
مرگ بارد همچو باران از هوا
پس کجایی ای طبیب بی وفا؟
*
رفته ای در سنگری از ترسِ جان؟
یا شدی از ترسِ جان خود جان ستان؟
*
گر نداری در ستم ها اختیار
ترک کن این کرسی بی اعتبار
*
ناله کردن کی کُند دردی دوا؟
چون طبیبان از درِ درمان درآ
*
بگذرد از خاک ما این سال سخت
تیرگی ها پر کشد از رخت و بخت
*
بی گمان فردا رسد روزِ حساب
هست آیا در سرت فکرِ جواب؟
*
کس نخواهد بشنود در دادگاه
آنچه گوید واعظی هر شامگاه
*
باشد اینک فرصتی در پیشِ تو
اهلِ دانش کی شود دنباله رو؟
*
خلق را تقلیدشان بر باد داد
ای دو صد لعنت بر این تقلید باد
*

















