صورت وقوع یک بحران ژئوپلیتیک طولانی‌مدت، فشارهای اقتصادی و نظامی را بهتر مدیریت کنند.

در مقابل، اقتصاد ایران به دلیل تحریم‌های گسترده، محدودیت دسترسی به سرمایه و فناوری، و وابستگی به صادرات انرژی، ظرفیت تاب‌آوری اقتصادی بسیار محدودتری نسبت به اتئلاف امریکا-اسرائیل و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس دارد. در نتیجه، ابزارهای ژئوپلیتیک مانند بستن تنگه هرمز اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت اثرات ایذایی ایجاد کنند، اما در بلندمدت قادر به جبران عدم تقارن قدرت اقتصادی و نظامی میان طرف‌های درگیر نخواهند بود.

۷. نتیجه‌گیری

تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی در اقتصاد جهانی است و هرگونه اختلال در آن می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای بازارهای انرژی و ثبات اقتصادی جهانی داشته باشد. بستن این تنگه از سوی رژیم ولایی ایران می‌تواند در کوتاه‌مدت موجب افزایش قیمت انرژی و ایجاد فشار اقتصادی بر برخی از کشورها شود.

با این حال، در چارچوب ساختار نابرابر قدرت در نظام اقتصاد جهانی و با توجه به تحریم‌های گسترده اقتصادی علیه ایران، چنین اقدامی با ریسک‌های جدی همراه است. اقتصاد ایران به دلیل وابستگی به صادرات انرژی، محدودیت دسترسی به نظام مالی جهانی و مشکلات ساختاری داخلی، ظرفیت محدودی برای تحمل یک بحران طولانی‌مدت دارد.

از این رو، بستن تنگه هرمز بیش از آنکه بتواند تعادل قدرت ژئوپلیتیک را به نفع حاکمیت ولایی تغییر دهد، احتمالاً به تشدید انزوای بین‌المللی، افزایش فشارهای اقتصادی و تضعیف بیشتر موقعیت ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک این رژیم در نظام اقتصاد جهانی منجر خواهد شد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy