جناب پرزیدنت!
طبیعتا به هر جنگی باید از دو زاویه نگاه کنیم:
-از زاویه دید خودمان.
-از زاویه دید دشمن.
آن چه برای خودمان خوب است طبعا برای دشمن بد است و بر عکس. این که برخی می گویند جنگ بد است یا جنگ خوب است باید مشخص شود که از کدام زاویه ی دید می گویند.
من، چون جنگ امروز شما -یعنی امریکا-، علیه جمهوری نکبت اسلامی ست در طرف شما هستم و از زاویه دید امریکا به عنوان خودی،،، و از زاویه دید جمهوری نکبت اسلامی به عنوان دشمن نگاه می کنم و امیدوارم این جنگ به نفع امریکا و اسراییل تمام شود و جمهوری اسلامی با تمام اعوان و انصارش به قبرستان تاریخ روانه شود.
طبیعتا جنگ به خودی ها هم آسیب می زند و امروز مثلا امریکا و اسراییل باید تحمل هزینه های بالای جنگ را داشته باشند (که البته مطمئن هستم بعد از پیروزی در جنگ این هزینه ها با آرامشی که در جهان به وجود خواهد آمد جبران خواهد شد) یا باید تعدادی از سربازان و مردم امریکا و مردم اسراییل و مردم ایران که با شما همراه و با جمهوری نکبت اسلامی دشمن هستند کشته و مجروح خواهند شد که متاسفانه هرگز و به هیچ شکلی قابل جبران نیست ولی از عوارض و نتایج هر جنگی ست (یک توضیح هم در باره ی این که طرف دشمن یعنی طرف جمهوری نکبت اسلامی که سپاه پاسداران ستون فقرات نظامی و سیاسی آن است بدهم که با وجود این که آن ها هم خود را ایرانی می نامند اما در واقع ایرانی نیستند بلکه مُشتی اشغالگر فارسی زبان هستند و از ایرانی بودن خودشان هم «ناراضی» هستند و مثلا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در این جنگ به نام ایران با شما و جهان می جنگد، حتی کلمه ی «ایران» را در نام خود ندارد، و مثل این است که در امریکا، ارتش این کشور، خود را نه ارتش «ایالات متحده ی امریکا» بلکه ارتش مسیحیت بنامد و از عبارت «ایالات متحده امریکا» استفاده نکند و شرمنده ی این نام باشد).
اما جنگ امروز برای شما یعنی امریکا یک فایده ی بزرگ هم دارد چرا که شما «««ناخواسته»»» در «بزرگ ترین مانور نظامی همه ی تاریخ جهان» حضور پیدا کرده اید.
مانوری که می توانید در آن نیروهای نظامی خودتان را ارزیابی کنید، نقاط ضعف و قدرت ارتش و دستگاه اطلاعاتی و دستگاه سیاسی خودتان را پیدا کنید، و از همه مهم تر، بابت طرف مقابل این مانور، هزینه ای نپردازید.
به عبارتی برای انجام یک مانور عادی شما باید هزینه ی هر دو طرف مهاجم و مدافع را بپردازید، اما در این ترکیب «مانور-جنگ» نیازی به پرداخت هزینه ی نیروهای مدافع ندارید و از طرف دیگر نیازی به فکر کردن و برنامه ریزی کردن برای نیروی مدافع ندارید و اتفاقا نیروی مدافع به چیزها و کارها و تاکتیک هایی می اندیشد که محال است شما که در یک مانور عادی به جای هر دو طرف باید فکر و برنامه ریزی کنید ابتکارات طرف مقابل را به ذهن بیاورید.
بنابراین هر کشوری برای تقویت بنیه ی نظامی خودش باید از انجام چنین «مانوری» خوشحال باشد و آن را قدر بشناسد! به همین خاطر است که می گویم «ای کاش من جای شما بودم!»
امیدوارم این «مانور-جنگ» هر چه زودتر با پیروزی شما و ما ایرانیان مخالف جمهوری نکبت اسلامی، به پایان برسد و ناچار به تحمل هزینه های انسانی و مالی و مادی بیشتری نشویم.

خط و نشان رادان برای چهارشنبه سوری
















