هسته سخت ۹ میلیونی؛ راز بقای جمهوری اسلامی در میانه جنگ
تایمز بریتانیا - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
با وجود سقوط بمبها بر تهران، روز چهارشنبه خیابانها مملو از جمعیت برای مراسم تشییع علی لاریجانی بود. زنان گریان عکسهای او را در دست داشتند، مردان به کاروان حامل پیکر او سلام نظامی میدادند و در اطراف میدان انقلاب، شعارهای آشنای «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر آمریکا» طنینانداز بود.
برای بسیاری از ناظران در خارج از ایران، این صحنه ممکن است این پرسش را ایجاد کرده باشد که آیا عزاداران با اجبار یا سازماندهی دولتی به خیابان آورده شدهاند. لاریجانی فردی بود که بهطور گسترده متهم میشد دستور سرکوب خونین معترضان در دیماه را صادر کرده است. با این حال، آنچه دیده شد صرفاً یک نمایش ساختگی نبود.
با وجود اینکه میزان حمایت از جمهوری اسلامی در ۴۷ سال گذشته بهطور قابلتوجهی کاهش یافته، هنوز بخشی از جامعه بهطور جدی به حکومت وفادار مانده است. این گروه که در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی به «هسته سخت» معروف است، حدود ۱۰ درصد جمعیت کشور، یعنی نزدیک به ۹ میلیون نفر، برآورد میشود.
بر اساس نظرسنجی مؤسسه پژوهشی گمان در هلند، حدود ۲۰ درصد ایرانیان بهنوعی از نظام حمایت میکنند، اما تنها نیمی از آنان خواهان اصلاحات هستند. نیم دیگر، یعنی جریانهای تندرو، بدون تردید از ساختار فعلی دفاع میکنند.
پایگاه اصلی این حمایت همچنان از همان لایههایی میآید که در انقلاب ۱۳۵۷ نیز نقش داشتند: مردان جوان طبقات پایین شهری و جمعیتهای روستایی. یافتههای این نظرسنجی نشان میدهد حمایت از حکومت در مناطق روستایی و در میان افراد کمتحصیل بیشتر از شهرهای بزرگ است.
به گفته عمار ملکی، مدیر مؤسسه گمان، عامل مشترک در میان این گروهها، اهمیت مذهب و بهویژه باور به مهدویت است؛ باوری که بر بازگشت امام غایب برای برقراری عدالت در جهان تأکید دارد.
حسین حافظیان، پژوهشگر مسائل ایران، میگوید:
«بسیاری از این افراد معتقدند این نظام، تجلی واقعی اسلام است و رهبر جمهوری اسلامی نماینده امام زمان محسوب میشود. به همین دلیل، حتی اگر اقتصاد در وضعیت بدی باشد، ایمان آنها به نظام تغییر نمیکند.»
حکومت نیز این پایگاه وفادار را بهطور فعال تقویت میکند. در علوم سیاسی گفته میشود برای موفقیت یک قیام مردمی علیه یک حکومت اقتدارگرا، حضور حدود ۳.۵ درصد جمعیت کافی است. به نظر میرسد جمهوری اسلامی محاسبه کرده که داشتن ۱۰ درصد نیروی وفادار برای جلوگیری از فروپاشی کافی است.
ستون اصلی این حمایت، سپاه پاسداران و نیروی بسیج است که عمدتاً از میان همین «هسته سخت» جذب نیرو میکنند و مجموع اعضای آنها به میلیونها نفر میرسد. بسیج با شبکهای در تقریباً تمام محلههای کشور، نقش اصلی در بسیج نیروهای وفادار و کنترل جامعه را بر عهده دارد.
اسناد داخلی سال ۲۰۲۳ که به دست پژوهشگران رسیده، نشان میدهد برنامهای پنجساله برای سازماندهی دستکم چهار میلیون نفر در قالب صدها هزار گروه کوچک در حوزههای مختلف اجتماعی تدوین شده است تا در زمان ناآرامی، پنج درصد هر محله آماده ورود به «جبهه داخلی» باشند.
از آغاز جنگ، حضور گروههای موتورسوار مسلح در خیابانها، ایجاد ایستهای بازرسی، کنترل تلفنهای همراه و جلوگیری از فیلمبرداری در محل حملات، نشانههایی از اجرای همین طرح ارزیابی میشود. همچنین پیامهایی برای نیروهای وفادار ارسال شده تا در تجمعات حکومتی شرکت کنند؛ تجمعاتی که سپس از تلویزیون دولتی پخش میشود.
به گفته کسری اعرابی، «هسته سخت» عملاً به یک جامعه درون جامعه تبدیل شده است؛ بسیاری از اعضای سپاه در مجتمعهای جداگانه زندگی میکنند و فرزندانشان در مدارس خاص تحصیل میکنند. هرچند تعداد این گروه ممکن است کاهش یافته باشد، اما میزان وفاداری آنها در دو دهه گذشته با برنامههای آموزشی ایدئولوژیک افزایش یافته است. باورهای مهدوی در میان نیروهای ایدئولوژیک باعث میشود که جنگ و ویرانی نه عامل تضعیف، بلکه نشانهای از نزدیک شدن ظهور تلقی شود.
به گفته کارشناسان، غرب احتمالاً میزان تعهد ایدئولوژیک «هسته سخت» را دستکم گرفته است.
به گفته اعرابی:
«ممکن است عملیات نظامی بتواند حکومت را سرنگون کند، اما این کار تنها با تضعیف همزمان سپاه، بسیج و در نهایت کل هسته سخت امکانپذیر خواهد بود.»

















