Wednesday, Mar 18, 2026

صفحه نخست » تطهیر رسانه‌های بریتانیا از یک چهره امنیتی جمهوری اسلامی

skybbc.jpgجاناتان ساکردوتی - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

علی لاریجانی نه «اصلاح‌طلب» بود و نه چهره‌ای میانه‌رو، بلکه یکی از مهره‌های کلیدی در ساختار سرکوب جمهوری اسلامی به شمار می‌رفت با این حال، بخش‌هایی از رسانه‌های بریتانیایی و غربی تصویری متفاوت و تعدیل‌شده از او ارائه دادند.

چند روز پیش با تعجب برنامه‌ای از اسکای‌نیوز را تماشا می‌کردم که در آن تصاویر تبلیغاتی جمهوری اسلامی از حضور لاریجانی در خیابان‌های ایران در روز قدس پخش می‌شد. مجریان این شبکه با تأکید می‌گفتند این تصاویر نشان‌دهنده «قدرت» ایران است، چراکه او بدون ترس از ترور در میان مردم قدم می‌زند.

مدت‌هاست نسبت به پوشش اسکای‌نیوز از خاورمیانه تردید دارم، اما این بار حتی برای من هم شوکه‌کننده بود که چنین روایت آشکاراً تبلیغاتی، بدون هیچ نگاه انتقادی بازنشر می‌شود. حالا که خبر کشته شدن او در حمله اسرائیل منتشر شده، شاید همان رسانه‌ها بخواهند در مراسمی نمادین همراه با برخی مقامات بریتانیایی برای او سوگواری کنند؛ همان‌طور که پیش‌تر برای چهره‌های ارشد جمهوری اسلامی چنین فضایی ایجاد شد.

بی‌بی‌سی نیز تفاوت چندانی نداشت.

واکنش رسانه ملی بریتانیا حتی فراتر رفت و به نوعی تحلیل عجیب و خطرناک رسید. گوینده خبر با لحنی محتاطانه هشدار داد که حذف چهره‌هایی که «میانه‌رو» تلقی می‌شوند، ممکن است به قدرت گرفتن افراد «تندروتر و کم‌تجربه‌تر» منجر شود و روند تغییر در ایران را پیچیده‌تر کند.

جرمی بوئن نیز لاریجانی را «چهره‌ای عمل‌گرا»، «منعطف» و «کسی که می‌توان با او کار کرد» توصیف کرد. او البته پذیرفت که لاریجانی در هفته‌های اخیر سخنان «تند و جنگ‌طلبانه» مطرح کرده اما گویا این موضوع چندان مهم تلقی نشد.

این تلاش برای بازسازی چهره یک مقام کلیدی در نظامی سرکوبگر، چیزی فراتر از یک خطای رسانه‌ای است. فردی که درباره هولوکاست اظهارات مبهم و بحث‌برانگیز داشت، اکنون به‌عنوان شریک بالقوه گفت‌وگو معرفی می‌شود اما این پرسش مطرح است: چه کسی دقیقاً قرار بود با او «کار» کند؟

در مقابل، موضع اسرائیل کاملاً روشن بود. وزیر خارجه این کشور اعلام کرد که لاریجانی و همکارانش نقش مستقیمی در ماشین سرکوب داشته‌اند و تحت تحریم‌های بین‌المللی قرار داشتند. به گفته او، حذف چنین افرادی به معنای کاهش توان رژیم برای اعمال زور است و در نتیجه، مردم ایران «امن‌تر» خواهند بود.

می‌توان با این تحلیل موافق یا مخالف بود، اما نادیده گرفتن واقعیت کارنامه لاریجانی دشوار است.

مسیر سیاسی او در امتداد ستون فقرات جمهوری اسلامی قرار دارد. در دوران ریاست بر صداوسیما، رسانه‌ای را اداره می‌کرد که اعترافات اجباری، تخریب مخالفان و برنامه‌های هماهنگ با دستگاه‌های امنیتی را پخش می‌کرد. در عرصه سیاسی نیز از قوانین ایدئولوژیک سخت‌گیرانه دفاع می‌کرد و در دوره‌های اعتراضات، همواره در کنار سرکوب ایستاد.

حتی عنوان «عمل‌گرا» نیز نیاز به بازنگری دارد. در ادبیات داخلی جمهوری اسلامی، عمل‌گرایی اغلب به معنای انعطاف تاکتیکی برای حفظ نظام است، نه تغییر در اصول. یعنی مذاکره بدون امتیاز دادن، تغییر لحن بدون تغییر ماهیت، و مدیریت فشار خارجی بدون اصلاح داخلی.

این الگو در مذاکرات هسته‌ای نیز دیده شد؛ جایی که گفت‌وگوها بیشتر به خرید زمان و کاهش فشار انجامید، در حالی که برنامه‌های ایران پیش می‌رفت.

تمرکز بیش از حد بر «مذاکره به‌عنوان هدف» باعث شده درک عمومی از ماهیت جمهوری اسلامی دچار انحراف شود گویی مشکل در افراد است، نه در ساختار و ایدئولوژی.

این مسئله حتی در فضای اجتماعی غرب نیز بازتاب دارد؛ جایی که برخی اعتراضات، به‌جای دفاع از مردم ایران، عملاً با روایت‌های رژیم همسو می‌شوند. وقتی رسانه‌ها واقعیت را نرم، تعدیل یا گزینشی بازنمایی می‌کنند، افکار عمومی نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

در همین حال، ایالات متحده و اسرائیل رویکردی عملی‌تر اتخاذ کرده‌اند. حتی برخی کشورهای منطقه نیز به این جمع‌بندی رسیده‌اند که بازیگران اصلی امروز کسانی هستند که «عمل می‌کنند»، نه صرفاً مذاکره.

بسیاری از ایرانیان نیز ترجیح می‌دهند با واقعیت‌های سخت اما صریح مواجه شوند، تا روایت‌های ملایمی که سرکوب را پنهان می‌کند.

نتانیاهو اخیراً وعده «غافلگیری‌های بیشتر» در این جنگ را داده بود و مرگ لاریجانی احتمالاً یکی از آن‌هاست.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy