همان ناقلایِ صغیر و حقیر
*
چو در کارِ کشتن ندارم نظیر
به فرمانِ حیدر بگشتم کبیر
*
مقامِ ریاست تو از من مگیر
که هرگز نگردم ز کشتار سیر
*
علیه جوانان بجنگم چو شیر
ز کویِ دبیران بگیرم اسیر
*
و گر هست گوشت به راز و نیاز
ببخشای خلوت به هر بچه باز
*
مبادا که طوسی شود منزوی
که فریاد خیزد ز هر حوزوی
*
کلامی نگویم من از زادگاه
که هستم نفوذی در این بارگاه
*
شکایت ندارم از این وضع سخت
ز نقصان و نکبت شدم نیک بخت
*
به دورانِ خونین چو خندان ترم
نخواهم که عمرش به پایان برم
*
به زندان فرستم زنِ صلحجو
در آغوش گیرم تنِ فتنه جو
*
اگر کس بگوید ز پایانِ جنگ
ببندم دهانش بدون درنگ
*
نباشد نبردی چو جنگِ حجاب
ز کابوس تلخش خورم قرصِ خواب
*
نصیبم بگردان تو عمری بلند
که از بُن رسانم به ایران گزند
*
ولاکن به جیبم زر و ارز ریز
که غافل نباشم ز فکرِ گریز
*

اندیشهء "قدرت و حکومت" در مذهب شیعه، عسگرآقا
















