كاش مي ماندي و مي ديدي كه فرزندانت در گوشه گوشه ايران و جهان در حال پراكندگي به ( ايل سوزي ) به سخنان ايل تو گوش فرامي دهند و از شقايق هاي جنگزده صحراهاي جهرم و فيروز اباد و كازرون دسته ها مي سازند و وبر مزارت مي كارند تا در بهار ديگري خونين تر و عاشق تر زندگيت را جشن بگيرند .
راستي كه زندگيت با كوچ قشقايي ها و با عشق شقايق ها و با كتاب و قلم و آموختن و آموزاندن سرشار بود.
كاش مي توانستم در شيراز ، حضور داشته باشم و تا سراي خفتگان مفاخر فرهنگ و ادب و قلم فارس ، بدرقه ات كنم و فرزندان برومندت ، كه هركدام از گوشه اين جهان جنگزده به ديدارت شتافته اند را در آغوش بگيرم . كاش و كاش...
خيلي دير خبر شدم كه ساراي تو و توران گلين ، در تورنتو ، گروهي از دو ستدارانت را به موسيقي و شعر خواني فراخوانده است كه بگويد كه از اين ايل فراموش شده و خاندان پراكنده ، هنوز خاكستر گرمي بر اجاقي مانده است كه زندگي تورا پاس دارد وبر زندگيت شادي كند وبقول آن پيرمرد سرخپوست قبيله ( ايركويي ) در جنوب غربي كانادا ، پيام دهد" تا زماني كه فقط يك سرخپوست زنده باشد فرهنگ سرخپوستي هم زنده خواهد ماند."
به شما هم كه در خاك گرم قصرالدشت شيراز ، به تازگي خفته ايد، اطمينان مي دهم كه تا زماني كه فقط يك قشقايي در گوشه اي از اين دنياي بحراني زنده است فرهنك و تاريخ قشقايي هم زنده خواهد ماند.
كاش زودتر خبر مي شدم تا در تورنتو حضور پيداكنم و براي نسل جديد قشقايي كه بجاي برنو و قلم با كيبورد و فضاي مجازي أخت شده اند نشان دهم كه نسل ما نسلي بودند كه از خود فرا رفتند و شب وروزشان در آموختن و آموزاندن گذشت و كمتر به فكر خويش بودندو شما به درستي نماينده اين نسل معلمان و فرهنگيان و پژوهشگران ايل ما بوديد كه يكدم از نوشتن و دوباره ديدن و آموختن باز نايستاديد .
با افتخار زيستيد و غم ايل و تبار و كشور را داشتيد و قلم را در همين جهت فرمان داديد و اكنون ما مانده ايم و خروار ها سخن هاي ناگفته و راه هاي دراز سنگلاخي پيش رو .
شما كار خود را كرديد و بار خود را برديد .
ما به اميد زنده ايم كه اين راه به سرانجام برسد و از اين دامگه حادثه خونچكان به ساحل نجات فرا شويم .
اشكبوس ومنيژه - مريلند (زنجيران) ٢٢ اسفند ٤٠٤

مناجات لاریجانی، مهران رفیعی
















