Wednesday, Mar 11, 2026

صفحه نخست » ابهام ترامپ؛ تاکتیکی که حالا به نقطه ضعف در جنگ با جمهوری اسلامی تبدیل شده است

parpanchi.jpgمهدی پرپنچی در متنی به زبان انگلیسی در شبکه اکس نوشت:

*ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

ابهام پیش از جنگ یک مزیت بود؛ اما حالا به یک نقطه ضعف تبدیل شده است

پیش از آغاز جنگ، سیاست ابهام‌آمیز دونالد ترامپ به حفظ عدم قطعیت برای جمهوری اسلامی کمک می‌کرد و رژیم را در وضعیت ناپایدار نگه می‌داشت. اما اکنون که جنگ آغاز شده، همین ابهام به رژیم دلیلی برای مقاومت می‌دهد و در عین حال دیگران را به تردید و احتیاط وا می‌دارد.

پیام‌های متناقض ترامپ پیش از شروع جنگ کارکرد خاصی داشت. این رویکرد همه را در حالت انتظار نگه می‌داشت و هیچ‌کس نمی‌توانست به‌درستی نیت واقعی او را تشخیص دهد. حتی ممکن است همین وضعیت باعث شده باشد که علی خامنه‌ای از مخفیگاه خود بیرون بیاید و در مسیری قرار بگیرد که سرنوشتش را رقم زد.

اما با آغاز جنگ، ارزش این ابهام تغییر کرده است. اکنون مشخص نیست ترامپ دقیقاً چه نتیجه‌ای از این جنگ می‌خواهد، چه چیزی را قابل قبول می‌داند و در کجا قصد توقف دارد. این عدم قطعیت شاید به آرام نگه داشتن بازارها، جلوگیری از شوک شدید نفتی و باز نگه داشتن راه‌های کاهش تنش کمک کند، اما در عین حال دو مشکل جدی ایجاد می‌کند که می‌تواند کل عملیات را تضعیف کند.

نخست آنکه جمهوری اسلامی این پیام‌های متناقض را نشانه‌ای می‌بیند از اینکه شاید این عملیات به یک نتیجه قاطع ختم نشود. چنین برداشتی رژیم را تشویق می‌کند که مقاومت کند، فشارها را تحمل کند و روز به روز زمان بخرد؛ به این امید که عملیات از شتاب بیفتد یا زودتر از موعد پایان یابد. تا زمانی که مقام‌های حکومتی احتمال بقا برای رژیم را جدی بدانند، به آن وفادار خواهند ماند. شکاف و ریزش درون حاکمیت تنها زمانی آغاز می‌شود که آنها به این نتیجه برسند که جمهوری اسلامی پایان یافته و آینده دیگر به آن تعلق ندارد. درست در همین نقطه است که پیام‌های متناقض می‌تواند مانع ایجاد آن لحظه تعیین‌کننده شود.

دوم آنکه همین عدم قطعیت باعث می‌شود بسیاری از بازیگران ضد رژیم محتاط بمانند. آنها مطمئن نیستند که فشار آمریکا آنقدر ادامه پیدا می‌کند یا آنقدر شدید خواهد بود که ریسک موضع‌گیری آشکار ارزشش را داشته باشد. حتی اکنون هم برخی چهره‌های سیاسی بانفوذ که در ابتدا از جنگ حمایت کرده بودند، در حال عقب‌نشینی و فاصله گرفتن علنی از آن هستند.

همین مسئله می‌تواند چشم‌انداز اعتراضات گسترده در داخل ایران را نیز تضعیف کند. تنها دو ماه پیش بسیاری از ایرانیان به خیابان آمدند و بهای آن را با جان خود پرداختند. بسیاری از آنها ممکن است دوباره نیز چنین خطری را بپذیرند؛ اما فقط زمانی که باور کنند این واقعاً پایان کار رژیم است. اگر این احساس شکل بگیرد که واشنگتن ممکن است در نهایت با جمهوری اسلامی به توافق برسد، یا اگر مشخص نباشد آمریکا تا چه مدت آماده ادامه این نبرد است، احتمال حرکت دوباره مردم بسیار کمتر خواهد شد. هیچ‌کس همه چیز خود را روی یک قیام قمار نمی‌کند وقتی نشانه‌ها حاکی از آن باشد که رژیم هنوز ممکن است دوام بیاورد.

در نتیجه، چیزی که پیش از جنگ به عنوان ابزار فریب و فشار کارآمد بود، اکنون به منبعی از سردرگمی استراتژیک تبدیل شده است. پیش از جنگ، ابهام رژیم را در حالت عدم تعادل نگه می‌داشت. اما در شرایط جنگی، همین ابهام می‌تواند نتیجه معکوس بدهد: به جمهوری اسلامی انگیزه‌ای برای مقاومت بدهد و دیگران را به تردید و تعلل بکشاند.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy